شما عضو این انجمن نبوده یا وارد نشده اید. لطفا برای مشاهده کامل انجمن و استفاده از آن وارد شوید یا ثبت نام کنید .
اخطار‌های زیر رخ داد:
Warning [2] Creating default object from empty value - Line: 11 - File: inc/plugins/tapatalk.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/inc/plugins/tapatalk.php 11 errorHandler->error
/inc/class_plugins.php 38 require_once
/inc/init.php 239 pluginSystem->load
/global.php 20 require_once
/portal.php 39 require_once




مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 3,561
» آخرین عضو: loolepaka
» موضوعات انجمن: 10,407
» ارسال‌های انجمن: 14,630

آمار کامل

کاربران آنلاین
در حال حاضر 486 کاربر آنلاین وجود دارد.
» 0 عضو | 486 مهمان
، ، ، Applebot،

آخرین موضوع‌ها
رزرو اقامتگاه: برنامه‌ریز...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۶/۲۱، ۱۲:۰۴ عصر
» پاسخ: 1
» بازدید: 735
سفر به پرطرفدارترین جزیره...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۶/۲۱، ۱۲:۰۱ عصر
» پاسخ: 1
» بازدید: 589
بهترین انتخاب برای اقامت ...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۶/۲۱، ۱۱:۵۸ صبح
» پاسخ: 1
» بازدید: 656
Yulgang W Beginner Tips: ...
انجمن: کامپیوتر و اینترنت
آخرین ارسال توسط: Kaevorlly
۰۵/۶/۱۴، ۰۶:۲۲ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
COD MW4 Matchmaking Guide...
انجمن: اسکریپت ها و سیستم های مدیریت محتوا
آخرین ارسال توسط: Andrew736
۰۵/۵/۲۹، ۱۲:۲۰ عصر
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
MLB The Show 26 Conquest ...
انجمن: شبکه و سرور
آخرین ارسال توسط: Andrew736
۰۵/۵/۲۹، ۱۲:۰۰ عصر
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
Master Monopoly Go Tourna...
انجمن: شبکه و سرور
آخرین ارسال توسط: Andrew736
۰۵/۵/۲۹، ۱۱:۴۲ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
U4GM Guide: How to Optimi...
انجمن: اسکریپت ها و سیستم های مدیریت محتوا
آخرین ارسال توسط: jhb66
۰۵/۵/۲۹، ۰۸:۱۵ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
U4GM PoE 2 Runic Ward Def...
انجمن: کد نویسی
آخرین ارسال توسط: jhb66
۰۵/۵/۲۸، ۰۸:۰۲ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
MLB The Show 26 Tips from...
انجمن: اسکریپت ها و سیستم های مدیریت محتوا
آخرین ارسال توسط: jhb66
۰۵/۵/۲۸، ۰۷:۴۸ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
U4GM Guide to Smart Monop...
انجمن: شبکه و سرور
آخرین ارسال توسط: jhb66
۰۵/۵/۲۸، ۰۷:۱۰ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
چرا اجاره ویلا بهترین گزی...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۵/۲۷، ۱۰:۳۰ صبح
» پاسخ: 1
» بازدید: 637
اجاره ویلا در شمال؛ ترکیب...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۵/۲۷، ۱۰:۲۷ صبح
» پاسخ: 1
» بازدید: 646
اقامتی جمع‌وجور، راحت و ا...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۵/۲۶، ۱۲:۳۰ عصر
» پاسخ: 1
» بازدید: 545
گوهرسازه تولیدکننده انواع...
انجمن: گفتگوی آزاد
آخرین ارسال توسط: artabsc
۰۵/۴/۲۰، ۰۱:۲۳ عصر
» پاسخ: 1
» بازدید: 1,426

 
  وقتی کامپیوتر روشن نمی شود باید چکار کنیم؟
ارسال کننده: farnaz - ۹۵/۶/۶، ۱۰:۲۱ عصر - انجمن: کامپیوتر و اینترنت - پاسخ (3)

زمانی که شما از کامپیوتر زیاد استفاده ­کنید، ارزش واقعی آن را متوجه نمی­ شوید. شاید بدانید که پردازنده چطور کار می­ کند و به کار آن اطمینان دارید ولی اگر کار آن متوقف شود قبل از هر چیز توجه شما به خرابی جلب می­شود به این صورت که یک پیغام خطا یا هشدار مبنی بر درست کار نکردن آن دریافت می­ کنید.

متاسفانه این مساله به همه سطوح کامپیوتری تعمیم داده نمی­ شود. یکی از ساده ­ترین کارهایی که کاربران انجام می­ دهند این است که وقتی دکمه power را می­ زنید، سیستم روشن می ­شود و سیستم عامل اجرا می­ شود و می­ توانید با آن شروع به کار کنید. اما اگر این فرآیند کار نکند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ از کجا باید تعمیر را شروع کنید؟ اگر جواب این سوال­ها را نمی ­دانید تا آخر مقاله را بخوانید.

سخت­ ترین مشکل کامپیوتر را می­توان به آسانی تعریف کرد به اینصورت که با زدن کلید power هیچ اتفاقی نمی­افتد. اگر به کسی برای تعمیر کامپیوتر کمک کردید، عبارت "هیچ اتفاقی نمی­افتد" بار معنایی بیشتری می­گیرد. گاهی این عبارت به معنای این است که ویندوز به داده­ه ای ورودی پاسخ نمی­دهد و گاهی آن به معنای این می ­باشد که هیچ چیزی روی صفحه نمایش نشان داده نمی شود و کامپیوتر صدای اخطار می­دهد. اما از نظر لغوی این عبارت را این چنین بیان می­کنیم: شما کلید power را می­زنید و هیچ اتفاقی نمی­افتد، فن­ها و درایوهای سخت ­افزاری هیچکدام کار نمی ­کنند و هیچ تصویری روی صفحه نمایش ظاهر نمی ­شود. این اتفاق یکی از بدترین اتفاق­ هایی است که می­تواند برای کامپیوتر رخ دهد. اما ما خبرهای خوبی نیز داریم و این اتفاق خیلی هم بد نیست، پس باید در مقابل آن چکار کنیم؟ در این مقاله شما راه­ حل این مساله را متوجه می ­شوید.

عوامل بدیهی را حذف کنید
شما شرلوک هلمز نیستید، اما اگر دکمه power را فشار دهید و هیچ اتفاقی نیفتد، اولین کاری که باید انجام دهید اطمینان از به­ حساب آوردن ساده ­ترین عوامل است. کار نکردن دکمه power ممکن است در نتیجه چند عامل باشد. بنابراین تنها راه فهمیدن مشکل واقعی این است که در لیست عوامل مشکل­ ساز، آنها را تک تک بررسی کنید و خط بزنید.
ما با واضح ­ترین سوال که زمان کمی را برای جواب می ­گیرد، شروع می­ کنیم. آیا سیستم شما هنوز به برق وصل است؟ آیا سه­ راهی برق روشن است؟ اصلا آیا پریز برق کار می­ کند؟ اگر مدار برق خراب شود و یا بدون آن که شما متوجه باشید برق قطع شود، می­ توان آنها را به­ عنوان علت اصلی کار نکردن کامپیوتر به ­شمار آورد. سوکت برق را با استفاده از وسیله­ های مختلف مانند لامپ امتحان کنید. اگر از پریز سه­ راهی استفاده می­ کنید به آن کاری نداشته باشید و مستقیم به سراغ پریز اصلی بروید. زمانی که شما تامین کننده برق را تایید کردید، می­ توانید حداقل یک عامل را از لیست خود حذف کنید.
قدم بعدی بررسی کامپیوتر است، اگر از جانب برق مطمئن شدید، باید بفهمید که چه زمانی آن به سیستم نمی ­رسد. کابل برق یا کابل کامپیوتر را بررسی کنید که به ­درستی وصل شده باشند. اگر سیستم رومیزی دارید، منبع تغذیه آن احتمالا یک کلید اصلی دارد، بنابراین مطمئن شوید که آن کلید روی حالت روشن (on) قرار دارد، اگر همه مواردی که ذکر کردیم به­ درستی آماده استفاده است، خبرهای خوبی برایتان داریم زیرا ساده ­ترین بخش در بررسی مشکل تمام شد و اکنون شما در مسیر درست در جهت فهمیدن مشکل قرار دارید.

اگر کابل یدکی برق یا کامپیوتر دارید، بهتر است آنها را نیز امتحان کنید. چنان چه سوکت اصلی کار می­کند و در جریان برق نیز مانعی وجود ندارد، احتمال دارد که مشکل از رابط برق باشد که جدا شده و یا فیوز از سوکت درآمده است. با تعویض کابل­ها شما این مساله را متوجه می ­شوید. چنان­چه رابط برق یدکی ندارید، بهتر است به­ سرعت فیوز قدیمی را با فیوزی جدید عوض کنید، قرار دادن فیوز جدید هیچ اشکالی ندارد. بنابراین احتمال این که ایراد از رابط برق باشد تا حدی حذف شود، بررسی کابل اصلی کامپیوتر کافی نیست زیرا آنها نباید با استفاده معمولی از جای خود جدا شوند.
اگر همه موارد را بررسی کردید و هنوز کلید power کار نمی­ کند، می­ توانید مطمئن باشید که مشکل اصلی یعنی روشن نشدن کامپیوتر در نتیجه موارد دیگر است. متاسفانه تنها گزینه ­ای که باقی می­ ماند گزینه فنی است که در نتیجه آن شما باید کامپیوتر را باز کنید. پس برای روش­های سریع و سخت آماده باشید.

بررسی دکمه power
اگر دکمه power کار نمی ­کند و هیچ مشکلی هم بین کامپیوتر و منبع برق وجود ندارد، پس مشکل می­ تواند از درون سیستم باشد. برای تعیین مشکل هیچ راهی غیر از آزمایش اجزای آن وجود ندارد. زمانی که شما دکمه power را فشار می ­دهید، سیگنالی به مادربرد فرستاده می­شود سپس مادربرد نیز سیگنالی به منبع تغذیه می ­فرستد، اگر این سیگنال دچار اختلال شود کامپیوتر شما روشن نخواهد شد. ما سعی داریم بفهمیم که سیگنال چرا و کجا دچار اختلال می­ شود، بنابراین بهتر است این قطعات را به منظور یافتن مشکل بررسی کنید.
اولین چیزی که باید بررسی کنید دکمه power می­باشد. درون کیس کامپیوتر، شما باید بتوانید سیم­هایی که از دکمه power به مادربرد وصل هستند را پیدا کنید. اگر نتوانستید، ممکن است که آنها بیرون آمده باشند یا قطع شده باشند. پیدا نکردن آنها مشکل شما می ­باشد. در هر صورت بررسی این که آنها به­ درستی در جای خود قرار دارند، مهم است. سوکت­های برق معمولا در دو رنگ سیاه و سفید هستند و دو پین در انتهای آن قرار دارد، البته آنها می ­توانند رنگی باشند و یا همراه با سوکت­های بزرگتری باشند.
زمانی که شما آنها را در جای خود قرار دادید، بررسی کنید که کابل­ها قطع یا شکسته نشده باشند. اگر این طور باشد شما باید کل دکمه power را عوض کنید. چنان­چه کابل­ها سالم باشند، بررسی کنید که آنها در جای درست روی مادربرد وصل شده باشند. در بسیاری از سیستم­ها شما تبدیلی با برچسب power و تبدیلی دیگر با برچسب reset خواهید دید. این دو تبدیل به پین­های روی مادربرد متصل می­ شوند (معمولا نام پنل جلو را دارند) برای این کار شاید شما نیاز داشته باشید تا راهنمای مادربرد را بررسی کنید، برای آن که مطمئن شوید آنها را به کدام پین وصل کنید.
اگر دکمه power قبلا کار می­کرد اما ناگهان متوقف شده، بعید است که ایراد از پین­ها باشد شاید مشکل از سیم­ها باشد. راهی ساده برای تست آن جابه­جایی دوشاخه power و reset می­ باشد، با این کار دکمه reset کامپیوتر به power تبدیل می­شود. اگر این راهکار عمل کرد حداقل شما متوجه می ­شوید که مشکل از دکمه power است نه قطعه دیگر. (به ­خاطر داشته باشید که پین­ها را به جای خود برگردانید). اگر آن عمل نکرد، دکمه power را خارج کنید و پین­ها را با استفاده از سوکت جامپر (عایق) یا آچار پیچ­ گوشتی وصل کنید. با این کار سیگنال on فرستاده خواهد شد و به شما اجازه می­دهد تا خود کلید را کنار بگذارید.
اگر هیچ­ یک از این راهکارها عمل نکرد بعید به نظر می­رسد که مشکل از دکمه power باشد، در این­صورت برای خبرهای بد آماده باشید، زیرا تنها دو مورد دیگر برای بررسی باقی مانده است: مادربرد و منبع تغذیه

بررسی منبع تغذیه و مادربرد
در این مرحله راه­ حل آسانی که به شما بگوید منبع تغذیه یا مادربرد کدامیک خراب شده­ اند وجود ندارد، البته در مورد منبع تغذیه چنان­چه مشکلی وجود داشته باشد، جایگزین کردن آن آسان­تر می­ باشد.
با بررسی اتصال power به مادربرد شروع کنید که با استفاده از یک کانکتور 20 pin ATX یا24 pin ATX  وصل شده است. مجددا اگر کامپیوتر شما قبلا کار می­ کرد، اما اکنون کار نمی­کند بعید است که مشکل از نصب نادرست باشد، البته در سیستم­های جدید امکان خطا زیاد می­باشد. امکان دارد کانکتور شل یا آزاد شده باشد، البته این احتمال بعید است زیرا کانکتور ATX بست­ه ایی دارد که آن را در جای صحیح خود نگه می ­دارد.
اگر کانکتور درست باشد، احتمال دارد که منبع تغذیه یا مادربرد شما خراب باشد و نیاز به تعویض داشته باشد. کمی هم احتمال دارد که سیستم برای راه ­اندازی برق زیادی می­برد، درنتیجه باید وسایل برقی غیرضروری را از پریز بیرون بکشید. اما در این مرحله امکان دارد که قطعه ­ای خراب باشد. اگر منبع تغذیه یدکی دارید اکنون زمان آن است که منبع تغذیه کنونی خود را کنار بگذارید (البته از منبع تغذیه دست دوم هم به­ طور دائم استفاده نکنید زیرا آنها بسته به اینکه چقدر قدیمی هستند، بیشتر در معرض آسیب و خرابی قرار دارند).
چنان­چه منبع تغذیه یدکی ندارید، باید یکی بخرید تا ببینید که آیا منبع تغذیه کنونی شما خراب شده است یا خیر و با آن امکان انجام یک تست سریع وجود دارد. تنها چیزی که شما نیاز دارید یک تستر منبع تغذیه (آن را از مغازه­ ها می­ توانید تهیه کنید) و اگر خیلی شجاع هستید، یک گیره کاغذ و چسب برق می­باشد.
اگر به هر علتی تمایل به استفاده از مورد دوم یعنی گیره کاغذ و چسب برق دارید، مراقب برق گرفتگی باشد. تا زمانی که آماده تست هستید، کابل منبع تغذیه را از پریز جدا نگه دارید و زمانی که آن به پریز وصل می­ باشد، هیچ وسیله فلزی را لمس نکنید. اگر دچار اشتباه شوید، شوک برق 24 ولتی به شما وارد می­شود. اما نمی ­توانیم بگوییم که هر شوک الکتریکی که طی این فرایند به شما وارد شود، بی­ خطر است.

برای انجام تست گیره کاغذ را خم کنید و در نوار عایق بپیچید، در انتهای نوار بخش کوچکی از آن را باز بگذارید، اکنون آن را به شکل U خم کنید و سپس آن را به کانکتور 24 pin ATX  که دارای سیم­های سیاه و سبز برای اتصال هستند، هدایت کنید. بعد از نصب درست منبع تغذیه آن را روشن کنید و اگر در مدار کامل کار کند، انرژی برق به ­صورت عادی جریان می­ یابد. اگر آن عمل نکرد منبع تغذیه احتمالا شکسته و باید بابت تعویض منبع تغذیه هزینه کنید که البته ارزش دارد.
اگر این راه حل را نیز انجام دادید و با فرض این که همه مراحل قبلی و مشکلات مربوط به تامین برق، کابل­های برق، منبع تغذیه، کلید power و کابل­های تعویض برق را رد کردید، تنها یک احتمال باقی می­ ماند: خرابی مادربرد. این مشکل گران­ترین و سخت­ترین نوع مشکلات است که می ­توان به آن توجه کرد. به همین دلیل ما آن را در آخر ذکر کردیم، اما خوشبختانه شما یک کار می ­توانید انجام دهید و آن خریدن مادربرد جدید است.
بنابراین به ­صورت آنلاین یک مادربرد جایگزین پیدا کنید و سپس برای استفاده نکردن از سیستم خود آماده باشید، زیرا دیگر کاری نیست که بتوانید انجام دهید. اگر تمایل دارید تا مجددا خطاها را بررسی کنید، ایده خوبی است. اما اگر نمی­ خواهید، می­ توانید مادربرد خود را جایگزین کنید و اگر هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است، قبل از آن که بابت مادربرد جدید هزینه کنید کاملا مطمئن شوید که کدام بخش خراب شده است.

چند تمرین مفید برای جبران شکست
هر شخص حساسی می­داند که داشتن یک برنامه مهم است، به این صورت زمانی که موقعیت به­ طور اجتناب­ ناپذیری بر علیه شما قرار می­گیرد، آماده خواهید بود. در اینجا ما مجموعه­ ای از توصیه­ های عملی و خوب به شما ارائه می­ دهیم تا به شما کمک کنیم که برای روزی که کامپیوترتان خراب می­ شود آماده باشید.

1)گرفتن بک­آپ­ های منظم: اولین توصیه ما همان داستان قدیمی است که همواره با آن مواجه بوده­ایم. شما آن را به ­خاطر می آورید زیرا بارها تکرار شده است. اگر از همه فایل­های مهم بک­آپ­ های منظم بگیرید، آن وقت خرابی جدی کامپیوتر شما از یک فاجعه بالقوه به بهانه ­ای مناسب برای پاکسازی دستگاه تبدیل می­شود. با این کار دیگر نگرانی بابت از دست دادن موارد غیر قابل تعویض نخواهید داشت.
2)با روش­های بازیابی آشنا شوید: همیشه راه ­های خروج اضطراری قبل از آن که به آن نیاز پیدا کنید، به شما نشان داده می شود. به همین صورت شما نیز نگاهی به برنامه ­هایی مانند Windows Recovery Console، تنظیمات Safemode و Bios می اندازید، قبل از آن که واقعا به آن نیاز پیدا کنید. با این کار حداقل مطمئن می­شوید که هر زمان به آنها نیاز دارید می ­توانید به آنها دسترسی داشته باشید و اگر فاجعه ای رخ دهد، مجبور نخواهید بود که اطلاعات خود را در محیطی کاملا ناآشنا بازیابی کنید.
3)نگه­ داشتن یک مجموعه به­ روز بازیابی: مجموعه ­های بازیابی با قیمت ارزان و به ­صورت آنلاین موجود هستند. این گونه به نظر می رسد که همه افراد مجموعه برنامه ­ها و توزیع ­های کوچک لینوکس را نگه می­دارند تا به فعالیت مجدد سیستم کمک کنند. اما تنها زمانی که نیاز دارید به استفاده از مجموعه بازیابی تکیه نکنید، در عوض یک USB به این منظور بخرید و مطمئن شوید که همیشه یک نسخه به­ روز از مجموعه بازیابی را روی آن نگه دارید. ضمنا خودتان نیز میتوانید چنین مجموعه ای را ایجاد نمایید.
4)سخت­ افزارهای یدکی را نگه دارید: شاید شما فکر کنید کارت­های گرافیک قدیمی و هارد درایوهای 100 گیگابایتی ارزش نگه داشتن ندارند اما روزی که کامپیوتر شما خراب شود، از این که قطعات یدکی را نگه داشته ­اید خوشحال خواهید بود. اگر بتوانید موارد مهم­تر را حذف کنید، تشخیص مشکل بسیار ساده­ تر می­شود. شاید روزی یک کابل یدکی برق دقیقا وسیله­ ای باشد که شما نیاز دارید و به شما کمک می کند تا تا بفهمید که آیا نیاز به خرید یک منبع تغذیه دارید یا خیر.

نشنیدن صدای بوق post
همان­گونه که در مقدمه اشاره شد زمانی که شما دکمه power را فشار می ­دهید ممکن است که کامپیوتر به دلایل مختلفی روشن نشود. اگر سیستم شما روشن می ­شود اما هنوز بالا نیامده، عوامل مشخصی وجود دارد که ارزش بررسی کردن را دارند و آنها به زمانی­که خرابی رخ دهد بستگی دارد.
برای مثال اگر شما دکمه power را فشار دهید و سیستم روشن شود، متوجه می­شوید که منبع تغذیه، مادربرد و دکمه power به­ درستی کار می­ کنند. سپس شما باید صدای بیپ post و صفحه بالا آمده را بشنوید. اگر نشنیدید تنها با صدای فن­ها، صدای سخت­ افزارها و یک مشکل باقی خواهید ماند.
معمولا این وضعیت به­ دلیل خوب کار نکردن CPU ایجاد می­شود، بدون CPU مادربرد شما یک تکه مدار است. بوق­های خطای مادربرد (beep code) نشان ­دهنده ارتباط مشکل پیش آمده با قطعات اصلی سیستم هستند، اگر CPU کار کند شما آنها را می­ شنوید.
اگر دستگاه روشن نمی ­شود، آن را خاموش کنید و CPU را بررسی کنید که به­ درستی در جای خود نصب شده باشد. اگر کماکان دستگاه کار نکرد، امکان دارد که مشکل از CPU و یا ارتباط مادربرد با CPU باشد، تشخیص هیچ یک از این مشکلات راحت نیست. اشکالات واضح را بررسی کنید مانند آسیب مادربرد یا پردازنده. اگر هیچ یک از اینها را تشخیص ندادید باید به ­دنبال راهی برای حذف احتمالات باشید.
انتقال یک پردازنده از انتقال مادربرد آسان­تر است. بنابراین اگر شما سیستم یدک با سوکت سازگار با آن را دارید، CPU خود را به آن انتقال دهید و ببینید که آیا کار می­کند یا خیر. اگر سیستم یدکی ندارید، می­ توانید CPU جدید بخرید و امیدوار باشید که مادربرد خراب نشده باشد. البته این خرابی­ها بهانه ­ای می­ شود تا شما پردازنده و مادربرد خود را آپگرید کنید.
دقت کنید که شاید هنوز مشکل از منبع تغذیه باشد پس قبل از آنکه صدها پوند صرف خرید دستگاهی جدید کنید به این مساله توجه کنید. اگر منبع تغذیه به اندازه کافی برق را تامین نمی­کند، سیستم روشن می­ شود به­ علت اینکه برای مثال کارت گرافیک قدرتمند است حتی اگر ظرفیت الکتریکی کافی برای شروع فرایند مناسب راه ­اندازی نداشته باشد، فن­ها و قطعات کوچکتر نیز روشن می ­شوند اما CPU کار نمی ­کند. برای بررسی CPU قطعات پر مصرف را جدا کنید و یا اگر منبع تغذیه دیگری دارید از آن استفاده کنید. این یک اتفاق نادر است، بنابراین خیلی قطعات یدکی را داخل سیستم قرار ندهید مگر آن که قطعات دیگر را از بین برده ­اید.

بوق­های خطای مادربرد (Beep Codes)
اگر سیستم شما بعد از آن که فرایند راه ­اندازی شروع شد، متوقف شود زمان بیشتری دارید تا بفهمید مشکل از کجاست به این علت که به بوق­های خطای مادربرد دسترسی دارید.
 اگر مطمئن نیستید که چیزی شنیده ­اید، احتمالا خوش ­شانس هستید، در غیر این صورت باید حداقل با یک بوق خطای مادربرد آشنا باشد. صدای کوتاه بوق از اسپیکر کامپیوتر که در هر بار راه ­اندازی سیستم اتفاق می­افتد به شما می­گوید سیستم در شرایط خوبی قرار دارد. اگر خوش­شانس باشید، بوق دیگری نمی­ شنوید.
اگر بدشانس باشید، بوق ­های متوالی و متفاوت خواهید شنید. احتمال دارد که شما چهار بوق بلند، دو بوق کوتاه، دو بوق کوتاه دیگر و سپس دو بلند یا هر مدل دیگر بشنوید. باید راهنمای مادربرد را چک کنید، نحوه بوق­ها نشان می­ دهد که اشکال سیستم شما از کجاست. مدل­های خاص بوق به ایرادات RAM یا گرافیک و یا حتی تنظیمات Bios مربوط می­شوند. آنها می­توانند بسیار خاص باشند به این صورت که اگر شما می­دانید کدهای بوق به کجا مربوط می­شوند، حل مشکل آسان (نه لزوما کم ­ارزش) می­شود.
مساله مهمی که باید از آن آگاه باشیم این است که کدهای بوق بین تولیدکنندگان مختلف یکسان نیستند، حتی در نسخه­ های  مشابه مدل سخت­افزار، این کدها می­توانند متفاوت باشند. زمانی­که در جستجوی کدها هستید حتما اطمینان حاصل کنید که کدهای مورد بررسی مربوط به سیستم درست می­باشند، در غیر این صورت شما برای حل مشکل غلط تلاش خواهید کرد.
زمانی که مشکل بررسی شد، سیستم شما آزادانه شروع به فرایند راه ­اندازی می ­کند و سپس به جای بعدی که امکان دارد مشکل از آنجا باشد می­رسیم.

مشکل در راه­ اندازی سیستم
برای فرایند راه ­اندازی، سیستم در هارد دیسک اصلی به دنبال بخش (sector) راه­ اندازی (گاهی اوقات رکورد راه ­اندازی نیز نامیده می­ شود) می­ گردد. این بخش به سیستم، اطلاعاتی راجع به چگونگی ادامه فرایند می­ دهد. به­ طورکلی، خطای راه­ اندازی دیسک زمانی رخ می­دهد که بخش راه ­اندازی پیدا نشود. پس گام بعدی تعیین چرایی این اتفاق است. با فرض این که شما درایوی نصب شده دارید، عوامل متعددی می­ توانند باعث خطای راه ­اندازی دیسک شوند.
شایع­ترین عامل (و البته ویرانگرترین)، مشکل فیزیکی در دیسک می­ باشد. در این شرایط کار کمی از دست شما بر­می­ آید به جز عوض کردن دیسک و فرستادن آن برای بازیابی اطلاعات، البته اگر بک­آپ­ های گرفته شده به ­روز نباشد. تشخیص مشکلات فیزیکی روی هارددرایوها مثل احتمال شکستگی دیسک نسبتا آسان می­باشد. اما اگر در مورد شکستگی مطمئن نیستید (یا درایو SSD دارید) قبل از این که دیسک را به زباله بیاندازید، آن را در سیستمی دیگر امتحان کنید شاید خوش ­شانس باشید و آن نشکسته باشد.
اگر هارددرایو نشانه مشخصی از آسیب دیدن را نشان ندهد پس امکان دارد که مشکل از سیستم شما باشد یعنی در واقع دستگاهی نامناسب است که راه ­اندازی می­شود. بیشتر سیستم­ها، سخت ­افزارهای درایو USB و سی­ دی­ های راه ­اندازی یا هارددرایوهای راه ­اندازی را برای بررسی انتخاب می­ کنند. بنابراین در خطاهای جدی می­توانید از دیسک بازیابی استفاده کنید. شما می­بینید که سیستم ادعا می­کند که سخت ­افزار راه ­اندازی در دستگاه دچار اختلال شده و غیرقابل استفاده است، به این ترتیب باید قبل از ری ­استارت سیستم، فلش درایو USB را از آن خارج کنید.

اگر کامپیوتر شما از هارددرایو صحیح سیستم را راه ­اندازی می کند، پس علت دیگر خطا می­تواند اختلال در بخش راه ­اندازی باشد. در این موقعیت تنها بخش کوچکی از اطلاعات (شاید اطلاعاتی خاص) امکان آسیب دیدن دارد و در اکثریت مواقع بقیه اطلاعات درایو پاک نخواهد شد ولی اگر شما نتوانید سیستم عامل را راه­ اندازی کنید، به آن اطلاعات نیز نمی توانید دست پیدا کنید.
سریع­ترین راه برای اصلاح بخش راه ­اندازی، برنامه Windows Recovery Console می­باشد. سیستم را با CD ویندوز یا دیسک نجات (rescue disk) راه ­اندازی کنید. وارد Recovery Console شوید و سپس فرمان­های لازم برای ویندوز خود را وارد کنید، احتمالا این فرمان­ها شامل fixboot یا fixmbr خواهد بود، ببینید که کدام فرمان با فرایند نصب شما سازگار می ­باشد و همان را انتخاب کنید. در صورت موفقیت، این فرمان­ها، یک بخش جدید راه­ اندازی برای پارتیشن کنونی سیستم می ­نویسند (که در ویندوز شما به درایو C شناخته شده است) سپس شما باید دیسک راه ­اندازی ویندوز را از سیستم خارج کنید و از فرمان exit برای ری­ استارت کردن سیستم استفاده کنید و سپس ویندوز به­ صورت عادی ری­ استارت می­شود.
مراقب باشید که اگر بیشتر از یک سیستم عامل نصب ­شده دارید، فرمان­های fixboot و fixmbr احتمالا آن سیستم ­عامل­ ها را از دسترس خارج می­کند. اما اگر فردی هستید که دو سیستم عامل را با هم اجرا می­کنید احتمالا از این مساله اطلاع دارید. برای بیشتر کاربران این محدودیت نگرانی به­ همراه نخواهد داشت.
گر این تلاش­ها با شکست مواجه شود، اطلاعات روی دیسک پاک می­شود و از بین می­رود اما حتی  این اتفاق هم آخرین راه نیست. یک برنامه بازیابی می­ تواند برخی از اطلاعات یا همه آنها که ذخیره شده ­اند را بازیابی کند. البته از آنجا که فرایند بازیابی طولانی است و نیاز به استفاده از نرم­ افزار دیگری دارد، بهتر است این فرایند در محیط ویندوز انجام شود. سعی کنید تا سیستم عامل خود را با CD یا فلش ­درایو راه ­اندازی کنید و سپس بدون نوشتن اطلاعات به دیسک دست خواهید یافت. وقتی که فایل­های خود را بازیابی کردید، احتمالا باید ویندوز را دوباره نصب کنید اما حداقل سیستم شما مجددا کار می­کند.

در نهایت باید بگوییم که تعمیر یک سیستم خراب، تجربه ارزشمندی است که به شما درباره اتفاقاتی که پشت صفحه نمایش در حال بارگیری و پیغام­های ظاهر شده می ­افتد، مطالب مفیدی می­ آموزد. به همه چیز آرام نگاه کنید و در نظر داشته باشید که هیچ خطایی به نام خطای غیرقابل جبران وجود ندارد. تنها یک هارددرایو شکسته می­ تواند تمام اطلاعات شما را نابود کند که این اتفاقی نسبتا نادر می ­باشد. هر اتفاق دیگر تنها یک مانع برای غلبه بر مشکل تلقی می ­شود و هر قدر که شما به پیغام­های خطایی که می ­بینید توجه کنید و به روش منطقی خود ادامه دهید، امکان بیشتری برای نجات کامپیوتر خود از موقعیت خطرناک دارید. زمانی که شما دستورالعمل­ های گفته شده را انجام دهید، هر وقت که دکمه power را فشار دهید و سیستم به ­صورت عادی راه ­اندازی شود، حس خوشحالی بیشتری خواهید داشت.

چاپ این مطلب

  کارمندان چقدر مراقب امنیت سیستم‌های خود هستند؟
ارسال کننده: saberi - ۹۵/۶/۵، ۱۱:۲۲ عصر - انجمن: هک و امنیت - بدون پاسخ

تحقیقات نشان می‌دهد 61 درصد کاربران نوت بوک‌های اداری روی سیستم‌های خود اطلاعات حساسی را ذخیره کرده‌اند.

نظرسنجی وب سایت کاریابی CareerBuilder از 3892 کاربر اداری تمام وقت آمریکایی حاکی از آن است که فقط 26 درصد از کاربران شرکت کننده در این نظرسنجی با نوت بوک به انجام کار حرفه‌ای و کسب درآمد می‌پردازند؛ این درحالیست که تعداد قابل توجهی از این کاربران با به اشتراک گذاری رمز عبور سیستم خود و یا کلیک روی لینک‌های ناشناس، اطلاعات حساس و ضروری خود را در معرض خطر قرار می‌دهند.
جمعیت قابل توجهی از کاربران اداری علاوه بر ذخیره سازی اطلاعات و اسناد کاری مهم شرکتی، داده‌های حساس دیگری را نیز روی سیستم‌های خود ذخیره می‌کنند، به طوری که:
  • 48 درصد اطلاعات شرکت‌ها و سازمان‌ها
  • 27 درصد اطلاعات مشتریان
  • 18 درصد اطلاعات مالی شخصی
  • 18 درصد سایر اطلاعات شخصی را روی نوت بوک‌های کاری خود ذخیره می کنند.
 
این تحقیقات همچنین حاکی از آن است که کاربران اداری به اندازه کافی ایمنی داده‌های حساس و ضروری را فراهم نمی کنند، به طوریکه:
  • 57 درصد از کارکنان ابزاری برای ایجاد امنیت روی نوت بوک ندارند
  • 52 درصد هنگامی که میز کار را ترک می‌کنند، سیستم خود را قفل گذاری نمی‌کنند
  • 25 درصد نیز نوت بوک خود را در طول شب و خارج از وقت اداری بدون امنیت لازم رها می‌کنند.
 
نیمی از کاربران اداری شرکت کننده در این نظرسنجی اعلام کردند که رمز عبور ورود به نوت‌بوک خود را به حافظه می‌سپرند و 12 درصد از کاربران رمز عبور خود را جایی در دفتر کار، روی نوت بوک، روی بدنه کامپیوتر و یا داخل کیف پول‌شان یادداشت می‌کنند. این درحالی‌ است که بقیه کاربران اداری به راحتی رمز عبور سیستم خود را با همکاران شان در میان می‌گذارند. بر اساس یافته‌های این تحقیق همچنین:
  • 27 درصد از کاربران اداری اعلام کردند که یکی از همکاران شان رمز عبور خود را با آنها به اشتراک گذاشته است
  • 15 درصد اذعان کردند که رمز عبور خود را با همکاران‌شان در میان گذاشته‌اند.
 
بر اساس این آمار، افراد بالای 55 سال بیش از دیگر کارکنان رمز عبور خود را با بقیه به اشتراک می گذارند، درحالیکه کاربران اداری 18 تا 24 ساله محتاط‌ترین گروه سنی محسوب می‌شوند. گفتنی است 18 درصد از کاربران اداری نیز از طریق گوشی‌های هوشمند وارد ایمیل‌های شرکتی خود می‌شوند که در این میان 5 درصد از افراد گوشی‌های خود را گم گرده‌اند و یا گوشی‌شان به سرقت رفته است.

برای تامین امنیت سیستم‌های کامپیوتری به توصیه‌های زیر عمل کنید:

از رمزهای عبور پیچیده استفاده کنید
از رمزهای عبور گوناگونی برای سیستم‌های خانگی و کاری خود استفاده کنید و هرگز آن را با دیگران در میان نگذارید. در انتخاب رمز عبور خود ترکیبی از حروف، اعداد و کاراکترهای دیگر را بکار بگیرید و اطمینان حاصل کنید که دستگاه‌های موبایلی شما نیز از رمز عبور برخوردار است.
 
هرگز روی لینک‌های ناشناس کلیک نکنید
لینک‌هایی را که مقصد آن را نمی‌شناسید و ممکن است به کامپیوتر شما آسیب برساند باز نکنید. همچنین فایل‌های ضمیمه ایمیل‌هایی را که فرستنده آن مشکوک یا ناشناس است هرگز دانلود نکنید.
 
هرگز نوت بوک‌تان را به حال خود رها نکنید
کمی هزینه کنید و یک قفل مخصوص نوت بوک تهیه کنید تا دستگاه خود را داخل اتومبیل یا روی میز کار بگذارید و با خیال راحت آن را ترک کنید.
 
به روز باشید
همواره نرم افزار ضد ویروس خود را به روز نگه دارید تا ایمن بمانید.
 
اطلاعات شخصی را از اطلاعات کاری جدا کنید
بهتر است اطلاعات مالی حساس مانند شماره حساب یا شماره و رمز عبور کارت اعتباری را روی کامپیوتر شخصی ذخیره کنید تا با سیستم اداری خود فقط به کار بپردازید.

چاپ این مطلب

  درآمد شبکه‌های اجتماعی از چیست؟
ارسال کننده: saberi - ۹۵/۶/۵، ۱۰:۵۱ عصر - انجمن: مدیریت و کسب و کار - بدون پاسخ

محل کسب درآمد شبکه‌های اجتماعی چيست؟
بسياری از مخاطبین عنوان می‌نمايند که خدمات اين شبکه‌ها رايگان است و با توجه به اين واقعيت، منبع درآمد آنان کدام است و چگونه است که هزينه‌های خود را پوشش داده و برخی، سودهای چشمگيری نيز در صورت‌های مالی منتشر شده، گزارش می‌نمايند.
در ابتدا عرض می‌کنم که اين موضوع صرفا بحث شبکه‌های اجتماعی نظير Facebook، LinkedIn، Twitter، Google Plus و موارد مشابه نيست و قابل تعميم به ارائه دهندگان خدمات پست‌الکترونيکی نظير Yahoo و Gmail و همچنين امکانات ارتباطی و مخابراتی نظير Viber، WhatsApp، Line و موارد مشابه نيز هست.

منبع درآمد اين شرکت‌ها را می‌توان به چند دسته تقسيم نمود که در 5 مورد ذيل، به اختصار، توضيح داده‌ام:

بسياری از شرکت‌های ارائه دهنده اين خدمات، دارای تبليغات آنلاين هستند که درآمد مناسبی را برای آنان به ارمغان می‌آورد. اين تبليغات، بسيار هوشمندانه عرضه می‌شوند و بر اساس منطقه جغرافيايی کاربر مدنظر که از روی IP وی قابل شناسايی است، به صورت هدفمند، ارائه می‌گردند.
 
بسياری از خدمات اين شرکت‌‌ها قابل Upgrade و ارائه با امکانات بيشتر است. مثلا شما می‌توانيد سرويس پست‌الکترونيکی خود را با امکانات بسيار بيشتری نسبت به امکانات پايه، در اختيار داشته باشيد که طبيعتا مستلزم پرداخت مبالغی است. گرچه اين مبالغ به نظر ناچيز می‌رسند، اما در نظر داشته باشيد که برخی از ارائه دهندگان سرويس‌های پست الکترونيکی، صدها ميليون مشترک دارند و اگر درصدی از اين مشترکين، اين مبالغ ناچيز را پرداخت نمايند، در نهايت، مبلغ چشمگيری خواهد بود.
شبکه‌های اجتماعی نيز از اين قاعده مستثنی نيستند، LinkedIn نمونه مناسبی برای ذکر است. خدمات پايه اين شبکه محدود است و درصورت نياز به خدمات بيشتر، بهای آن از کاربر، مطالبه می‌شود. منظور از خدمات بيشتر، خدمات حرفه‌ای‌تر با کارايی و اثربخشی بهتر و بيشتر است.
در زمينه Viber و موارد مشابه نيز عرض می‌شود که اين سرويس‌ها، دارای موارد گوناگونی هستند که نيازمند پرداخت وجه است، همانند تماس با خارج از شبکه، مانند تماس با افرادی که در اين شبکه عضو نيستند. در اين زمينه، بحث مهندسی فروش و قيمت‌گذاری خدمات ارائه شده نيز مقوله‌ای بسيار پيچيده، دقيق و مطالعه‌ شده است، به گونه‌ای که همواره سعی می‌شود، قيمت‌گذاری به گونه‌ای باشد که کمتر از قيمت تماس عادی مخابراتی در نظر گرفته شود تا به لحاظ اقتصادی، مقرون به صرفه‌ باشد و کاربران ترغيب به استفاده از اين سرويس‌ها شوند. در ضمن، برخی خدمات جانبی اين سيستم‌ها نيز به صورت پولی است، مانند برخی از شکل‌های نمادين ابراز احساسات و عواطف يا نمادهای اعياد، جشن‌ها و مراسم که به Sticker شهرت دارند. در اين زمينه نيز، وايبر نمونه مثال‌زدنی است.
در ضمن، برخی خدمات نيز دوره آزمايشی يا Trial داشته و پس از سپری‌شدن مدت زمان مشخصی، از کاربر، مبالغی برای ادامه ارائه خدمات، دريافت می‌شود.
 
بسياری از شبکه‌های اجتماعی نظير Facebook يا Google+ دارای امکانات ويژه‌ای برای شرکت‌ها، سازمان‌ها، افراد حقوقی و همچنين افرادی نظير هنرمندان هستند که اين موارد نيز اکثرا رايگان است، اما طی مرور زمان و با استفاده از اين امکانات، احساس می‌کنيد که نيازمند تبليغات گسترده هستيد و اين زمانی است که به اين شبکه‌ها وابسته شده‌ايد و ارتباطات فراوانی توسط آنها به وجود آورده‌ايد، پس چاره‌ای جز پرداخت مبالغی برای انجام تبليغات مدنظر خود در شبکه مورد نظر، نخواهيد داشت. تبليغات در اين شبکه‌ها تنوع فراوان با امکانات گوناگون و مبالغ متغير دارد، به عنوان مثال می‌توان به مواردی از قبيل Promote Page، Promote Website و Boost Post اشاره نمود.
مثال ديگر در اين زمينه، موتورهای جستجو، از جمله گوگل هستند. همه می‌دانيم که حتی جستجوی پيشرفته، رايگان است اما شما به عنوان مدير يک شرکت، برای آنکه در صورت جستجوی موارد قابل عرضه شرکت متبوع خود توسط کاربران، اعم از کالاها يا خدمات، نام شرکت يا برند شما در بالای فهرست قرار بگيرد، نيازمند پرداخت مبالغی برای نمايش تبليغ مد نظر خود خواهيد بود. البته در اين موارد، موتور جستجو به وضوح به کاربر اعلام می‌دارد که يک يا چند مورد اول، تبليغ هستند تا با ساير نتايج، اشتباه گرفته نشوند، اما در هر حال، ظاهر شدن نام شرکت يا برند شما، حتی با عنوان تبليغ، در بالای فهرست جستجو، می‌تواند درآمد شرکت شما را بالا ببرد. بنابراين، احتمالا با ميل و رغبت، مبلغ مورد نظر را به موتور جستجو، تقديم خواهيد نمود.
 
بحث داده‌کاوی يا Data Mining از بحث‌های جدی و درآمدزای موتورهای جستجو، سايت‌ها، خدمات و شبکه‌های فوق است. به عنوان مثال، برای شرکت‌های تجاری بسيار ارزشمند است که بدانند به عنوان مثال، مردم يک کشور يا يک ناحيه خاص از چه نوع محصولات، کالاها يا خدماتی، بيشتر استفاده می‌کنند، در امور فنی مهندسی چه نيازهايی دارند، چه نوع روزنامه‌ها و نشرياتی را ترجيح می‌دهند، به لحاظ اجتماعی و سياسی چه ويژگی‌ها و به لحاظ فرهنگی و اقتصادی چه نيازهايی دارند، در امور ورزشی دارای چه علايقی بوده يا حتی مثلا از چه ذائقه غذايی برخوردار هستند، از چه تفريحاتی لذت می‌برند، اوقات فراغت خود را چگونه سپری می‌کنند، مقصد بيشتر مسافرت‌های آنان به چه نواحی يا کشورهايی است، چه نوع کتاب‌هايي را بيشتر مطالعه می‌کنند، چه فيلم‌هايی را بيشتر می‌پسندند يا به چه نوع موسيقی علاقمندند و چه کنسرت‌هايی را ترجيح می‌دهند. به فهرست ذکر شده می‌توان صد‌ها و شايد هزاران مورد ديگر را نيز افزود.
مطالعه نحوه رفتار آنلاين کاربران بحثی بسيار گسترده، مهم و پيچيده است. البته طبيعی است که شبکه‌ها و سايت‌های فوق، اطلاعات شخصی شما را در ملاء عام قرار نمی‌دهند، اما در هر حال، رفتار شما را در دنيای اينترنت تحت نظارت دارند و در صورت نياز، از آنها استفاده می‌کنند. مواردی که در Privacy Policy خود به صراحت ذکر نموده‌اند، اما اکثر کاربران بدون حتی مطالعه يک سطر، آن را پذيرفته‌اند.
در ضمن، اين را نيز مدنظر داشته باشيد که سياست‌های حفظ حريم خصوصی افراد در هر شبکه يا سايت، امری ثابت و تغيير ناپذير نيست، بلکه اين سياست‌ها نيز در طی مرور زمان تغيير می‌کند. اين تغييرات همواره قبل از اعمال، به اطلاع کاربران سايت يا شبکه مربوطه می‌رسد، اما معمولا، کمتر کاربری آن را مطالعه می‌نمايد. در اطلاع‌رسانی‌های مربوطه، معمولا تاريخ اعمال سياست‌های جديد درج می‌شود و ادامه استفاده کاربران از سرويس‌های مربوطه، بعد از تاريخ ذکر شده، به منزله پذيرش سياست‌های جديد حفظ حريم خصوصی توسط ارائه دهنده سرويس‌های مدنظر است.
 
بسياری از شرکت‌های فعال در حوزه‌های مطرح شده، همانگونه که در ادامه مطلب، ذکر خواهد شد، فعاليت‌های متنوع و گسترده‌ ديگری نيز دارند. به عبارت ديگر، تنها منبع درآمد آنان، صرفا موارد ذکر شده نمی‌باشد. برای شرکت‌هايی که فعاليت‌های درآمدزای متنوعی دارند، انجام فعاليت‌هايی که به ظاهر، درآمد مطلوبی ندارند، با سهولت فراوانی امکان‌پذير است. فعاليت‌هايی که می‌تواند موجب بالا رفتن درآمد ساير زمينه‌ها، شود. در اين زمينه Google Analytics مثال خوبی است. اين ابزار گرچه به شما اجازه مانيتور و رصد دقيق وب‌سايت خود را به صورت رايگان می‌دهد، اما دير يا زود برای برطرف نمودن برخی ضعف‌های موجود در پاره‌ای از جنبه‌های مربوط به وب‌سايت، کيفيت يا قيمت محصولات، نحوه ارائه محصولات، خدمات پس از فروش و يا صرفا به دليل بالا بردن آمار بازديد، احتمالا به فکر تبليغات آنلاين در Search Engine خواهيد افتاد.
 
ميزان درآمد اين شرکت‌ها در چه حدی است؟
ميزان درآمد شرکت Facebook در سال 2013 حدود هشت ميليارد دلار بوده است. جالب است که بدانيد Instagram و WhatsApp نيز متعلق به همين شرکت است. اين شرکت که در سال 2004 بنيانگذاری شده و مقر اصلی آن در ايالت کاليفرنيا در ايالات متحده است، حدود هشت هزار و پانصد کارمند دارد و مالک شرکت Oculus VR نيز هست.
درآمد شرکت Twitter در سال 2013 بيش از ششصد و پنجاه ميليون دلار بوده است. اين شرکت که در سال 2006 بنيانگذاری شده و مقر اصلی آن در ايالت کاليفرنيا است، بيش از سه هزار کارمند دارد.
شرکت LinkedIn در سال 2013 درآمدی بالغ بر يک و نيم ميليارد دلار داشته است. اين شرکت که در سال 2003 بنيانگذاری شده است و مقر اصلی آن در ايالت کاليفرنيا است، حدود پنج هزار و پانصد کارمند دارد.
شرکت Google دارای درآمدی نزديک به شصت ميليارد دلار در سال 2013 بوده است. اين شرکت که در سال 1998 بنيانگذاری شده و مقر اصلی آن در ايالت کاليفرنيا است، بيش از پنجاه و پنج هزار کارمند دارد. سيستم عامل Android، مرورگر اينترنت Google Chrome، پست الکترونيکی Gmail، سايت YouTube و ابزار Picasa متعلق به اين شرکت است.
شرکت Yahoo در سال 2013 درآمدی بيش از چهار و نيم ميليارد دلار داشته است. اين شرکت که نسبتا قديمی‌تر است و در سال 1994 بنيانگذاری شده و مقر اصلی آن در ايالت کاليفرنيا است، بيش از دوازده هزار کارمند دارد و مالک Flickr و Tumblr نيز هست.
شرکت Line که شرکتی ژاپنی است، مالک نرم‌افزار و سيستم ارتباطی‌ـ‌ مخابراتی Line است. اين شرکت در سال 2000 بنيانگذاری شده است و در زمينه نرم‌افزار‌های موبايل و خدمات اينترنت فعاليت دارد و درآمد آن در سال 2013 به حدود صد ميليون دلار رسيده است. اين شرکت که مقر اصلی آن در توکيو است، بيش از پانصد نفر کارمند دارد.
شرکت Rakuten که شرکتی ژاپنی است، مالک نرم‌افزار و سيستم ارتباطی‌ـ مخابراتی Viber است. عمده فعاليت اين شرکت در زمينه تجارت و بانکداری الکترونيکی است و در سال 1997 بنيانگذاری شده و درآمد آن در سال 2013 به بيش از پنج ميليارد دلار رسيده است. اين شرکت که مقر اصلی آن در توکيو است، بيش از يازده هزار کارمند دارد.

چاپ این مطلب

  مراقبت و پرورش یک تیم توزیع شده
ارسال کننده: mesterweb - ۹۵/۶/۵، ۰۷:۵۵ عصر - انجمن: مدیریت و کسب و کار - بدون پاسخ

شما چگونه می­توانید هنگامی که همکارانتان در کشور مجاور شما در حال فعالیت هستند نه در میز مجاورتان مطمئن شوید یک فرهنگ کاری سالم وجود دارد؟ آموزشی که در این مقاله از تجربیات nGen Works ارائه می ­شود می ­تواند سودمند باشد.

یکی از داغترین موضوعات در حوزه صنعت، کارکنان دور کار و گروه های توزیع شده است. برخی حس می­ کنند این گروهها روشی است که باید در آینده به آن تکیه کرد در حالی که عده­ای دیگر فکر می­کنند آنها مرگ کفایت و خلاقیت را بدنبال دارند. اغلب این بحثها نکته اصلی را در نظر نمی ­گیرند. ساختار هر دو گروه توزیع شده و مستقر در محیط کار را افراد تشکیل می­ دهند. مسئله این نیست که آیا شما نزدیک و در کنار یکدیگر نشسته­ اید موضوع این است که آیا شما با هم در ارتباط هستید؟ اگر پاسخ منفی است پس مهم نیست کجا لپ تاپتان را راه اندازی کنید.

اعضای گروه
برخی از افراد برای فعالیت از راه دور بهتر از سایرین آماده می ­شوند فقط به این دلیل که بعضی ها در محیط های آرام و ساکت بهتر از محیط های پر سر و صدا و شلوغ کار می ­کنند. غالبا افرادی که مترجمان آزاد موفقی هستند(یا کسانی که کار شخصی دارند) کاندیداهای خوبی برای این مورد هستند. در شرکت nGen Works ویژگی­ هایی وجود دارد که مهمترین آنها را در زمینه کارکنان مستعد در زیر می­ آوریم:

تنبل نبودن: اگر شما تنبل و تن پرور هستید مهم نیست چقدر استعداد دارید زیرا شما تنبلید. حضور یک فرد تنبل تیم را از خط خارج می­کند.

اجتماعی: این دسته از افراد حتی اگر در حال دور کاری باشند مثل اینست که واقعا در ارتباط فیزیکی هستند. ویدئوچت ها و پاتوقها در این حالت متداول هستند.

مشارکت: کارکنان دور کار باید تمایل داشته باشند که چالشها را با یکدیگر برطرف کنند. نیاز آنها به تشریک مساعی بسیار بالاست.

نتیجه محور: آنها می­خواهند از تاثیری که بر پروژه­های تیم و شرکت دارند مطلع باشند.

دستیار: بهترین کارکنان دور کار اهدافی را برای خودشان و تیمشان در نظر می­ گیرند.

نیازمند به بازخورد: آنها مشتاقند اطلاعاتی را در خصوص نحوه کارشان به شکل فردی یا به عنوان بخشی از گروه بدانند. آنها همچنین دوست دارند کمک و شراکت سایرین را مدنظر قرار دهند.

استقلال: یک اشتیاق قوی برای متکی به خود بودن و داشتن اظهار نظر و عقیده در مورد نحوه صورت گرفتن کارها دارند. همین مسئله باعث می­ شود که کارمند صبح که از خواب بیدار می­شود در همان اوایل صبح آنلاین شود.

پر انرژی: یک هم تیمی فوق العاده است که روشهایی را برای انرژی بخشیدن به دیگران پیدا می­کند. انرژی مثل حفظ انگیزه برای انجام کارهای بزرگ بسیار حیاتی است.

شوخ طبعی: اهمیت داشتن حس شوخ طبیعی ممکن است ساده لوحانه به نظر برسد. این حس می­تواند کمک کند تا یک تلاش بی نتیجه به مسیر درست خود باز گردد. تیمهای دور کار در زمینه لطیفه­ ها و جوکهای که داخل گروه مطرح می­شود موفق هستند و الگوهای رفتاری دارند که هیچ کس دیگری نخواهد داشت. اعضای جدی­تر تیمها ممکن است این مورد را اتلاف وقت تلقی کنند. در حالیکه در واقعیت شوخ طبیعی چسبی است که همه چیز را کنار هم حفظ می­کند.

مهارت خوب نوشتن: در یک تیم توزیعی میزان عظیمی از ارتباطات نوشتاری وجود دارد بخصوص وقتی که تمام تفاوتهای منطقه زمانی را تخمین زده باشید. توانایی فهماندن هدف و نقطه نظرتان به صورت واضح و بطور خلاصه یک مزیت مهم است.

اطمینان: وقتی که همکارانتان را نمی ­بینید اینکه اجازه دهید شک و تردید وارد تصمیم گیری­های شما شود بسیار آسان است. ارتباطات و بازخورد در حال پیشرفت می ­تواند به حفظ حس اعتماد بنفس شما کمک کند. اما در آن ساعت هایی که با خودتان تنها هستید اینکه بتوانید این مسئله را کنترل کنید بسیار مهم و حیاتی است. کارکنان بزرگ اساس تشکیل یک تیم توزیعی بزرگ هستند، اما آنها به خودی خود کافی نیستند. در اینجا 10 مورد از مواردی را که برای کمک به رشد و پیشرفت آنها نیاز است، ارائه می­شود.

پشتیبانی: یک کارمند دور کار لازم است بداند که فردی وجود دارد از آنها می­ خواهد در کارشان موفق باشند. برخی از افرادی که اگر آنها احساس ضرر و زیان می­ کنند می­ توانند آنها را راهنمایی کنند. هر فرد در یک گروه توزیعی نیاز به یک مربی دارد. در عوض هر شخص در یک گروه توزیع شده لازم است یک مربی باشد. این جریان در حال پیشروی از مسئولیتهای فردی، تمرکز تیم را بر روی کمک به فرد دیگر حفظ می­ کند.

ارتباطات: یکی از بزرگترین خطرات برای یک تیم توزیعی سکوت است. برای عضو تیم خلاص شدن از این مخمصه اگر هیچ کس در حال گفتگو نباشد بسیار ساده است. در زمان یکسان یک وقفه، کارایی را از بین می ­برد. ارتباطات هفتگی برنامه ریزی شده روابط یک تیم را حفظ می­ کند. صحبت درباره شرکت، روند کارهای آن و تجارت جدید ، جشنهای تولد، جشنهای کاری سالانه و سایر رویدادهای مثبت و خوب نمونه ­ای از این موارد هستند. شاید شما نتوانید تقسیم کیک بین اعضا را به درستی انجام دهید اما می ­توانید سرود تولدت مبارک را در مراسم بخوانید.

تعریف حدود: لازم است تیم بداند که چه انتظاری از آنها وجود دارد حتی چه زمانی آنها به صورت خودگردان کار می­ کنند. بنویسید موارد چگونه باید صورت گیرد و همیشه یک کانال برای بحث فراهم آورید. روند کاری سه ماهه­ تان را مجددا مرور کنید و بعد از تغییرات عمده مطمئن شوید که هنوز این تعاریف مفهوم خود را در بر دارند.

برنامه ریزی جلسات ملاقات شخصی: تیمهای مستقر می­توانند با بحث پیرامون مشکلات که در محل کار رخ می ­دهد ساعات خوشی داشته باشند اما کارکنان دور کار این شانس را ندارند. به همین دلیل باید زمانهایی برای ارتباطهای رو در رو در نظر گرفته شود. اهمیت حضور داشتن در محل اغراق آمیز نیست. تفاوتهای عظیمی بین دریافت یک ایمیل از فردی که شما هر گز آن را ندیده­ اید و کسی که رو در رو با صحبت کرده و به او لبخند می ­زنید، وجود دارد.

حضور چند مکانی: فکر نکنید یک شرکت توزیعی فاقد یک مکان واقعی است. به این شرکتها اینطور نگاه کنید که دارای مکانهای زیادی هستند. با امکان ایجاد یا پشتیبانی از رویدادها برای کارکنان دور کار، چند مکانی بودنتان را جشن بگیرید. یک اعتبار مالی برای این کار به منظور توانمند ساختن آنها  در رشد و ارتقاء جمعی­شان فراهم آورید. به منظور کمک به ایجاد حس در ارتباط بودن بین اعضاء تیم، این مسئله می ­تواند یک حضور بزرگتر و وسیعتر را برای شرکتتان به ارمغان آورد.

استقلال، مدیریت و هدف: بوک درایو دنیل پینک(danpink.com/books/drive) استقلال، مدیریت و هدف که کلیدهایی برای داشتن رضایت و کارآمدی کارکنان است را به ما آموزش می­ دهد. هر یک از اعضاء تیم باید مقداری کنترل و نظارت بر روی فعالیت روزانه و حرفه­ای خود داشته باشند. یک راه برای انجام این کار این است که اجازه دهیم تیم در انتخاب افرادی که می ­خواهد با آنها کار کنند و پروژه­ هایی که متعهد می ­شود، آزاد باشد. در نهایت انجام کاری که برای شما اهمیت دارد هر چیز دیگری را تحت الشعاع قرار می­دهد.

شفافیت: اگر یک تیم قصد دارد که استقلال داشته باشد لزوم آن در اختیار داشتن تمام اطلاعات مرتبط است. در غیر این صورت اعضاء تیم نمی­توانند تصمیمات خوبی بگیرند. چه مقدار پول در بانک وجود دارد، آیا خط سیر تجارت جدید تکمیل شده است؟ یا مدیران فریب کاری می ­کنند؟ آیا مشتریات راضی هستند؟ هم تیمی­های من چه احساسی درباره کاری که من انجام می­دهم دارند؟ آنها چه احساسی در مورد من دارند؟ مواضع روشن و شفاف داشته باشید و تمام مسائل را با دیگران سهیم شوید.

پاسخگویی محیطی: ما هنگامی که در جمع هستیم با زمانی که به تنهایی فعالیت می­کنیم متفاوت عمل می­ کنیم. وقتی اشتباهی رخ می­ دهد به طور عمومی در مورد آن صحبت کنید. تمام ارتباطات را به صورت عمومی حفظ کنید حتی اگر برای افرادی مشکل باشد. با به اشتراک گذاشتن نتیجه کار، همه افراد قوی­تر شده و متوجه می­ شوند که چه انتظاری از آنها وجود دارد. تمام برنامه­ های شرکت را طرح ریزی کنید و تعهدات و انجام وظایف را برای مرور در دسترس قرار دهید. تمام جلسات را اطلاع رسانی کرده و شرایطی فراهم نمایید تا تمام مدعوین ترغیب شوند به مطالبی که در این جلسات مطرح می­ شود توجه کنند. فرهنگ شفافیت ایجاد اعتماد می­ کند.

اعتماد: بدون داشتن اعتماد شما یک تیم نیستید. شما گروهی متشکل از افراد بصورت جداگانه هستید. اعتماد زمانی اتفاق می­ افتد که ما بدانیم سایر افراد کارشان را انجام می ­دهند و ما می­توانیم بر روی کار خودمان تمرکز کنیم. فقدان اعتماد به این معنی است که افراد بطور پیوسته تعهد خود را رها می­ کنند تا کار فرد دیگری را چک کنند. این روند انرژی یک گروه را از بین می ­برد.

فرهنگ سازی مناسب: فرهنگ سازی دشوارترین موردی است که هر شرکتی باید آن را پیاده کند. شما نمی­ توانید با اعمال زور فرهنگ ایجاد کنید. فرهنگ از افراد شروع می­شود و فرصتهایی که آنها برای ارتباط، به اشتراک گذاری و خلق تجربه با یکدیگر در اختیار دارند. یک تیم توزیعی بزرگ افرادی دارد که در جستجوی آن بارقه­ هایی هستند که در یک رشته پیام  نشان داده می شود و آنها را به فرصتهایی برای افراد به منظور تضمین و تعهد پرورش می­ دهند.

حالا تصمیم گیری با شماست
برای کمک به فوق العاده بودن تیمتان هیچ فرمول جادویی وجود ندارد. آنچه شما می­ توانید انجام دهید التزام به خوش آمدگویی به کسانی است که وارد عرصه می ­شوند. این نیت را داشته باشید که به هر فرد حق اظهار نظر بدهید. برای آنها این امکان را ایجاد کنید که با روشهایی که حتی به مجموعه مهارتهای اصلی آنها ارتباطی ندارد به تیم کمک کنند. وقتی متوجه شدید که می خواهید تغییر ایجاد کنید، زمان آن رسیده که وارد حیطه یک دفتر کار مجازی شوید.

چاپ این مطلب

  اگر نام کاربری شما در توئیتر مشابه اسم یک برند باشد چه می شود؟
ارسال کننده: saman - ۹۵/۶/۵، ۰۴:۵۱ عصر - انجمن: توییتر - بدون پاسخ

هر سال همزمان با سال نوی میلادی، جان لوئیس سیلی از توئیت‌های جدید را در مورد جدیدترین تبلیغات فروشگاهی با همین نام دریافت می‌کند. اما مشکل اینجاست که جان لوئیس فروشگاهی ندارد و شخصی است که در ویرجینیا زندگی می‌کند و کامپیوتر درس می‌دهد.

اکانت اصلی توئیتری که برای فروشگاه مذکور باز شده @johnlewisretail نام دارد که حتما تایید می‌کنید از @johnlewis ناشناخته‌تر است اما حقیقت اینجاست که فردی به نام جان لوئیس زودتر از این فروشگاه در توئیتر اکانت باز کرده و چون این هم نام واقعی‌اش است حق با اوست که اول اکانتی با این نام کاربری داشته باشد.
به همین خاطر او هر روز نامه‌های گلایه آمیز زیادی را از مردمی دریافت می‌کند که در مورد کیفیت بد خدمات کافه جان لوئیس شکایت دارند. کار او در تمام روزهای سال همین است. لوئیس یاد گرفته که چطور به این توئیت‌ها پاسخ بدهد و معمولا ابتدا با شوخی و مزاح به آنها پاسخ می‌دهد و سپس پیش از آنکه مشتری‌های عصبانی به سراغ مغازه بروند آنها را ملتفت می‌کند که اشتباه کرده‌اند.
اما همین شوخ طبعی باعث شده که شمار دنبال کننده‌های او ظرف دو سال گذشته از مرز 15900 نفر فراتر برود و هر سال با آغاز ماه نوامبر و فرا رسیدن سال نوی میلادی، خیل انبوهی از توئیت‌های تبلیغاتی به سمت اکانت او روانه می‌شوند.
البته جان لوئیس شناخته‌شده ترین نمونه از هویت نادرست در توئیتر است با این همه، افراد دیگری هم هستند که به وضعیت‌های مشابه به این دچار شده‌اند و نامشان با سیاستمداران، اهالی ورزش یا برندها مشابهت دارد و هیچگاه تصورش را هم نمی‌کردند که هدف خیل عظیم توئیت‌های تبلیغاتی قرار بگیرند.
سوال اینجاست که وقتی توئیتر تا این اندازه برایتان دردسر آفرین می‌شود چه کاری باید انجام دهید؟ دو گزینه وجود دارد.

اکانت خود را واگذار نمایید
اگر بخش منشن‌های اکانت توئیتر شما مملو از توئیت‌هایی است که برای فرد دیگری ارسال شده‌اند و استفاده از اکانت را برای شما غیرممکن کرده‌اند بهتر است که آن را به دیگری واگذار نمایید. وقتی نوبت به تگ کردن افراد در توئیت‌ها می‌رسد، کاربران این شبکه اجتماعی رفتاری کاملا غیرحرفه‌ای را از خود نشان می‌دهند و اینکه ببینید به خاطر سرویس رسانی نامناسب شرکتی هدف انبوه توئیت‌ها قرار گرفته‌اید ابدا جالب نیست.
برای مثال نام کاربری @BMW پیشتر به خبرنگار حوزه تکنولوژی یعنی برایان ام وستبروک (Brian M. Westbroo) تعلق داشت. این نام کاربری کوتاه است و با در نظر داشتن محدودیت کاراکتری در توئیتر انتخاب آن توسط این خبرنگار کاملا معقول و منطقی به نظر می‌آمد. نکته مهم‌تر اینکه این حروف از سرواژه‌های اسم او گرفته شده بودند اما بسیاری تصور می‌کردند که این اکانت به خودروساز معروف آلمانی تعلق دارد و با وجود آنکه تا سال 2012 با شوخی و خنده به توئیت های ارسالی آنها پاسخ می‌داد در نهایت تصمیم گرفت که نام کاربری‌اش را به @BrianWestcott تغییر دهد.
نام کاربری @AMD نیز به فردی به نام Adam M. Dopplet تعلق داشت؛ یک کارآفرین حوزه تکنولوژی که مانند وست بروک زودتر از شرکت AMD در توئیتر اکانت باز کرده بود و از سرواژه‌های اسمش به عنوان نام کاربری خود بهره گرفته بود. به همین خاطر شرکت AMD که در زمینه تولید چیپ فعالیت می‌کرد خواهان دریافت این اکانت بود. بخش بازاریابی این شرکت با فرد یاد شده تماس گرفت و از Doppelt درخواست کرد که نام کاربری اش را تغییر دهد تا آنها بتوانند از آن استفاده کنند اما او این خواسته را نپذیرفت چون AMD خلاصه نام و نام فامیلش بود.
اما بعد از چندین مذاکره آدام تصمیم گرفت که آن نام کاربری را به شرکت AMD واگذار نماید و در ازای آن نیز AMD متعهد شد که 50 هزار دلار را به سازمان‌های خیریه بدهد. حالا او از نام کاربری @AdamDoppelt استفاده می‌کند.

تلاش برای فروش اکانت
شاید رفتار Doppelt و پاسخی که به AMD داد کاملا طبیعی به نظر بیاید؛ این روزها مردمان زیادی هستند که با خرید آدرسهای شبیه به نام برندهای بزرگ و متقاعد کردن آن برندها به خریدشان، پول در می‌آورند و حالا که اکانت‌های توئیتری به لحاظ اهمیت هم سطح با وبسایت‌ها در اوایل دهه 2000 میلادی هستند روشن است که می‌توان از آن پول درآورد.
البته افراد زیادی تلاش کرده‌اند که اکانت‌های خوب را خریداری کرده یا بفروشند. برای مثال راب دایردک اسکیت‌بازهای معروف در گذشته چندین بار تلاش کرد که نام کاربری @rob را از مالک کنونی‌اش Rob Bertholf خریداری نماید. اما متاسفانه Berttholf سررشته خوبی در زمینه بازاریابی دارد و می‌داند که بهینه‌سازی موتورهای جستجو بخشی از علت علاقمندی این اسکیت‌باز به نام کاربری یاد شده است. نائوکی هیروشیما هم که نام کاربری @N را در اختیار دارد پیشنهاد داده که در ازای پرداخت 50 هزار دلار اکانت خود را می‌فروشد.
البته تردیدی نیست که خیلی‌ها از این طریق پول‌های هنگفتی را به جیب زده‌اند اما پیش از آنکه اقدام به ثبت کردن نام‌های کاربری شبیه به اسامی مشاهیر و هنرمندان نمایید، بهتر است بدانید که این کار برخلاف قوانین توئیتر است و این شبکه اجتماعی به شدت در این رابطه سخت‌‌گیر است. در صفحه پشتیبانی توئیتر آمده است که بهره‌برداری از نام‌های کاربری غیر مجاز است و تلاش برای «فروش، خرید یا پول گرفتن در ازای نام‌های کاربری نقض قوانین این وبسایت تلقی شده و ممکن است که به تعلیق دائمی اکانت شما بیانجامد.» بنابراین در صورتی که تلاش کنید از نام‌های کاربری خود در توئیتر پول در بیاورید ممکن است که برای همیشه اکانت خود را از دست بدهید.
البته این تنها شیوه مدیریت نام‌های کاربری در توئیتر نیست. اگر یک برند یا هنرمند مشهور هم با این سایت تماس بگیرد و مدعی شود که فرد دیگری با استفاده از نام آنها در این سایت فعالیت دارد، توئیتر ممکن است آن اکانت را به فرد یا موجودیت شاکی واگذار نماید.

Sapphire وبلاگ نویس آمریکایی پیشتر با نام کاربری @saphirecut توئیت می‌کرد تا اینکه یک روز از خواب بیدار شد و تعداد زیادی توئیت را از مدیریت این سایت دریافت کرد مبنی بر آنکه به خاطر شکایتی که در مورد کپی رایت دریافت کرده، نام کاربری او را به فرد دیگری انتقال داده و اکانت او از این پس با نام دیگری فعال خواهد بود. او بعد از مناقشات طولانی توانست نام کاربری @saphire را بگیرد که مطمئنا بهتر از قبلی است. اما یک کشمکش به مراتب بدتر و شدیدتر نسبت به این در نهایت باعث شد که مالکیت نام کاربری @chase به فرد دیگری انتقال داده شود. ماجرا از این قرار است که ابتدا Chase Giunta این نام را در سال 2008 میلادی ثبت کرد و از این اکانت برای انجام امور شخصی‌اش استفاده می‌کرد اما وقتی به تدریج خیل عظیمی از توئیت‌های گلایه آمیز کاربران بانک Chase به سمت او روانه شد او شروع به باز-توئیت‌ کردن آنها کرد تا ماجرا را طنز آمیز کند. متاسفانه اما این کار از نظر مورگان چیس مدیرعامل بانک Chase خنده دار نبود و به این نتیجه رسید که باید کنترل آن اکانت را در دست بگیرد.
Giunta می‌گوید در ادامه یکی از نماینگان بانک با او تماس گرفته و پیشنهاد داده که در ازای پرداخت 20 هزار دلار آن نام کاربری را خریداری نماید اما او در نهایت حساب کاربری‌اش را غیرفعال کرد و به آنها گفت که این کار خلاف قوانین توئیتر است. روز بعد او ایمیلی را دریافت کرد با این مضمون که چون خود را جای بانک جا زده قوانین توئیتر را نقض کرده است. Giunta به همین خاطر در ادامه عکس و بایو خود را تغییر داد تا دیگران را مطمئن نماید که با بانک ارتباطی ندارد اما طولی نکشید که اکانت او معلق شد و به مورگان چیس داده شد. Giunta هم مجبور شد که اکانت تازه‌ای را برای خودش درست کند.
البته اگر کسی تلاش نکند که کنترل اکانت شما را بگیرد و دایرکشن‌های اشتباهی هم زیاد برایتان آزاردهنده نباشند، نیازی نیست که کاری انجام دهید. این در واقع همان استراتژی و راهکای است که دارندگان چنین مشکلی در توئیتر اتخاذ می‌کنند.
مثلا @DavidVameron اکانت رسمی متعلق به نخست وزیر انگلستان نیست و در عوض به یک مرد بیست و چند ساله مربوط می‌شود که در اورگان زندگی می‌کند. دیوید کامرون نام اصلی‌اش است و در سال 2007 میلادی که در توئیتر اکانت باز کرد گوردون براون همچنان نخست وزیر این کشور بود و در واقع از سال 2010 بود که این اکانت برای او دردسرآفرین شد.
اما با وجود آنکه دیوید کامرون توئیت‌های مملو از عصبانیت زیادی را از مردم دریافت می‌کند این مساله بیشتر برایش جالب است تا آزار دهنده و بعضا حتی پیش می‌آید که به درخواست‌ها برای اعلام نظر در مورد موضوعات مختلف نیز پاسخ می‌دهد (جالب است بدانید که باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا هم از دنبال کنندگان اوست).
البته همانطور که گفته شد کاربران زیادی هم اکنون با این مساله روبرو هستند وترجیح داده‌اند که مواضعی بی‌طرف را در این رابطه اتخاذ کنند.

اخلاقیات
ممکن است تصورتان این باشد که چنین مشکلی جای هیچگونه نگرانی ندارد زیرا نام کاربری توئیترتان به شخص شما تعلق دارد یا دست کم هیچ شرکتی احتمال ندارد که نسبت به آن ادعا کند. اما باید بدانید که این اتفاق ممکن است برای همه رخ دهد. برای نمونه یکی از کاربرانی که Chris Andrikanich نام دارد صرفا به خاطر دشوار بودن تلفظ نامش تصمیم گرفته که از نام کاربری آلفابت استفاده کند و سال پیش بود که گوگل اعلام کرد یک شرکت مادر تخصصی را با این نام ایجاد خواهد کرد.
همین اتفاق باعث شد که بسیاری تصور کنند گوگل مبلغ بالایی را برای خرید این اکانت به او پیشنهاد خواهد داد در حالی که اینطور نشد و این فرد همچنان توئیت‌هایش را با همین نام ادامه می‌دهد. از طرفی چون مردم بیشتر گوگل را می‌شناسند تا آلفابت این امر مشکلی را برای او ایجاد نکرده است.

چاپ این مطلب

  چیزهایی که وب‌سایت‌ ها درباره‌ شما می‌ دانند حذف کنید
ارسال کننده: farnaz - ۹۵/۶/۵، ۰۱:۲۸ عصر - انجمن: هک و امنیت - بدون پاسخ

آیا نگران حریم خصوصی و اطلاعاتی که وب‌سایت‌ها درباره‌ی شما در اختیار دارند هستید؟ ما در این مقاله به شما نشان می‌دهیم چگونه می‌توانید بخش اعظم این اطلاعات را پاک کنید.

ما در جهانی از به اشتراک‌گذاری زندگی می‌کنیم. اغلب ما برروی فیس‌بوک پُست می‌کنیم و تعداد بیش‌تری از ما افکار و لحظات مهمی که در زندگی روزمره‌مان پشت سر می‌گذاریم توئیت می‌کنیم. ما از LinkedIn برای تقویت کردن رزومه‌ی کاری‌مان بهره می‌گیریم، ما بلاگ می‌نویسیم، و ما گاهی اوقات هویت واقعی خودمان را برروی فوروم‌ها آشکار می‌کنیم. ما حالا بیش از همیشه در معرض دید جهان قرار داریم. اما خطری موروثی در فعالیت‌های ما وجود دارد. ما نه تنها خودمان را در معرض دید بیرونی قرار می‌دهیم- خودمان را در برخی از موارد به سلبریتی‌های نه چندان مهم تبدیل می‌کنیم- بلکه به وب‌سایت‌ها اجازه می‌دهیم به جزئیات بسیار زیادی درباره‌ی ما دست پیدا کنند. هر بار که به یک سرویس لاگ‌این می‌کنیم، اجازه می‌دهیم انواع و اقسام اطلاعات مربوط به ما جمع‌آوری شود. برخی از سایت‌ها بهتر از ما دوستان نزدیک‌مان را می‌شناسند. ممکن است نشانه‌هایی از این موضوع را تشخیص داده باشید، چه از طریق آگهی‌ها و تبلیغات برروی وب‌سایت‌هایی که به ناگهان ظاهر می‌شوند و محصولات مختلفی را که به دنبال‌شان بوده‌ایم در معرض دید ما قرار می‌دهند و یا آن ای‌میل‌هایی که به نظر می‌رسد چیزهایی که ما ازشان لذت می‌بریم به ما ارائه می‌نمایند. وقتی موضوع تلاش کمپانی‌ها برای باز کردن کیف پول شما مطرح می‌شود آن‌ها برای کسب درآمد از طریق علائق شما هر کاری انجام می‌دهند. به منظور انجام این کار، سرویس‌های مختلف به پروفایل دیجیتالی که هر روز به تعداد آن‌ها اضافه می‌شود متکی هستند. و به علت این که ما سال‌ها است آن‌لاین بوده‌ایم سطح این جزئیات احتمالا بسیار گسترده خواهد بود. حتی اگر هرگز از فیس‌بوک، توئیتر یا سایر وب‌سایت‌های شبکه‌های اجتماعی بازدید نکرده باشید و حتی اگر هرگز در یک بررسی آن‌لاین شرکت نکرده باشید وقتی موضوع به دست آوردن داده‌ها به میان می‌آید مصون نیستید. جست و‌جوهای شما، ویدئوهایی که تماشا کرده‌اید، مکان‌هایی که از آن‌ها بازدید نموده‌اید، آیتم‌هایی که به دنبال آن‌ها بوده‌اید و موسیقی که گوش کرده‌اید همه و همه بخشی از یک فایل بسیار بزرگ است که هدف آن بهره‌برداری از این اطلاعات است. اما خبرهای خوب این است که فقط بخش کوچکی از این اطلاعات درواقع عمومی می‌شوند. بنابراین آیا می‌توانید این اطلاعات را از بین ببرید؟ خوب، قبل از این که وارد این موضوع شویم باید نگاهی خلاصه به این مطلب مهم بیندازیم که چگونه می‌توانید وب‌سایت‌ها را از جمع‌آوری اطلاعات درباره‌ی خودتان برحذر دارید. این گزینه‌‌ای منطقی به نظر می‌رسد: به جای این که نگران باشید که این اطلاعات در معرض دید همه قرار بگیرند کافی است گردآوری این اطلاعات را متوقف کنید. البته گفتن این موضوع از عمل کردن ساده‌تر است. برای این که حقیقتا در برابر گردآوری دیتا مصون شوید به شکلی موثر و جدی باید استفاده از اینترنت را متوقف کنید.

پیش‌گیری بهتر از درمان است؟

با توجه به مطالبی که در بالا اشاره شد کارهایی هست که می‌توانید انجام دهید. گذشته از این که فقط حساب‌هایی را باز کنید که می‌دانید سودمندی‌شان را در درازمدت اثبات کرده‌اند شما باید به بخش حریم خصوصی و شرایط و ضوابط سرویس‌هایی که استفاده می کنید توجه نموده و زمانی که مجبور هستید جعبه‌هایی را تیک بزنید مطمئن شوید که به شکلی ناخواسته به آن سایت اجازه ندهید داده‌های شما را جمع‌آوری نماید. شما در عین حال باید از ردیابی وب‌سایت‌هایی که از آن‌ها بازدید می‌کنید توسط آگهی‌دهنده‌گان جلوگیری به عمل آورید. یک روش خوب برای انجام این کار استفاده از یک اکستنشن برای مرورگر است که از گردآوری اطلاعات و داده‌های شما توسط دیگران جلوگیری می‌کند. به عنوان مثال Privacy Badger (دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
) از Electric Frontier Foundation یادداشتی از سرویس‌هایی که به دنبال ردیابی مرورگر شما برروی وب‌سایت‌های مختلف هستند بر‌می‌دارد. وقتی این اکستنشن یک کمپانی که شما را ردیابی می‌کند تشخیص می‌دهد به مرورگر دستور می‌دهد از بارگذاری محتوای آن منبع جلوگیری نماید. این اکستنشن مراقب تبلیغات، تصاویر توکار، stylesheets و نقشه‌هایی که ممکن است شامل کوکی‌هایی برای ردیابی فعالیت‌های شما باشند است. برخلاف سایر ابزار بلوکه کردن اگر متوجه شود یک وب‌سایت، بعد از این که اکستنشن به مرورگر دستور می‌دهد آن را متوقف کند باز هم به کارش ادامه می‌دهد یک دامنه‌ی خاص را بلوکه می‌کند. با این روش، مرور کلی وب توسط شما تحت تاثیر قرار نمی‌گیرد. البته بلوکه کردن همه‌ی کوکی‌ها بهتر است- چیزی که احتمالا کل تجربه‌ی شما برروی وب را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بلوکه کردن نه تنها باعث توقف کوکی‌های ثالث می‌شود بلکه کوکی‌های سایت‌های اصلی را نیز متوقف می‌نماید که دومی می‌تواند برروی سایت‌هایی که بیش‌تر از آن‌ها بازدید می‌کنید سودمند واقع شود. آن‌ها تشخیص می‌دهند شما چه کسی هستید و کارهایی که برروی سایت‌های مختلف انجام می‌دهید به خاطر می‌سپارند و در این فرآیند صرفه‌جویی زیادی در وقت شما به عمل می‌آورند. همه‌ی کاری که باید انجام دهید ایجاد یک تعادل است.

همه چیز را نابود کنید!

اما درباره‌ی گذشته و همه‌ی آن چیزهایی که بسیاری از وب‌سایت‌های وب قبلا در مورد شما می‌دانند چه کاری می‌توانید انجام دهید؟ چگونه می‌توانید بفهمید چه چیزی آن بیرون وجود دارد و داده‌های با ارزشی که آن‌جا است کاملا پاک کنید و اطلاعاتی که درباره‌ی شما جمع‌آوری شده است از بین ببرید؟ اولین کاری که باید انجام دهید این است که بفهمید کدام وب‌سایت‌ها بیش‌ترین اطلاعات را درباره‌ی شما در اختیار دارند. پیش بروید و از گوگل شروع کنید. گوگل از طریق همه‌ی سرویس‌های خود اطلاعات را جمع‌آوری می‌کند. وقتی به یک حساب وارد می‌شوید اسم، آدرس ای‌میل، کلمه‌ی عبور، تاریخ تولد، جنسیت، شماره تلفن و کشوری که در آن زندگی می‌کنید به دست می‌آورد. همچنین سرویس ردیابی خودش را دارد که چیزهای زیادی درباره‌ی رفتار آن‌لاین شما کسب می‌کند. هر بار که برروی یک آگهی کلیک می‌کنید یا ضربه می‌زنید چیزهایی که به آن علاقه دارید گردآوری می‌نماید. اما این فقط نیمی از داستان است. گوگل ویدئوهایی که تماشا می‌کنید، وب‌سایت‌هایی که بازدید می‌کنید، چیزهایی که جست‌و‌جو می‌نمائید، ای‌میل‌هایی که از طریق Gmail ارسال می‌کنید، رویدادهایی که به Calendar خود اضافه می‌نمائید، تصاویر، عکس‌ها و اسنادی که برروی Drive ذخیره می‌کنید و جزئیات دیوایس شما را ذخیره می‌کند. آدرس IP و داده‌های کوکی را ثبت می‌کند و از اطلاعاتی که از مرورگر وب Chrome خود، ChromeOS و سیستم عامل اندروید گردآوری می‌نماید استفاده می‌کند. ما از این نکته آگاهی پیدا می‌کنیم زیرا به نظر می‌رسد گوگل درباره‌ی کارهایش شفاف عمل می‌کند. به privacy.google.com/your-data.html بروید تا متوجه شوید از این که صراحتا اعلام می‌کند چه اطلاعاتی از فعالیت‌های روزمره‌ی شما کسب می‌کند خجالت نمی‌کشد. گوگل از طریق گفتن این نکته که چگونه به تکمیل اتوماتیک جست و‌جوها و فرم‌ها، یافتن ویدئوهای مورد علاقه‌تان و تحویل ارتقاهای اتوماتیک درباره‌ی اطلاعات پرواز و سایر موارد کمک می کند در صدد توجیه فعالیت‌هایش است. این همان جایی است که اعتماد و اطمینان وارد میدان می‌شود اما خوشبختانه این چیزی است که می‌توانید کنترل کنید.
یک سرویس جدید به نام My Activity توسط گوگل راه‌اندازی شده است که داشبوردی فراهم می‌کند که به شما اجازه می‌دهد همه‌ی آیتم‌هایی که درباره‌ی استفاده‌ی شما از وب و سرویس‌های مختلف این کمپانی ذخیره کرده است مشاهده نمائید. با بازدید از myactivity.google.com/myactivity شما قادر می‌شوید به طور دائمی داده‌ها را حذف کنید و در عین حال می‌توانید به گوگل بگوئید چه اطلاعاتی را به حساب شما الصاق کند یا نکند. به عنوان مثال وقتی از این صفحه بازدید می‌کنید مشاهده خواهید کرد که به سرفصل Today می‌رود: نشانه‌ای از تعداد آیتم‌هایی که از زمانی که امروز صبح از خواب بیدار شده‌اید ثبت شده‌اند. اگر تعداد این‌ها به صدها می‌رسد متعجب نشوید زیرا بیش‌تر از چیزی که فکرش را می‌کنید از گوگل استفاده کرده‌اید. برای کمک به این که بتوانید از این‌ها سر در بیاورید داده‌ها براساس مقوله‌های مختلف از قبیل Search, Books, Video, Image, News و غیره طبقه‌بندی شده‌اند. شما سپس می‌توانید ببینید از کدام سرویس‌ها بیش‌تر از بقیه استفاده کرده‌اید و تا چه حد آن‌ها را به کار گرفته‌اید. همه چیز براساس زمان ارائه می‌شود. از این نقطه به بعد می‌توانید حذف اطلاعات را به شکل جدی آغاز کنید. در گوشه‌ی سمت راست بالای هر جعبه‌ای که دربردارنده‌ی سرویس‌هایی که استفاده کرده‌اید است منویی با دو گزینه وجود دارد: Details و Delete. با کلیک کردن برروی دومی، یک جعبه‌ی pop-up نمایش داده می‌شود که تلاش می‌کند به طور خلاصه توضیح دهد که چرا ترجیح می‌دهد شما اطلاعات را پاک نکنید: "فعالیت شما می‌تواند کاری کند تا سرویس‌های گوگل برای شما سودمندتر شود و مثلا بهتر بتوانید با Maps ارتباط برقرار نمائید و در Search به نتایج سریع‌تری دست پیدا کنید". وقتی مطمئن شدید می‌خواهید اطلاعات را پاک کنید از شما خواسته می‌شود ادامه‌ی کار را تائید نمائید و به مرحله‌ی بعدی بروید و آیتم‌ها را حذف کنید.

تبلیغات را شخصی‌سازی کنید

گوگل در عین حال به شما اجازه می‌دهد اطلاعات به کار گرفته شده برای نمایش تبلیغات را کنترل کنید. یکی از بزرگ‌ترین تغییرات اخیر، تصمیم این کمپانی در استفاده از اطلاعات رفتاری شما درباره‌ی مناسب‌سازی تبلیغات نه تنها برروی سرویس‌های خودِ گوگل بلکه برروی کل اینترنت در صفحات جست‌و‌جویش بوده است. البته به جای این که به طور اتوماتیک به دنبال شما باشد باید خودتان این تصمیم‌گیری را به اجرا بگذارید. برای فعال یا غیرفعال کردن شخصی‌سازی، به goo.gl/M1NrqO بروید و به دنبال جعبه‌ای باشید که به گوگل اجازه می‌دهد از فعالیت حساب شما برای اهداف تبلیغاتی استفاده کند. این صفحه در عین حال به شما اجازه می‌دهد گردآوری داده‌ها برای اهداف تبلیغاتی را کاملا متوقف کنید و در حالی که روی آن هستید ممکن است بخواهید نگاهی به پروفایل گوگل خودتان در این صفحه بیندازید. ضربه زدن برروی دکمه‌ی edit در این جعبه به شما اجازه می‌دهد نگاهی به اطلاعات شخصی‌تان بکنید. شاید بخواهید تاریخ تولدتان را تغییر دهید یا شاید بخواهید چیزهایی که دیگران می‌توانند درباره‌ی شما ببینند ویرایش نمائید. شما در عین حال می‌توانید به اشتراک‌گذاری مکانی (location sharing) را فعال یا غیرفعال کنید و از این صفحه تنطیمات مربوط به جست‌و‌جو را مدیریت نمائید و یا کارهایی که انجام داده‌اید از سیستم حذف کنید.

روبرو شدن با فیس‌بوک

اما سایر سرویس‌هایی نظیر فیس‌بوک چه می‌شوند؟ این که بخواهید فیس‌بوک را از دسترسی به اطلاعات شخصی خود برحذر دارید منحرفانه به نظر می‌‌رسد (کل مفهوم فیس‌بوک این است که شما اطلاعات را آن‌جا می‌گذارید تا دیگران ببینند) اما مدیریت داده‌هایی که می‌توانند به استفاده‌ی سودمند شما از این سایت کمک کنند نیز امری منطقی به نظر می‌‌رسد. اولین کاری که ممکن است بخواهید انجام دهید دانلود یک کپی از داده‌های فیس‌بوک و آگاهی از این که این کمپانی چه چیزهایی درباره‌ی شما می‌داند است. در نسخه‌ی دسک‌تاپ، به Settings بروید و گزینه‌ی Download a copy of your Facebook data را در انتهای تنظیمات کلی حساب‌ انتخاب و برروی آن کلیک کنید. این اطلاعات شامل داده‌های بسیار زیادی درباره‌ی پروفایل شما و همچنین تمام اطلاعات تایم‌لاین، پُست‌ها، پیام‌ها و عکس‌های‌تان است. اگرچه تبلیغاتی که برروی آن‌ها کلیک کرده‌اید و آدرس IP ثبت شده در زمان بازدید شما را نیز نشان می‌دهد. شما زمان فعال شدن، غیرفعال شدن، حذف شدن حساب و کوکی و اطلاعات مرورگر خود  را می‌بینید. آدرس فعلی شما و آدرس قبلی‌تان نیز در این‌جا لیست شده‌اند. اطلاعات مکانی نیز در همین‌جا نگهداری می‌شود. این فایل شامل تاپیک‌های تبلیغاتی براساس Like شما، علائق و سایر داده‌ها می‌شود؛ هر مکالمه و کانکشنی که دارید، داده‌های مربوط به شناسایی چهره، ای‌میل‌ها- حتی آن‌هایی که حذف کرده‌اید؛ حساب‌های لینک شده؛ یادداشت‌ها؛ شماره تلفن‌ها؛ دیدگاه‌های سیاسی و خیلی چیزهای دیگر. این اطلاعات می‌توانند چشمان شما را باز کنند و به ورای آخرین باری که عکس یک گربه را پُست کرده‌اید می‌روند. اما اگر می‌خواهید Facebook همه‌ی چیزهایی که درباره‌ی شما می‌داند حذف کند درنتیجه باید به طور کل این سیستم را ترک کنید. همان‌گونه که درباره‌ی داده‌های ای‌میل نیز دیده بودید، حذف یک قطعه از اطلاعات به معنای این نیست که Facebook آن را فراموش می‌کند. درعوض، بخشی از فایل شما را تشکیل می‌دهد و بنابراین می‌توانید به دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
بروید و حذف کامل را درخواست کنید. تکمیل این کار 90 روز طول می‌کشد اما حتی در این حالت نیز همه چیز از بین نمی‌رود. به عنوان مثال هر چیزی که به یکی از دوستان‌تان ارسال کرده‌اید، تا زمانی که او آن را حذف نکند باقی می‌ماند. علاوه بر این، آن محتوا به زندگی در سایه‌ی Facebook licence- موافقت‌نامه‌ای که امضا کرده‌اید و می‌گوید ویدئوها و عکس‌ها می‌توانند برای استفاده‌ی غیراختصاصی، قابل انتقال، sub-licensable، و در سرتاسر جهان مورد استفاده قرار گیرند- ادامه خواهد داد. به نظر می‌‌رسد باید با بعضی از چیزها تا آخر عمرمان زندگی کنیم.

باقی ماندن داده‌ها برروی LinkedIn
آیا همین موضوع درباره‌ی LinkedIn نیز مصداق دارد؟ به نظر نمی‌رسد. سیاست رسمی LinkedIn این است که پروفایل شما تا زمانی که حساب خود را نبندید باقی می‌ماند. سپس در عرض 24 ساعت شروع به حذف آن می‌کند و در عرض 30 روز از اطلاعات بک‌آپ می‌گیرد و لاگ‌ها را de-identify می‌کند. اما LinkedIn چه چیزهایی درباره‌ی شما نگه می‌دارد؟ LinkedIn می‌گوید لاگ‌های دسترسی IP و سایر اطلاعاتی که از طریق پروفایل شما قابل دیدن نیست نظیر تبلیغاتی که روی آن‌ها کلیک کرده‌اید، و ad targeting criteria و تلاش‌های لاگ‌این شما شامل کامپیوتری که از آن و آدرس IP آن استفاده کرده‌اید برروی سایت حفظ می‌کند. سیاست حریم خصوصی LinkedIn می‌گوید شما می‌توانید این اطلاعات را از طریق Help Center درخواست کنید اما لینکی که ارائه می‌کند به شکل آزاردهنده‌ای غیرقابل استفاده است. ما نهایتا بعد از جست‌و‌جو اطلاعات مربوطه را پیدا کردیم و خبرهای خوب این است که شما می‌توانید آرشیو داده‌های خود را از طریق مراجعه به آدرس دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
درخواست کنید که با این کار داده‌ها در دو بسته ارسال می‌شوند که دومی 24 ساعت بعد از دریافت اولی برای‌تان ارسال می‌گردد. اگر حذف حساب برای‌تان بیش از حد دراماتیک به نظر می‌‌رسد می‌توانید به صفحه‌ی Privacy & Settings جدید  LinkedIn‌ بروید که به شما اجازه می‌دهد چیزهایی که می‌توان درباره‌ی شما مشاهده کرد و اطلاعاتی که می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند تعیین کنید. در حداقل شکل ممکن، شاید بخواهید نگاه نزدیک‌تری به اپلیکیشن‌های ثالثی که می‌توانند داده‌های شما را ببینند بیندازید. سایت‌های رسانه‌های اجتماعی تنها سایت‌هایی نیستند که داده‌هایی که می‌خواهید پاک شوند ذخیره می‌کنند. خُرده‌فروشانی نظیر Amazon نیز اطلاعات مربوط به شما را نگه می‌دارند و شما حتی مجبور نیستید برای آگاهی از چیزهایی که درباره‌ی شما می‌داند لاگ‌این کنید: آیتم‌های صفحه‌ی خانگی آن قبل از این که شما sig-in کنید به ارجحیت‌های شما لینک می‌شوند. Amazon در عین حال یک لاگ از تاریخچه‌ی مرور شما نگه می‌دارد و اگر از طریق یک دیوایس موبایل خرید کرده باشید تاریخچه‌ی مکانی شما را نیز ثبت می‌کند. اگر کوکی‌ها را فعال نکرده باشید نمی‌توانید از Amazon خرید کنید.
برای حذف این داده‌ها می‌توانید به Settings بروید و ارجحیت‌های تبلیغات را مدیریت کرده و در عین حال قادر هستید بخش‌هایی از تاریخچه‌ی مرور خود را حذف کنید. همین موضوع درباره‌ی سایر سایت‌های خُرده‌فروشی مصداق دارد بنابراین حساب‌هایی که از آن‌ها استفاده نمی‌کنید حذف نمائید یا به Settings بروید تا متوجه شوید چه چیزهایی قابل پاک شدن هستند. تغییر شماره‌های تلفن و آدرس‌ها برروی سایت‌هایی که یک سیاست پاک‌سازی مناسب ندارند می‌تواند برای آن‌ها اشکال ایجاد نماید.

دور و اطراف وب

اما اطلاعاتی که سایر افراد درباره‌ی شما آن بیرون گذاشته‌اند چه می‌شود؟ شما باید با اسم خودتان یک جست‌و‌جو در گوگل انجام دهید تا ببینید آیا برخی از وب‌سایت‌ها اطلاعاتی درباره‌ی شما دارند که می‌خواهید آن‌جا نباشد یا خیر. در سال 2014، دادگاه اتحادیه اروپا قانونی تصویب کرد که براساس آن همه‌ی ما از "حق فراموش شدن" برخوردار هستیم و این بدان معنا بود که شما می‌توانید درخواستی به گوگل ارسال کنید تا تمام لینک‌های موجود به داده‌های شخصی یا پُست‌های درباره‌ی شما را حذف نماید. این یک فرم آن‌لاین در آدرس goo.gl/3afoo8 است که اسمی که برای جست‌و‌جو استفاده می‌کنید، نام کامل و URLهایی که می‌خواهید حذف شوند از شما می‌پرسد. سپس تیمی در Google این درخواست را بررسی می‌کند، و حق حریم خصوصی شما را با حقوق مردم برای دانستن (جریان آزاد اطلاعات) مطابقت می‌دهد. در حالی که این باعث از بین رفتن اطلاعات برروی وب‌سایت‌ها نمی‌شود اما پیدا کردن شما از طریق گوگل را برای دیگران دشوارتر می‌ْسازد. البته این بدان معنا است که شما باید همین درخواست را برای سایر موتورهای جست‌و‌جو نیز ارسال کنید. برروی Bing شما باید به goo.gl/oFXWUE بروید و یک فرم مشابه را تکمیل کنید و در Yahoo! نیز می‌توانید به آدرس goo.gl/eU2qiy بروید. کمپانی‌هایی هستند که همه‌ی این کارها را اگر بخواهید پول پرداخت کنید برای شما انجام می‌دهند اما این کار به اندازه‌ای ساده است که خودتان می‌توانید زحمتش را قبول کنید. اگر می‌خواهید محتوا از وب‌سایت‌های واقعی پاک شود نیاز به مشخص کردن web editor و درخواست حذف اطلاعات دارید. کافی است به صفحه‌ی Contacts یا About Me یک سایت نگاهی بیندازید یا whois.com را برای پیدا کردن اسم دامنه و پیدا کردن جزئیات فردی که می‌خواهید حذف کنید جست و‌جو نمائید. اما مراقب باشید: اگر این اطلاعات برروی یک روزنامه باشد و واقعی و قانونی هم باشد بعید است یک ویرایش‌گر بتواند آن را حذف کند.
اما چه داده‌هایی توسط کمپانی‌های ثالث گردآوری می‌شود؟ دلالان زیادی که در حوزه‌ی داده‌ها فعالیت می‌کنند وجود دارند که داده‌هایی درباره‌ی کاربران اینترنتی نظیر Spokeo‪(spokeo.com/uk)‬ و CrunchBase گردآوری می‌کنند. درخواست اطلاعات از هر یک از این سایت‌ها دشوار است و به تلاش نسبتا زیادی نیاز دارد. ممکن است به این نتیجه برسید که به دردسرش نمی‌ارزد یا بخواهید به سرویسی پول پرداخت کنید که این کار را از طرف شما انجام دهد. اگرچه واقعیت این است که هر کسی که از وب استفاده می‌کند در مقابل کارهایی که آن‌ها می‌توانند برای محافظت از داده‌های خود انجام دهند  قدرتی ندارد. برخی از کمپانی‌ها زندگی را ساده‌تر می‌کنند. Acxiom‪(acxiom.co.uk)‬ فعالیت‌های تجاری را با داده‌های بازاریابی که شامل اطلاعات به دست آمده از اینترنت می‌شود پشتیبانی می‌کند و وب‌سایتی به نام aboutthedata.com دارد که توضیح می‌دهد چگونه از آن بهره می‌گیرد و چرا آن را جمع‌آوری می‌کند. متاسفانه این سایت فقط در صورتی که یک آدرس در آمریکا داشته باشید قابل استفاده است و هر کسی بیرون از ایالات متحده اجازه ندارد داده‌های بازاریابی که درباره‌ی شما گردآوری شده است ببینید یا ویرایش نماید.
با اندکی تلاش و کوشش می‌توانید کنترل اینترنت و چیزهایی که درباره‌ی شما می‌داند دوباره در دست بگیرید. بعید است که هرگز بتوانید خودتان را به طور کامل از اینترنت پاک کنید و از این شبکه بیرون بروید اما می‌توانید ردپای خود را به حداقل برسانید. به دنیای Big Data، صرف‌نظر از این که تا چه حد فراگیر و گسترده است اجازه ندهید پیروز شود.

حساب‌های خود را پاک کنید
طی سال‌های متمادی، احتمالا چند دوجین حساب آن‌لاین ست‌آپ کرده‌اید که بسیاری از آن‌ها را به دست فراموشی سپرده‌اید یا استفاده‌ای از آن‌ها نمی‌کنید. اگر می‌خواهید پاک‌سازی انجام دهید هدف قرار دادن این حساب‌ها نقطه‌ی شروع مناسبی خواهد بود. وب‌سایت justdelete.me بسیاری از سرویس‌های وب را لیست می‌کند، آن‌ها را با رنگ کُدبندی می‌نماید تا به شما نشان دهد کدام‌یک برای حذف کردن ساده‌ترین و کدام‌یک دشوارتر هستند. کار را با سایت‌های سبز رنگ آغاز کنید، برروی دکمه‌ی information (اگر وجود دارد) کلیک کنید تا ببینید چگونه می‌توانید حساب‌ها و داده‌های خود را پاک کنید. سپس اندکی زمان صَرف سایت‌های قرمز رنگ که دشوارتر هستند کنید. البته ورودی‌های سیاه رنگ هم هستند که گفته می‌شود حذف‌شان غیرممکن است و آن‌ها شامل bungie.net, Dwell و Evernote می‌شوند. این سایت توصیه می‌کند جزئیات خود برروی Dwell را با اطلاعات نادرست جایگزین کنید و به این واقعیت اشاره می‌کند که فقط می‌توانید Evernote را غیرفعال نمائید که بدین معنا است که مجبورید به شکل دستی یادداشت‌ها و اطلاعات شخصی‌تان را پاک کنید. Bookmark کردن این سایت و مراجعه به آن قبل از این که حساب جدیدی باز کنید کار عاقلانه‌ای است زیرا از این طریق می‌توانید متوجه شوید آیا ایجاد یک حساب جدید برروی هر سایت به دردسرهای بعدی حذف آن می‌ارزد یا نه.

استفاده از My Activity
در این بخش به چگونگی استفاده از اینترفیس My Activity و حذف داده‌هایی که نمی‌خواهید گوگل از آن استفاده کند می‌پردازیم:
  • Categories: این‌ها خلاصه و نیم‌نگاهی به مقوله‌هایی که هر روز لیست می‌شوند است و در کنار آن نواری وجود دارد که تعداد آیتم‌های هر روز را نشان می‌دهد. شما در این‌جا می‌توانید آیتم‌های مربوط به جست‌و‌جو، کتاب‌ها، تصاویر و ویدئوها را مشاهده نمائید.
  • Bundles: اگر برای وب‌سایت‌های مرتبط جست و‌جو کرده باشید و یا به دنبال آیتم‌های مشابه باشید آن‌ها در کنار هم در My Activity درون bundles گروه‌بندی می‌شوند (و به همین علت است که جست‌و‌جوهای شما درباره‌ی اطلاعات مربوط به شوهای تلویزیونی گوناگون، فیلم‌ها و هنرپیشه‌ها در این جعبه گردآوری می‌شود). یک هدینگ نشان می‌دهد آن‌ها به کدام وب‌سایت مربوط می‌شوند.
  • Times: آیا می‌خواهید بدانید در هر ساعت مشخص از روز چه کاری انجام داده‌اید؟ در این‌جا چیزهایی که نیاز دارید به شما گفته می‌شود. این غیرضروری‌ترین ویژگی My Activity است اما شاید یک روز از آن برای یافتن چیزی استفاده کنید.
  • Details: وقتی برروی منوی سمت راست درون یک bundle کلیک می‌کنید می‌توانید Details را انتخاب کنید که همه‌ی چیزهای موجود در آن bundle را نشان می‌دهد و تعداد آن‌ها در انتهای هر جعبه به نمایش درمی‌آید.
  • Delete: شما می‌توانید ورودی‌های منفرد را برروی صفحه‌ی My Activity حذف کنید یا می‌توانید کل bundles را پاک‌سازی نمائید: انتخاب این کار کاملا به خود شما بستگی دارد. در عین حال حذف کل آیتم‌های یک روز از طریق انتخاب منوی پائین‌افتادنی در نوارهای تاریخ سبزرنگ نیز امکان‌پذیر است.
ذخیره شدن اطلاعات خود را برروی گوگل متوقف کنید
وقتی داده‌ها را از گوگل پاک کردید، ممکن است بخواهید از ذخیره شدن دوباره‌ی اطلاعات‌تان جلوگیری به عمل آورید:
  1. به Activity Controls بروید: برروی منوی اصلی در قسمت بالای صفحه کلیک کرده و Activity controls را از منوی پائین‌افتادنی انتخاب کنید. این کار شما را به Activity Control رهنمون می‌شود.
  2. مشاهده‌ی فعالیت‌ها: وقتی به پائین‌ می‌روید جعبه‌های گوناگونی مشاهده می‌کنید. اولی Web & App Activity است. به اسلایدری که در گوشه‌ی سمت راست قرار گرفته توجه داشته باشید. آن را برروی off قرار دهید.
  3. آیا مطمئن هستید؟ گوگل به طور خاص نمی‌خواهد شما این کار را انجام دهید. هر بار که تلاش می‌کنید یکی از عملکردهای گردآوری اطلاعات را off کنید همیشه دلیلی به شما ارائه می‌کند که نباید این کار را انجام دهید.
  4. تاریخچه‌ی مکانی: به پائین رفتن در لیست ادامه دهید و تصمیم بگیرید آیا می‌خواهید گوگل تاریخچه‌ی مکانی، اطلاعات مربوط به دیوایس، فعالیت‌های صوتی، تاریخچه‌ی جست و‌جو در YouTube و چیزهای دیگر را ثبت کند یا نه.

چاپ این مطلب

  چگونه در ویندوز ۱۰ اسکرین شات بگیریم
ارسال کننده: saberi - ۹۵/۶/۲، ۰۸:۴۶ عصر - انجمن: کامپیوتر و اینترنت - بدون پاسخ

[تصویر:  do.php?img=1873]

اسکرین شات، تصویری از کاربری موارد قابل مشاهده داخل مانیتور، گوشی موبایل و هرگونه دستگاهی که دارای خروجی تصویری باشد می‌گیرد. امروز ما می‌خواهیم در سلسه مطالب آموزش ویندوز به شما نشان دهیم چگونه این کار را در ویندوز انجام دهید.
همه سیستم‌عامل‌ها گزینه‌های مختلفی برای گرفتن اسکرین شات دارند. ابزارهای خارجی زیادی هم برای گرفتن اسکرین شات در ویندوز است. اما اگر نیاز شما آنقدر پیچیده نیست، مجبور به نصب ابزارهای شخص سوم خارجی برای این کار نیستید. در اینجا ما به شما نشان خواهیم داد چگونه در ویندوز ۱۰ اسکرین‌شات بگیرید.

روش ۱ – پرینت صفحه (PrtScn)
شما می‌توانید از روش پرینت صفحه برای گرفتن اسکرین‌شات و ذخیره آن بصورت یک فایل، گرفتن اسکرین شات بدون ذخیره بصورت فایل و گرفتن اسکرین شات تنها از یک پنجره (بجای کل صفحه) استفاده کنید. دکمه پرینت صفحه ممکن با عناوین “PrtScn”، “PrntScrn”، “PrintScr” و یا مشابه آن برروی کیبرد مشخص شده باشد. در بیشتر کیبردها، این دکمه معمولا بین F12 و Scroll lock پیدا می‌شود. در کیبرد لپتاپ‌ها، ممکن است مجبور باشید تا دکمه “Function” را برای دسترسی به پرینت صفحه فشار دهید. شما هیچگونه پنچره تاییدی برای گرفتن اسکرین‌شات نخواهید دید.

گرفتن اسکرین‌شات و ذخیره آن بصورت فایل

کلید لوگوی ویندوز و PrtScn را با هم فشار دهید. اگر از تبلت استفاده می‌کنید، کلید لوگوی ویندوز و دکمه کم‌کردن صدا را با هم فشار دهید. وقتی اسکرین‌شات گرفته شده، کپی می‌شود و در فولدر اسکرین شات (در Users/User Name/Pictures) ذخیره می‌شود، صفحه نمایش تار خواهد شد. اگر فولدر اسکرین‌شات وجود نداشته باشد، ویندوز به طور خودکار این فولدر را می‌سازد. اسکرین‌شات بطور خودکار به صورت “Screenshot (Number).png” نامگذاری خواهد شد که شماره هم توسط شمارنده خود سیستم اسکرین شات تعیین می‌شود. هر اسکرین شاتی که می‌گیرد این شماره یک واحد افزایش پیدا می‌کند.

[تصویر:  do.php?img=1874]

شما تنها زمانی صفحه را تار خواهید دید که گزینه “Animate windows when minimizing and maximizing” در تنظیمات جلوه‌های بصری (در System > Advanced system settings > Click the Advanced tab > Click Settings under Performance section) روشن شده باشد.

توجه: در بعضی لپتاپ‌ها و دستگاه‌های ممکن است شما نیاز به فشار دادن کلید لوگوی ویندوز و Ctrl و PrtScn یا کلید لوگوی ویندوز و Fn و PrtScn داشته باشید. لطفا برای اطمینان کتابچه راهنمای لپتاپ یا دیگر دستگاه خود را بررسی کنید.

[تصویر:  do.php?img=1875]

گرفتن اسکرین‌شات از صفحه بدون ذخیره‌سازی
کلید PrtScn را فشار دهید. کپی اسکرین‌شات صفحه شما هم‌اکنون در کلیپ بورد کپی شده است، می‌توانید آن را هرجا می‌خواهید Paste کنید. ابعاد اسکرین‌شات دقیقا هم‌اندازه رزولوشن صفحه نمایش شما خواهد بود.

توجه: در بعضی لپتاپ‌ها و دیگر دستگاه‌ها، ممکن است نیاز به فشار دادن Ctrl و PrtScn یا Fn و PrtSCn داشته باشید. لطفا برای اطمینان کتابچه راهنمای لپتاپ یا دیگر دستگاه خود را بررسی کنید.

گرفتن اسکرین‌شات تنها از یک پنجره
برروی نوار عنوان پنجره کلیک کنید تا این پنجره به عنوان پنجره فعال در صفحه انتخاب شود. کلید‌های Alt و PrtScn را فشار دهید. یک کپی از اسکرین‌شات گرفته شده از پنجره فعال صفحه‌تان در کلیپ بورد ذخیره می‌شود و می‌توانید آن را هرکجا که می‌خواهید Paste کنید. توجه: در بعضی لپتاپ‌ها و دیگر دستگاه‌ها، ممکن است نیاز به فشار دادن Alt و Fn و PrtScn داشته باشید. لطفا برای اطمینان کتابچه راهنمای لپتاپ یا دیگر دستگاه خود را بررسی کنید.

روش ۲ – استفاده از Snipping Tool
Snipping tool برای مدت طولانی است که قسمتی از ویندوز می‌باشد. این ابزار به ویندوز ویست اضافه شد و از آن زمان ویژگی‌های جدید بهش اضافه نشد، جدا از چند رفع اشکال. Snipping tool می‌تواند از یک پنجره باز، یک منطقه مستطیلی، یک منطقه آزاد فرم و کل صفحه اسکرین‌شات بگیرد. اسنیپ‌ها بعد می‌توانند با استفاده از موس و قلم‌های رنگی تغییر داده شوند، به عناون یک عکس ذخیره شوند، به عنوان یک فایل MHTML ذخیره شوند یا حتی به عنوان ایمیل فرستاده شوند.
البته Snipping tool یک محدودیت هم دارد، این ابزار نمی‎تواند از مواردی که شمال حرکات موس می‌شوند عکس بگیرد. برای گرفتن تصویر از عملیات‌هایی که شامل حرکات موس هستند مانند منوی های پاپ‌آپ و تولتیپ‌ها که فرآیندی خسته‌کننده و ملال‌آور است، باید:
  • کل صفحه را با کلید PrtScn روی کیبرد بگیرید.
  • تصویر گرفته شده را در یک ویرایشگر عکس بارگزاری کنید و قسمتی را که می‌خواهید Clip out کنید.
  • آن را در فایلی ذخیره کنید.
با گزینه جدید “Delay” در ویندوز ۱۰، شما می‌توانید از منوهای پاپ‌آپ و تولتیپ‌ها اسکرین‌شات بگیرید. اپ Snipping Tool را باز کنید و برروی گزینه Delay کلیک کنید. از لیست کشویی، برروی شماره‌ مربوط برای تعیین مقدار ثانیه‌های تاخیر، کلیک کنید (از ۰ تا ۵ ثانیه).

[تصویر:  do.php?img=1876] 

حالا با کلیک کردن برروی فلش کنار “New” نوع اسنیپی را که می‌خواهید بسازید انتخاب کنید. شما می‌توانید یکی از چهار نوع اسنیپ را انتخاب کنید: فرم آزاد، مستطیلی، پنجره و کل صفحه.

[تصویر:  do.php?img=1877]
 
برخلاف اسنیپ‌های رایج، صفحه نمایش فورا محو نخواهد شد. به جای آن، شما بین ۱ تا ۵ ثانیه دارید، بسته به مقداری که خود انتخاب کرده‌اید، تا اسکرین‌شات‌های خود را تنطیم کنید. حالا آن منوی پاپ‌آپ یا تولتیپی را که می‌خواهید باز کنید. هنگامی که زمان تاخیر تمام شود، صفحه نمایش فریز و محو می‌شود، و می‌توانید اسنیپ خود را بگیرید. اگر شما پنجره یا کل صفحه را انتخاب کنید، تصویر بعد از فریز شدن صفحه بطور خودکار گرفته خواهد شد.

روش ۳ – با Game bar در ویندوز ۱۰ اسکرین‌شات بگیرید
ویندوز ۱۰ قابلیتی بنام game DVR برای ظبط فیلم گیم‌پلی یا گرفتن اسکرین شات از بازی‌های کامپیوتر شخصی دارد. Game bar تصاویر را در فرمت PNG تولید و در “C:\Users[your username]\Videos\Captures” ذخیره می‌کند. قبل از استفاده از Game bar اپ ایکس باکس را باز کرده و تنظیمات را برای ویژگی Game DVR پیکربندی کنید. وضعیت را به “Take screenshots using Game DVR” تغییر دهید و میانبرهای پیشفرض کیبرد را با کلیدهای انتخاب خودتان جایگزین کنید.

[تصویر:  do.php?img=1878] 

در حالی که شما یک بازی باز یا پنجره اپ فعال دارید، کلید لوگوی ویندوز و G را فشار دهید و برروی جعبه “Yes, this is a game” بزنید، اگر درخواست شد. حالا برای گرفتن اسکرین شات آیکون دوربین یا “Win+Alt+PrtScn” را بزنید. توجه: میانبر کیبرد تنها زمانی کار خواهد کرد که شما جعبه “Yes, this is a game” را برای یک بازی خاص تایید کرده باشید. شما هشداری خواهید دید که می‌گوید اسکرین‌شات شما ذخیره شده است. اگر برروی هشدار کلیک کنید، در آدرس “Xbox app > Game DVR > On this PC” باز خواهد شد و می‌توانید ن را ببینید.

[تصویر:  do.php?img=1879] 

در واقع راه‌های زیادی برای گرفتن اسکرین شات وجود دارد، اما اگر شما می‌خواهید درگیر نصب و کار با ابزارهای سوم شخص نشوید، می‌توانید از راه‌هایی که ما به شما معرفی کردیم استفاده کنید.

چاپ این مطلب

  کاربران اندروید زیاد به آنتی ویروس‌های اندرویدی امیدوار نباشند
ارسال کننده: saberi - ۹۵/۶/۲، ۰۸:۱۰ عصر - انجمن: اندروید - بدون پاسخ

کاربران اندروید زیاد به آنتی ویروس‌های اندرویدی امیدوار نباشند

دیوایس‌های اندرویدی مشکلات امنیتی بزرگی دارند. بدافزارهای اندرویدی فراوان یافت می‌شوند – اکثرشان هم خارج از گوگل پلی استور هستند. بزرگ‌ترین مشکل این است که بسیاری از دیوایس‌های اندرویدی به روز رسانی‌های امنیتی را دریافت نمی‌کنند. آنتی ویروس‌های اندرویدی هم راه حل خوبی برای چنین مشکلاتی نیستند.
شرکت‌های امنیتی با بهره بردن از فرصت طلایی آسیب پذیری Stagefright سعی کردند که اپ‌های آنتی ویروس اندرویدی خود را به خورد کاربران بدهند. اما این آنتی ویروس‌ها در این مورد هیچ کمکی به شما نمی‌کنند.

چرا آنتی ویروس‌ها روی ویندوز کار می‌کنند ولی روی اندروید نه؟
اول از همه اجازه دهید توضیح دهم که آنتی ویروس‌ها روی ویندوز چطور کار می‌کنند؟ یک نرم‌افزار آنتی ویروس در ویندوز، با سیستم عامل وارد تعاملی در حد پایین و سطحی می‌شود. برای ارائه حفاظتی همزمان، اپ‌های آنتی ویروس از درایورهای سیستم استفاده می‌کنند تا در درخواست نرم‌افزارهای دیگر برای دسترسی به فایل‌های سیستم دخالت کنند و این نرم‌افزارها را اسکن کنند تا مطمئن شوند ویروس و بدافزاری نداشته باشند که اگر چنین بود، آن وقت اجازه می‌دهند به فایل‌های سیستم دسترسی پیدا کنند و روی ویندوز اجرا شوند. اگر آنتی ویروس در این مرحله مشکلی را پیدا کند، می‌تواند دسترسی آن نرم‌افزار به فایل‌های سیستم را قطع کند و به کمک همان تعامل سطحی خودش با سیستم عامل، به سرعت بدافزار مربوطه را پاک یا قرنطینه کند.
این روش کار آنتی ویروس‌ها روی ویندوز است – در واقع ویندوز به آنتی ویروس‌ها به صورت محدود اجازه می‌دهد که به سیستم دسترسی داشته باشند.
اما اندروید به آنتی ویروس‌ها اجازه دسترسی به فایل‌های سیستم عامل را حتی در حد محدود و سطحی نیز نمی‌دهد. اندروید تمامی اپ‌ها را در سندباکس نگه‌داری می‌کند و درخواست‌های آنها برای دسترسی به فایل‌های سیستم را مسدود می‌کند. هیچ راهی برای اپ‌های آنتی ویروس وجود ندارد که بتوانند با سیستم عامل اندروید وارد تعامل شوند و جلوی بدافزارها را بگیرند.
وقتی یک بدافزار روی دیوایس اندرویدی شما نصب می‌شود، سندباکس اندروید به اپلیکیشن آنتی ویروس اجازه نمی‌دهد که با آن بدافزار مقابله کند یا حداقل بدافزار را غیرفعال کند. اگر یک بدافزار از یک حفره امنیتی به نفع خودش استفاده کند تا دسترسی روت پیدا کند، آنگاه آن بدافزار بیشتر از اپ آنتی ویروس اجازه دست‌یابی به فایل‌های سیستم اندروید را خواهد داشت.
وقتی یک اپ آنتی ویروس روی دیوایس اندرویدی خود نصب می‌کنید، این حقایق را بهتر درک می‌کنید – چون اپ آنتی ویروس هم مثل بقیه اپ‌ها باید مجوزهای دسترسی خودش را لیست کند.

پس اپ‌های آنتی ویروس اندرویدی دقیقا چه کار می‌کنند؟
مسلما اپ‌های آنتی ویروس روی اندروید کارهایی هم از دست‌شان برمی‌آید که انجام دهند. آنها می‌توانند نگاهی به اپ‌هایی که روی دیوایس‌تان نصب کرده‌اید بیاندازند، نام این اپ‌ها را چک کنند، و لیست اپ‌های دیوایس شما را با لیست اپ‌های شناخته شده آلوده مقایسه کنند. همین – اپ‌ها فقط بر اساس نام‌شان اسکن می‌شوند. آنتی ویروس‌های اندرویدی نمی‌توانند سیستم دیوایس شما را اسکن کنند و بدافزارهایی که از طریق یک حفره امنیتی وارد سیستم شده‌اند را شناسایی کنند.
یک اپ آنتی ویروس اندرویدی ممکن است ویژگی اسکن فایل هم داشته باشد که این امکان را به شما می‌دهد که کارت SD و حافظه داخلی – حداقل بخشی که برای کاربر قابل دسترسی هست – را اسکن کنید. ولی این ویژگی مگر فقط برای زمانی که اپ‌های آلوده را در فرمت APK دانلود کنید و روی کارت SD ذخیره کنید، خیلی به دردتان نمی‌خورد. این آنتی ویروس‌ها هم نمی‌توانند کل سیستم اندروید – از جمله محدوده‌های داخل سیستم و جایی که فایل‌ها ذخیره می‌شوند – را مثل روی ویندوز اسکن کنند.
البته قطعا اپ‌های آنتی ویروس اندرویدی می‌توانند چند کار دیگر هم انجام دهند. مثلا می‌توانند فعالیت شبکه شما را تحت نظر بگیرند و ترافیک ورودی را اسکن کنند تا اجازه ندهند وارد سایت‌های آلوده شوید و اپ‌های آلوده را دانلود کنید. چنین فعالیتی سرعت دیوایس شما را پایین می‌آورد – یا حداقل باتری شما را زودتر از همیشه خالی می‌کند – و بیشتر مثل یک فیلتر وب عمل می‌کند تا هر چیز دیگری.
این اپ‌ها ویژگی‌های نسبتا نامربوط دیگری را هم در خود دارند، مثل ردیابی دیوایس‌های گم شده. اما خود اندروید به صورت رایگان این امکان را برای شما فراهم کرده که دیوایس گم شده خود را ردیابی کنید یا اطلاعات را از روی آن پاک کنید.

دیوایس اندرویدی شما یک آنتی ویروس داخلی دارد
یک نکته مثبت این است که دیوایس اندرویدی شما به صورت پیش‌فرض چند عملکرد آنتی ویروس‌ها را در خودش دارد. اگر اپ‌های خود را فقط و فقط از گوگل پلی استور بگیرید می‌تواند خیال‌تان راحت باشد چون این اپ‌ها به طور مداوم اسکن می‌شوند تا به هیچ بدافزاری آلوده نباشند. اگر گوگل اپ آلوده‌ای را در گوگل پلی پیدا کند، خیلی سریع آن را از گوگل پلی حذف می‌کند و اگر قبلا شما آن اپ را نصب کرده باشید گوگل خودش به صورت اتوماتیک آن را از دیوایس شما پاک می‌کند.
اگر بخواهید اپی را از یک منبع ناشناس به غیر از گوگل پلی استور دانلود و روی دیوایس خود نصب نمایید، اولین باری که دست به چنین اقدامی می‌زنید گوگل از شما می‌پرسد آیا مایل هستید که قبل از نصب، اپ را برای بدافزارها اسکن کند یا نه. حتی اگر بخواهید یک اپ را از خارج از گوگل پلی دریافت کنید گوگل به شما اخطار خواهد داد.
این تنظیمات “تایید اپ‌ها” یا Verify Apps در اپ Google Settings در دیوایس شما واقع شده، در بخش Security. این تنظیمات به صورت مداوم دیوایس شما را چک می‌کند تا مشکل امنیتی یا بدافزاری به آن راه پیدا نکند.
این ویژگی‌ها توسط سیستم عامل اندروید و به عنوان بخشی از خدمات گوگل پلی پشتیبانی می‌شوند. بر خلاف اپ‌های آنتی ویروس اندرویدی، خدمات گوگل پلی دسترسی‌های سطح بالایی به فایل‌های سیستم دارد و به صورت اتوماتیک هم به روز رسانی می‌شود تا بدون نیاز به آپدیت کلی سیستم عامل بتواند همیشه جلوی حفره‌های امنیتی را بگیرد.

بعلاوه، اپ گوگل کروم برای اندروید هم حالا از همان ویژگی‌های مرور امن گوگل بهره می‌برد که در نسخه دسکتاپ کروم به کار رفته، بنابراین خود کروم هم در حال اسکن ترافیک ورودی دیوایس اندرویدی شماست و قبل از اینکه به سایت آلوده‌ای وارد شوید یا اپ آلوده‌ای را از طریق این مرورگر دانلود کنید به شما اخطارهای لازم را می‌دهد.

اپ‌های آنتی ویروس را کنار بگذارید
نمی‌خواهم بگویم که ویژگی‌های امنیتی داخلی اندروید به اندازه کافی خوب هستند. دیوایس‌های اندرویدی به آپدیت‌های امنیتی متداول احتیاج دارند.
ولی یک اپ آنتی ویروس هیچ امنیت واقعی افزوده‌ای را به ارمغان نمی‌آورد. دیوایس اندرویدی شما همین حالا هم به صورت پیش‌فرض در خودش خیلی از ویژگی‌های بهترین آنتی ویروس‌های دنیا را دارد.
به بیان دیگر، اگر اندروید به اپ‌های آنتی ویروس مثل ویندوز اجازه دسترسی هر چند محدودی به فایل‌های سیستم را می‌داد، یک آنتی ویروس اندرویدی می‌توانست مفید واقع شود. اما حالا که اندروید چنین اجازه‌ای را صادر نکرده، پس اپ‌های آنتی ویروس اندرویدی عملا بی‌فایده هستند. دادن دسترسی محدود به آنتی ویروس‌ها می‌تواند این خطر را هم داشته باشد که بدافزارها از همان دسترسی‌های محدود به نفع خودشان استفاده کنند و به سیستم رسوخ کنند.
این اپ‌ها فقط طول عمر باتری دیوایس شما را کوتاه‌تر می‌کنند و برای برخی از خدمات بی‌مصرف‌شان از شما پول می‌گیرند. بدتر اینکه به شما یک حس کاذب امنیت هم القا می‌کنند.

حفاظت از دیوایس اندرویدی‌تان
اپ‌های آنتی ویروس برای حفظ امنیت دیوایس اندرویدی شما زیاد مهم نیستند. تا حد امکان از دریافت اپ از منابع نامعتبر خودداری کنید – فقط از گوگل پلی استور اپ‌های خود را دریافت کنید. اکثر بدافزارها از خارج از گوگل پلی استور می‌آیند. به عنوان مثال، اپ استورهای چینی معمولا حاوی این بدافزارها هستند. دانلود کردن یک نسخه پایرت شده از یک اپ پولی و تلاش برای نصب آن روی دیوایس هم کار خطرناکی است. با این حال، استورهایی مثل اپ استور آمازون هم هستند که می‌توانید با اطمینان از آنها دانلود کنید.
این هم مهم است که از دیوایسی استفاده کنید که به طور منظم به روز رسانی‌های امنیتی را دریافت می‌کند. اگر می‌خواهید از یک دیوایس اندرویدی استفاده کنید، من به شما دیوایس‌های نکسوس گوگل را پیشنهاد می‌کنم که به روز رسانی‌های امنیتی را مستقیما از خود گوگل دریافت می‌کنند. البته حتی نکسوس‌ها هم با آن سرعتی که باید و شاید آپدیت‌‌های امنیتی را نمی‌گیرند، ولی در مقایسه با بقیه از این نظر بهترین انتخاب هستند.
بله، اکثر دیوایس‌های اندرویدی به روز رسانی‌های امنیتی را دریافت نمی‌کنند. این یک واقعیت دیوانه کننده است که هم گوگل، هم شرکت‌های سازنده دیوایس‌های اندرویدی و هم اپراتورهای تلفن همراه با آن مواجه هستند.

این قابل درک است که شمار زیادی از کاربران اندروید که از ویندوز هم استفاده می‌کنند، فکر کنند که نصب آنتی ویروس روی اندروید کار خیلی خوب و مطمئنی است. با این همه، خیلی از این اپ‌ها توسط شرکت‌هایی طراحی و تولید شده‌اند که روی ویندوز آنتی ویروس‌های قدرتمندی ارائه کرده‌اند. ولی باید این را بدانید که آنتی ویروس‌های اندرویدی طرز کارشان با آنتی ویروس‌های ویندوزی خیلی فرق می‌کند و به اندازه کافی دسترسی ندارند تا از دیوایس شما محافظت کنند. یادتان باشد که اندروید خودش بهتر از آنتی ویروس‌ها می‌تواند از دیوایس شما محافظت کند، به شرط اینکه خودتان نکات امنیتی را رعایت کنید.

چاپ این مطلب

  نصب انواع دوربین مداربسته
ارسال کننده: elham asadi - ۹۵/۶/۲، ۰۵:۵۰ عصر - انجمن: بازارچه - پاسخ (1)

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دوربین های مداربسته cctv دوربین های مدار بسته جعبه جادویی نیز گفته می شود. به طور کلی این دوربین ها به گونه ای طراحی شده اند که در جای خود ثابت می باشند

انواع دوربین های مداربسته
1-
دوربین های آنالوگ: این دوربین ها از نوع دوربین های اولیه می باشند که از طریق امواج آنالوگ تصویر و صدا را ارسال می کنند. از مزایای این نوع دوربین ها قیمت پایین، تنوع زیاد، نصب آسان آن می باشد. از معایب این دوربین ها کیفیت پایین تر از دوربین های دیجیتال، نویز پذیری، سیم کشی پرهزینه 
2-
دوربین های ip این دوربین ها دیجیتال بوده و از همان ابتدا امواج را دیجیتال می کنند.از مزایای این دوربین ها می توان به کیفیت بالا ی آن اشاره کرد.استفاده بهینه از کابل های ارتباطی، ارتباط بیسیم با امنیت و کیفیت بالا از معایب این دوربین ها می توان به قیمت بالای آن اشاره کرد
3-
دوربین های دو منظوره بیشترین کاربرد این دوربین ها برای حفاظت و نظارت بوده است. برای اولین بار این نوع دوربین ها را یک شرکت آلمانی برای مشاهده ی پرتاب موشک نصب کرد. این دوربین ها هم کاربرد حفاظتی دارند و هم کاربردهای دیگری از جمله: کاربردهای پلیسی، نظامی، در صنعت ، برای کنترل ترافیک ،کاربردهای فضایی،تصویربرداری های نامحسوس و ... این دوربین ها برای جلوگیری از ارتکاب جرایم نیز بسیار مفید بوده اند. از جرایم رانندگی تا جرایم سرقت و جرایم جنایی... بسیاری از جرایم بعد از نصب این دوربین ها کم شد و کمک به امنیت جان و مال بسیاری ازانسان های جوامع و اماکن عمومی شهرها و کشور ها شده است
در صنعت نیز دوربین های مدار بسته جایی برای خود باز کرده است. آنجا که حضور انسان خطرناک و حادثه ساز است به کمک انسان آمده است. مانند کارخانجات شیمیایی و نیروگاه های هسته ای... در کنترل ترافیک نیز این دوربین ها کمک شایانی کرده است. ارسال اطلاعات GPS به رانندگان که قصد عبور از آن خیابان ها را دارند. شناسایی جرایم رانندگی و فیلم از صحنه تصادفات و همچنین شناسایی پلاک خودرو ها... در مترو برای اطمینان از ورود و خروج مسافران از درب خروجی و ورودی مترو و ...

دوربین ها از لحاظ شکل ظاهری نیز انواع گوناگونی دارند
-
دوربین های دام که به دوربین های گنبدی شکل می گویند. و بیشتر بر روی سقف تعبیه می شوند
-
دوربین های صنعتی که غیر از استفاده در صنعت درجاهای دیگر نیز بکار می روند. و قابلیت نصب لنز بر روی آنها را هم دارند
-
دوربین های مینیاتوری: دوربین های مداربسته کوچک در بازار را گویند. کاربرد آن به صورت دوربین مخفی است
-
دوربین های آی آر بیشتر برای دیدن تصاویر در شب و تاریکی بکار میرود چون در آن از نور مادون قرمز استفاده شده است.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
/دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

چاپ این مطلب

  دستگاه جوش
ارسال کننده: elham asadi - ۹۵/۶/۲، ۰۵:۴۷ عصر - انجمن: بازارچه - پاسخ (2)

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

 
کاربرد: برای صنایع مختلف اعم از صنایع پتروشیمی، صنایع شیمیایی، خطوط لوله، صنایع تغذیه ، دیگ بخار،اتومبیل سازی، صنایع فضایی، فلزکاری، سوله سازی و غیره مناسب می باشد.




جنس ومواد قابل اجرا: مناسب برای جوشکاری فولاد کربن پایین، فولاد معمولی و فولاد کششی و فولاد ضد زنگ می باشد.این دستگاه جوش co2  با بهره گیری از تکنولوژی کنترل شکل موج توسط راکتور الکترونیکی باعث ایجاد قوس نرم تر ، افزایش حوضچه مذاب،پاشش کمتر و نمای جوشکاری زیباتر خواهد شد.ظرفیت مقاومتی خوب در برابر نوسانات ولتاژ،جریان واضافه گرمایی نیز می باشد که باعث پایداری، طول عمر و فضای اعتمادسازی بیشتر می گردد.

چاپ این مطلب