شما عضو این انجمن نبوده یا وارد نشده اید. لطفا برای مشاهده کامل انجمن و استفاده از آن وارد شوید یا ثبت نام کنید .
اخطار‌های زیر رخ داد:
Warning [2] Creating default object from empty value - Line: 11 - File: inc/plugins/tapatalk.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/inc/plugins/tapatalk.php 11 errorHandler->error
/inc/class_plugins.php 38 require_once
/inc/init.php 239 pluginSystem->load
/global.php 20 require_once
/portal.php 39 require_once




مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 3,561
» آخرین عضو: loolepaka
» موضوعات انجمن: 10,407
» ارسال‌های انجمن: 14,630

آمار کامل

کاربران آنلاین
در حال حاضر 675 کاربر آنلاین وجود دارد.
» 0 عضو | 675 مهمان
، ، ، Applebot،

آخرین موضوع‌ها
رزرو اقامتگاه: برنامه‌ریز...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۶/۲۱، ۱۲:۰۴ عصر
» پاسخ: 1
» بازدید: 735
سفر به پرطرفدارترین جزیره...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۶/۲۱، ۱۲:۰۱ عصر
» پاسخ: 1
» بازدید: 589
بهترین انتخاب برای اقامت ...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۶/۲۱، ۱۱:۵۸ صبح
» پاسخ: 1
» بازدید: 656
Yulgang W Beginner Tips: ...
انجمن: کامپیوتر و اینترنت
آخرین ارسال توسط: Kaevorlly
۰۵/۶/۱۴، ۰۶:۲۲ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
COD MW4 Matchmaking Guide...
انجمن: اسکریپت ها و سیستم های مدیریت محتوا
آخرین ارسال توسط: Andrew736
۰۵/۵/۲۹، ۱۲:۲۰ عصر
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
MLB The Show 26 Conquest ...
انجمن: شبکه و سرور
آخرین ارسال توسط: Andrew736
۰۵/۵/۲۹، ۱۲:۰۰ عصر
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
Master Monopoly Go Tourna...
انجمن: شبکه و سرور
آخرین ارسال توسط: Andrew736
۰۵/۵/۲۹، ۱۱:۴۲ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
U4GM Guide: How to Optimi...
انجمن: اسکریپت ها و سیستم های مدیریت محتوا
آخرین ارسال توسط: jhb66
۰۵/۵/۲۹، ۰۸:۱۵ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
U4GM PoE 2 Runic Ward Def...
انجمن: کد نویسی
آخرین ارسال توسط: jhb66
۰۵/۵/۲۸، ۰۸:۰۲ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
MLB The Show 26 Tips from...
انجمن: اسکریپت ها و سیستم های مدیریت محتوا
آخرین ارسال توسط: jhb66
۰۵/۵/۲۸، ۰۷:۴۸ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
U4GM Guide to Smart Monop...
انجمن: شبکه و سرور
آخرین ارسال توسط: jhb66
۰۵/۵/۲۸، ۰۷:۱۰ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 0
چرا اجاره ویلا بهترین گزی...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۵/۲۷، ۱۰:۳۰ صبح
» پاسخ: 1
» بازدید: 637
اجاره ویلا در شمال؛ ترکیب...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۵/۲۷، ۱۰:۲۷ صبح
» پاسخ: 1
» بازدید: 646
اقامتی جمع‌وجور، راحت و ا...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۵/۲۶، ۱۲:۳۰ عصر
» پاسخ: 1
» بازدید: 545
گوهرسازه تولیدکننده انواع...
انجمن: گفتگوی آزاد
آخرین ارسال توسط: artabsc
۰۵/۴/۲۰، ۰۱:۲۳ عصر
» پاسخ: 1
» بازدید: 1,426

 
  در 10سال آینده تقاضا برای چه کارهایی بیشتر است؟
ارسال کننده: mitra - ۹۵/۲/۱۴، ۰۸:۰۵ عصر - انجمن: مدیریت و کسب و کار - بدون پاسخ

تا سال ۲۰۲۵ و با توجه به سرعت بالای پیشرفت فناوری، بازار کار تفاوت‌های زیادی با امروز خواهد داشت. افراد موفق علاوه بر اینکه به موقعیت‌ فعلی خود نگاه می‌کنند، نیم‌نگاهی هم به آینده دارند و برای آن برنامه‌ریزی خواهند کرد. با ما همراه باشید تا با دورنمای بازار کار در سال ۲۰۲۵ آشنا شوید.

طبق گزارش مجمع جهانی اقتصاد تا سال ۲۰۲۰ نزدیک به ۵ میلیون فرصت شغلی به واسطه‌ی حضور ربات‌ها حذف خواهند شد. کارمندی در ادارات دولتی یا نیروهای عملیاتی که پیش از این به عنوان موقعیت‌های مناسب کار به جوانان پیشنهاد می‌شدند نیز از موج عظیم تغییرات بی‌نصیب نخواهند ماند. در نتیجه خیل زیادی از موقعیت‌های کاری توسط ماشین‌ها اشغال و ماهیت فرصت‌های کاری برای انسان‌ها عوض خواهند شد.
اما در این بین برای در امان ماندن از این تغییر بزرگ چه کاری باید انجام دهیم؟ دانستن روند‌های تغییر در آینده می‌تواند برای ترسیم دورنمای بازار کمک زیادی کند تا با پرورش مهارت‌های لازم خود را آماده کنیم. در ادامه با مهارت‌ها و متناسب با آن موقعیت‌های کاری برای سال ۲۰۲۵ آشنا می‌شویم.

فناوری و تحلیل داده
جای تعجب نیست که موقعیت‌های کاری که مستقیماً با فناوری در ارتباط هستند در صدر این فهرست قرار گیرند. بنابراین برنامه‌نویسان کامپیوتر آینده‌ی روشن‌تری خواهند داشت. همچنین مهارت‌های مربوط به تحلیل داده از بهترین موقعیت‌های آینده خواهند بود.
داده مهم‌ترین عنصر در عصر حاضر است که مانند آب برای سازمان‌ها حیاتی به نظر می‌رسد. شرکتی که بتواند از حجم زیاد داده‌های تولیدی در داخل و خارج سازمان الگو‌های مرتبط را استخراج کند، موفق‌تر است. بنابراین هر سازمانی به فرد یا گروهی از متخصصان نیاز خواهد داشت تا مانند سدی جلوی سیل داده‌ها را بگیرند.
شغل‌های مرتبط: پیش‌بینی می‌شود مهندسان و توسعه‌دهندگان نرم‌افزار، تحلیل‌گران سیستم‌های اطلاعاتی، تحلیل‌گران بازار و شغل‌های تخصصی مرتبط با بازرگانی تا ۲۰ درصد رشد را در بازار تجربه کنند.

سلامت
فناوری به کمک انسان آمده و سعی در افزایش متوسط عمر هر فرد دارد. با تغییر بازار سلامت و استفاده از ربات‌ها در جراحی‌های پیشرفته، ویزیت دکتر از راه دور به واسطه‌ی اینترنت و دیگر روش‌های جدید درمانی تقاضا برای پرستاری و مراقبت‌های پزشکی افزایش چشم‌گیری خواهد داشت. در نتیجه با افزایش جمعیت و افزایش طول عمر انسان‌ها حوزه‌ی سلامت به یکی از بازارهای جذاب در آینده تبدیل خواهد شد.
شغل‌های مرتبط: تکنسین‌ پزشکی، فیزیوتراپی، دستیار‌ی پزشکی، کارشناسی ارگونومیک و طراحی فضای کاری از جمله‌ موقعیت‌های مهم در آینده خواهند بود. همچنین دامپزشک‌ها هم می‌توانند به آینده‌ای خوب امیدوار باشند.

مهارت‌های اجتماعی
اگرچه ربات‌ها در انجام خیلی از کارها پیشرفت‌های زیادی داشته‌اند اما در مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی هنوز جای کار بسیاری دارند. بنابراین به نظر می‌رسد شاغلانی که مستقیماً با افراد مختلف سر و کار دارند جایگاه مطمئن‌تری در آینده خواهند داشت. به عنوان مثال فرض کنید که با یک نفر از فرهنگی دیگر همکار هستید؛ فهم روابط انسانی، فرهنگ و دشواری‌های زبان برای یک ربات بسیار پیچیده است و نمی‌تواند جای شما را در شرکت بگیرد. بنابراین اگر فعالیت‌های کاری شما بر پایه‌ی روابط اجتماعی بوده یا حتی در رسانه‌ها کار می‌کنید نباید نگران ربات‌ها باشید.
شغل‌های مرتبط: بازاریاب، کارشناس‌ بازرگانی و کارشناس‌ امور مشتریان که پیش‌بینی می‌شود رشدی نزدیک به ۶.۴ تا ۱۸.۶ درصدی را تجربه کنند.

[تصویر:  do.php?img=1098]

آموزش

تغییرات در دنیای امروز سرعت بالایی دارد و زندگی در این عصر شهروندانی یادگیرنده طلب می‌کند. البته در این ماراتن تغییرات، شیوه‌های آموزش هم دست‌خوش تحول قرار خواهند گرفت. بنابراین باید منتظر استفاده‌ی بیشتر از تکنولوژی در فرآیند آموزش باشیم.
فرآیند‌های آموزشی باید خود را با سرعت بالای تغییرات و هیاهوی زندگی شهری وفق دهند. احتمالاً شاهد بسته‌های آموزشی مثلاً ۱۰ دقیقه‌ای خواهیم بود که می‌توان در شرایط مختلف و البته با بازدهی بالا شروع به یادگیری کرد.
شغل‌های مرتبط: حوزه‌های مرتبط با آموزش احتمالاً از حضور ربات‌ها در امان خواهند بود.

مدیریت
با اهمیت یافتن بحث نوآوری و ایجاد کسب‌و‌کار‌های جدید، داشتن دانش مدیریتی برای رسیدن به سودآوری مهم‌ترین مهارت لازم به شمار می‌رود. حتی اگر کار دفتری انجام می‌دهید دانستن نحوه‌ی فعالیت اداره‌ی خود و مدل کسب‌ و‌ کاری آن برای شما مفید به نظر می‌رسد. نسل جدید از جوانان نحوه‌ی کار‌های تیمی را بلد هستند و می‌توانند پروژه‌های مختلف کاری را مدیریت کنند. این افراد در برابر تغییرات واکنش‌هایی جسورانه و چابک می‌گیرند. بنابراین باید پا به پای این نسل حرکت کنید تا کم ترین خسارت را در آینده متحمل شوید.
شغل‌های مرتبط: حسابداری، ممیزی و مشاوره‌ی مدیریتی از جمله شغل‌های مهم در سال‌های آینده خواهند بود که می‌توانند به عنوان فریلنسر هم به فعالیت خود ادامه دهند.

شما در چه حیطه‌ای فعالیت دارید و آینده‌ی شغلی خود را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا برای آینده‌ی کسب‌و‌کار خود برنامه‌ریزی کرده‌اید؟

چاپ این مطلب

  تأثیر بیگ دیتا بر بهینه سازی برای موتورهای جستجو
ارسال کننده: mitra - ۹۵/۲/۱۴، ۰۷:۴۹ عصر - انجمن: طراحی سایت، سئو و بهینه سازی - بدون پاسخ

بیگ دیتا یا داده های کلان اثرات زیادی روی دنیای امروزی بر جای می گذارند، چه از لحاظ اجتماعی، چه در عرصه ی کسب و کار. بهینه سازی برای موتورهای جستجو یا به اختصار سئو، تنها یکی از حوزه های بازاریابی کسب و کار است که به شکلی مداوم تحت تأثیر دانش ارائه شده توسط داده های کلان قرار دارد.

بیگ دیتا چیست؟
پیش از آنکه وارد جزئیات تغییراتی شویم که داده های کلان روی کسب و کار می گذارند، بد نیست نگاهی گذرا به ماهیت داده های کلان بیاندازیم.
به طور کلی، بیگ دیتا به جمع آوری و تحلیل مجموعه های عظیمی از داده می گویند که می تواند برای بهبود رویکرد ما در قبال مشکلات مربوطه مورد استفاده قرار گیرد. بیگ دیتا ظرف سال های اخیر به چند دلیل زیر به بخشی اساسی از فرایندهای تصمیم گیری تبدیل شده است:
  • پذیرش رو به رشد اجتماعی از لحاظ شفافیت، که داده های سازمانی را به داده های استاندارد بدل می کند
  • گزینه های بیشتر برای تحلیل داده های منحصر به فرد و متمایز
  • ذخیره سازی ابری داده ها که دسترسی به آن را برای همه آسان می کند
  • پلتفرم های رسانه های اجتماعی می توانند داده های بیشتری در مورد افراد جمع آوری کنند
  • در دسترس قرار گرفتن زیرساخت های ضروری لازم برای پردازش حجم عظیمی از داده
شرکت ها و سازمان های زیادی در زمینه ی داده های کلان در سرتاسر دنیا مشغول فعالیت هستند، اما گوگل را می توان تا حد زیادی اصلی ترین آنها دانست، بنابراین به راحتی می توان انتظار داشت نفوذ زیادی روی موضوع جستجو روی اینترنت داشته باشد.

محتوا با نرخی تصاعدی در حال تبدیل شدن به داده است
محتوا به معنای عام خود چیزی به جز اطلاعات منتشر شده نیست. اما گوگل با ظهور خود به عنوان یک بازیگر قدر در زمینه ی داده های کلان، شروع کرد به اینکه محتوا را به عنوان موجودیتی قابل اندازه گیری در نظر بگیرد.
موتورهای جستجو با تبدیل محتوا به داده، به راحتی می توانند آن را تحلیل کنند و پاسخ های بهتر و مرتبط تری به جستجو کنندگان ارائه دهند.
در نتیجه نتایج جستجو روز به روز ساختار یافته تر می شوند. تحلیل اطلاعات معنایی گوگل را به ارائه ی نتایج منحصر به فردی مثل نتایج محلی مجهز کرده است که ارزش بیشتری برای جستجو کنندگان فراهم می کنند.
به گفته ی یکی از مدیران SEO Inc «ما به عنوان بازاریابان جستجو و متخصصین بهینه سازی برای موتورهای جستجو، باید خودمان را با شیب تند یادگیری گوگل هماهنگ کنیم. با در نظر گرفتن محتوا به عنوان داده و خلق ابزارهای تحلیلی مختلف، از جمله هوش مصنوعی برای فهم و یاد گرفتن از محتوا، داده های کلان گوگل به عنوان بهترین آزمون برای ارائه ی نتایج مرتبط از لحاظ معنایی عمل کند».

دانش عمیق ارائه شده توسط بیگ دیتا پیرامون سئو
از آنجایی که گوگل و دیگر موتور های جستجو عمیقاً به دنبال بخش بندی محتوا و تبدیل آن به داده های قابل اندازه گیری هستند، به دست آوردن اطلاعات درباره ی انواع داده ای که کاربران به دنبالشان می گردند از هر زمان دیگری برای بازاریابان ساده تر شده است.
به لطف داده های کلان، متخصصین سئو می توانند راحت تر از هر زمان دیگری کلمات کلیدی را دنبال و تحلیل کنند، بهینه سازی را روی صفحه انجام دهند، و به بک لینک و دیگر حوزه های مهم بهینه سازی مثل سئوی محلی، بهینه سازی برای موبایل، همخوانی با چارچوب های کیفی، سئوی جهانی، بازگشت سرمایه گذاری سئو و بازاریابی محتوایی بپردازند.

دقت روزافزون تحلیل های شخصی سازی شده
هدف نهایی هر بازاریاب آنلاین یا متخصص سئو نرخ تبدیل بیشتر (بازدیدکننده به خریدار) است. به همین دلیل است که پیدا کردن نسبت های میان عناصر بالا و دیگر تجزیه و تحلیل ها مثل ترافیک، نرخ تبدیل، و بازدید صفحات تا این حد برای کسب و کار شما و رقبایتان ارزش دارد.
متخصصین سئو با استفاده از کنسول جستجوی گوگل، ابزارهای بینگ وب مستر و دیگر سامانه های تحلیلی می توانند ببینند محتوای اینترنتی شان کجای شبکه ی بزرگ داده های محتوایی قرار دارد و جرح و تعدیل هایشان را بر اساس عملکرد منحصر به فرد خودشان انجام دهند.
استفاده از این ابزار های تحلیلی، دنبال کردن کلیک های کاربران، مدت زمانی که در هر صفحه صرف می کنند، نرخ تبدیل، بک لینک ها، و دیگر عوامل مهم و تأثیرگذاری که بیگ دیتای جستجو را تشکیل می دهند را از هر زمان دیگری ساده تر کرده اند.

داده های شبکه های اجتماعی، در آستانه ی تبدیل شدن به عاملی اساسی در جستجو
شبکه های اجتماعی یکی دیگر از گنجینه های مهم دانش بیگ دیتا محسوب می شوند. فیسبوک بیش از یک میلیارد کاربر دارد، توئیتر ۵۰۰ میلیون، و میلیون ها وبلاگ عمومی دیگر نیز وجود دارند که به دنبال شبکه سازی روی این پلتفرم ها هستند.
گوگل به عنوان شرکت بیگ دیتایی که سالانه بیش از ۲۰ پتابایت داده را پردازش می کند، نمی تواند این اطلاعات را نادیده بگیرد و در رأس بازی جستجو باقی بماند.
در نتیجه سیگنال هایی که از جانب شبکه های اجتماعی منتشر می شوند روز به روز به عنصر مهم تری برای جستجو بدل می شوند.

چاپ این مطلب

  6 باور نادرست در مورد باتری تلفن های هوشمند
ارسال کننده: mitra - ۹۵/۲/۱۴، ۰۷:۳۴ عصر - انجمن: موبایل و تبلت - بدون پاسخ

[تصویر:  do.php?img=1092]

این روزها با بیشتر شدن امکانات دستگاه های موبایل، شاید رایج ترین شکوه و گلایه کاربران عمر اندک باتری تلفن های همراه باشد که البته این گلایه نیز کاملاً به جاست: هیچ چیز بدتر از آن نیست که در اواسط تماشای ویدئو، انجام بازی یا مرور وب و حتی یک تماس تلفنی ضروری، باتری موبایل تان تمام شود.
هر کسی هم که تلفن همراه دارد قطعاً چنین مشکلی را تجربه کرده و از همین رو جای تعجب ندارد اگر کاربران این دستگاه ها همه جور ترفندی را برای بالا بردن عمر باتری موبایل هایشان پیاده کرده باشند.
اما بر اساس اعلام کارشناسان بسیاری از اقداماتی که از سوی دارندگان دستگاه های موبایل و با هدف بیشتر کردن عمر باتری آنها انجام می شود پایه و اساس علمی ندارد. در ادامه قصد داریم برخی از باورهای نادرست در این باره را با شما در میان بگذاریم.

[تصویر:  do.php?img=1093]

نباید موبایل خود را در تمام طول شب به پریز برق بزنید

«اور شارژ» یا شارژ بیش از اندازه عبارتی است که بسیاری برای توجیه بد بودن این کار از آن استفاده می کنند. در واقع طبق باور بسیاری، اگر موبایل خود را برای مدت طولانی بعد از آنکه کاملاً شارژ شد، به منبع برق متصل نگه دارید، ظرفیت باتری آن کم می شود. باید بگوییم که این امر صحت ندارد.
این باور نادرست البته منشئی کاملاً علمی و درست دارد و به همین خاطر رواج آن در میان کاربران اتفاق عجیبی نیست. در سال های قبل، باتری های لیتیومی یونی در صورتی که برای مدت طولانی به منبع برق متصل می شدند بیش از اندازه گرم می شدند. همین مسأله خساراتی را به باتری می زد و عملکرد آن را تضعیف می نمود و حتی در برخی موارد به انفجار باتری می انجامید.
اما دستگاه های جدید، به مراتب از موبایل های قدیم هوشمندتر هستند و قابلیت های خوبی برای مدیریت انرژی خود دارند. به همین خاطر، اگر موبایل تان را برای مدتی طولانی به پریز برق متصل نمایید مشکلی برای آن پیش نمی آید و تنها در صورتی ممکن است اتفاق ناخوشایندی رخ دهد که قاب موبایل شما طراحی خوبی نداشته و امکان پخش شدن حرارت از منافذ آن وجود نداشته باشد.
به غیر از این مورد، بهتر است نگران بروز مشکل نباشید و می توانید با خیالی آسوده موبایل خود را برای مدت طولانی به شارژر متصل کرده و به حال خودش رها نمایید.

[تصویر:  do.php?img=1094]

پیش از شارژ موبایل، باتری آن را کاملاً خالی کنید

این باور البته در مورد نوع دیگری از باتری ها صدق می کند. باتری های ساخته شده از نیکل کادمیوم یا نیکل-هیدرید فلز همان نوعی هستند که اگر کاملاً خالی نشوند و برای شارژ مجددشان اقدام نمایید با مشکل روبرو خواهید شد و لازم است یادآوری کنیم که تلفن های هوشمند امروزی از باتری های لیتیومی یونی بهره می برند.
البته باز هم باید تأکید نمایید که این باور نادرست برخی ریشه های منطقی هم دارد: باتری هایی که بیس اصلی شان نیکل است نمی دانند که ظرفیت واقعی شان چقدر است و چنانچه قبل از شارژ مجدد کاملاً تخلیه نشوند، دردسر آفرین خواهند شد.
اما انواع لیتیومی یونی کاملاً با آنها فرق دارند و از روش هوشمندانه تری برای تشخیص میزان شارژ خود بهره می گیرند. اگر 60 درصد از شارژ باتری خود را استفاده نمایید و سپس آن را دوباره شارژ کنید، باتری این فرایند را به عنوان یک چرخه کاملاً شارژ به حساب نمی آورد.
به این ترتیب روز بعد که از موبایل خود استفاده می کنید و 40 درصد از ظرفیت باتری شما خالی می شود، باتری آن را یک چرخه کامل به حساب می آورد. البته اینکه گفته می شود با هر بار شارژ باتری های لیتیومی یونی از ظرفیت آنها کم می شود کاملاً صحت دارد اما این اثر چندان هم قابل توجه نیست.
باتری اغلب تلفن های هوشمند بعد از چند سال استفاده تا 80 درصد از ظرفیت اولیه خود را نگه می دارند و چون بیشتر کاربران بعد از همین بازه زمانی موبایل هایشان را عوض می کنند و دستگاه تازه ای را خریداری می نمایند دلیلی برای نگرانی از این بابت وجود ندارد.

[تصویر:  do.php?img=1095]

همیشه از شارژر اصلی موبایل خود استفاده کنید
ریشه این باور نادرست در ترفندهای بازاریابی نهفته است. حتماً متوجه شده اید که در دفترچه راهنمای اسمارت فون ها (حال برند آن هرچه که می خواهد باشد) نوشته شده حتماً از شارژری استفاده نمایید که موبایل را تولید کرده است.
این شرکت ها می خواهند کاربران و مشتریان خود را مجاب کنند که لوازم جانبی تلفن های هوشمندشان را هم از آنها بخرند. اما این توصیه ابداً ارتباطی با سلامت موبایل شما ندارد و صرفاً با هدف کسب درآمد و سود بیشتر مطرح می گردد. لذا هر شارژری که توسط شرکت های ثالث معتبر تولید شده باشد هم قابل استفاده است.
البته استثناهایی هم وجود دارد که به خصوص در مورد کابل های USB-C مطرح می گردد و برخی شارژرهای غیر رسمی هم با سرعت کمتری دستگاه شما را شارژ خواهند کرد اما در اغلب موارد، مشکلی از بابت کاربرد شارژرهای شخص ثالث همراه با تلفن های هوشمند وجود ندارد.
تنها نکته مهمی که در زمان خرید شارژر باید به آن توجه نمایید این است که از کاربرد موارد بی کیفیت و ارزان قیمت خودداری نمایید. البته کلیت آنها مشکلی ندارد اما بعضاً پیش آمده که مشکلاتی را برای تلفن های همراه به وجود آورده اند.

هیچگاه از موبایل خود در حین شارژ شدن استفاده نکنید

این باور بیشتر در میان مادربزرگ ها و پدربزرگ ها وجود دارد و عمدتاً هم از ترس، عدم اطمینان و تردید ریشه گرفته و هیچ گونه مبنای علمی ندارد. حتماً شما هم شنیده اید که به باور برخی در صورتی که موبایل خود را حین شارژ شدن به کار ببرید می تواند انفجار و آتش سوزی دستگاه یا حتی برق گرفتگی شما را به دنبال داشته باشد. در هر حال لازم است بدانید که این نوع استفاده خطری را برای شما به دنبال نخواهد داشت و هیچ یک از اتفاقات یاد شده در جریان آن رخ نمی دهند.

پاک کردن اپلیکیشن ها و یا نصب اپ های مدیریت کننده

حتماً شما هم شنیده اید که اپ کیلرها می توانند در میزان مصرف باتری دستگاه های موبایل صرفه جویی کنند در حالی که اینطور نیست و استفاده از این اپلیکیشن ها حتی می تواند نتایج زیان باری را به دنبال داشته باشد.
البته چند سال پیش (یعنی حدوداً سال 2009 میلادی) اپ کیلرها فعالیت اندروید را روان تر می کردند اما به تدریج اندروید هوشمندتر از قبل شد و بهتر توانست منابع خود را مدیریت نماید.
تمام کاری که اپ کیلرها انجام می دهند این است که انرژی دستگاه های موبایل را مصرف می کنند و پیش از آنکه به محبوبیت برسند ضرورت خود را از دست دادند.
جالب است بدانید که اگر برحسب اتفاق اپلیکیشن هایی که در پس زمینه فعال هستند را ببندید یا اینکه با سوایپ کردن، آن ها را از منوی آخرین اپ های استفاده شده خارج نمایید، غالباً باتری موبایل خود را به هدر داده اید تا هر کار دیگری.
یکی از دلایل مطرح کردن این مسأله آن است که تعداد زیادی از اپلیکیشن ها بعد از بسته شدن مجدداً باز می شوند و این یعنی اگر آن اپ خاص را به حال خود رها کرده بودید میزان کمتری از باتری دستگاه خود را استفاده کرده بودید.
دلیل دیگر اینکه بزرگ ترین عامل مصرف باتری دستگاه های موبایل نمایشگر آنهاست. بنابراین اگر نمایشگر تلفن هوشمند خود را روشن نگه می دارید تا اپلیکیشن های اضافه را ببندید آنگاه باید بدانید که با این کار صرفاً باتری دستگاه خود را به هدر می دهید و بس.

[تصویر:  do.php?img=1097]

غیرفعال کردن سرویس هایی نظیر بلوتوث و موقعیب یاب ها تأثیری شگرف بر عمر باتری موبایل شما خواهد گذاشت

چند سال پیش وای فای و بلوتوث از جمله اصلی ترین عوامل مصرف باتری تلفن های هوشمند به شمار می رفتند اما امروز هیچ یک از آنها تأثیر سابق را ندارند. بنابراین توصیه می شود سرویس هایی که به صورت مستمر مورد استفاده قرار می دهید را به حال خود رها کنید و بگذارید به فعالیت شان ادامه دهند؛ چرا که دستگاه شما به شکلی طراحی شده که بتواند آنها را مدیریت نماید.

نتیجه
مواردی که ذکر شد باورهای نادرستی هستند که در فوروم ها و این طرف و آن طرف میان مردم و به خصوص آن هایی که کمی با تکنولوژی آشنایی دارند دست به دست می شوند. اما لازم است یادآور شویم که این لیست به هیچ وجه جامع نیست و قطعاً موارد بیشتری را در بر می گیرد.

چاپ این مطلب

  همه‌ی آن‌چه باید در مورد رزولوشن تصویر بدانید
ارسال کننده: saman - ۹۵/۲/۱۴، ۰۶:۴۶ عصر - انجمن: گفتگوی آزاد - بدون پاسخ

هر وقت که برای خرید تلویزیون به فروشگاهی مراجعه می‌کنید یکی از معیارهای عددیِ مقایسه، عاملی به نام تفکیک‌پذیری (Resolution) است. این روزها 4K، بالاترین عدد موجود در بازار است. اما واقعاً 4K به چه معنا است؟ آیا از Ultra HD بیشتر است؟ بلوری‌ها 1K هستند یا 4K؟ اگر این‌طور که گفته می‌شود 4K چهار برابر بزرگ‌تر از 1080p است، یعنی 4K باید 4320p باشد؟ در ادامه مقاله به این سؤال‌ها پاسخ می‌دهیم.

اگر به سؤال‌های بالا به ترتیب و خلاصه بخواهیم جواب بدهیم باید بگوییم: بستگی دارد، گاهی، خیر و خیر!

تفکیک‌پذیری یا همان رزولوشن از منظری که مدنظر ما است به شمار نقاط تشکیل‌دهنده‌ی تصویر روی نمایشگر مربوط می‌شود. هر پیکسلِ منفرد که کوچک‌ترین جزء ساختاری یک تصویر است از نقاط ریزی روی صفحه نمایش تشکیل می‌شود. در تلویزیون‌های امروزی، یک میلیون (برای تلویزیون‌های 720p) تا هشت میلیون (برای تلویزیون‌های 4K) از این نقطه‌ها وجود دارد. برای تشخیص آن‌ها باید به تلویزیون خیلی نزدیک شوید یا حتی با ذره‌بین به نمایشگر نگاه کنید.
اگرچه یکی از مرسوم‌ترین روش‌های قانع کردن مشتری استفاده از این مشخصه است (شاید به خاطر این‌که عدد ۸ میلیون جلب توجه می‌کند)، تفکیک‌پذیری (رزولوشن) مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده در کیفیت تصویر نیست. فقط چون در مشخصات تلویزیونی گفته شده «4K Ultra HD» همیشه به این معنا نیست که بهتر از یک تلویزیون 1080p است. البته اغلب این‌طور است ولی نه همیشه و لزوماً؛ چراکه تفکیک‌پذیری، تنها عامل مؤثر نیست.
با این حال بهتر است با تفاوت‌های انواع وضوح تصویر و عبارت‌هایی که برای مشخص کردن هر یک به کار می‌رود آشنا شوید.

4K یا Ultra HD
از بالاترین شروع می‌کنیم: 4K. شروع از 4K کمک می‌کند بهتر بتوانیم به اشتباهات رایج درباره‌ی تفکیک‌پذیری بپردازیم.
به‌طور خلاصه: وقتی موضوع بحث، تلویزیون‌ها هستند، 4K و Ultra HD یا UHD نمایانگر تصاویر با تفکیک (رزولوشن) یکسانی هستند. تلویزیون‌ها و محتوایی که برای آن‌ها تهیه شده وقتی برچسب UHD می‌خورد یعنی تفکیک‌پذیری برابر ۲۱۶۰ × ۳۸۴۰ پیکسل است.
اما توضیح مفصل:

[تصویر:  do.php?img=1087]

مسأله این است که وقتی عبارت 4K برای تلویزیون خانگی به کار برده می‌شود معنی متفاوتی از پروژکتورهای سینمایی دارد.
از لحاظ فنی 4K یعنی وضوح افقیِ ۴۰۹۶ پیکسلی. این وضوح توسط شرکتی به نام «ابتکارات سینمای دیجیتال» (Digital Cinema Initiatives) که متشکل از چندین استودیوی فیلم‌سازی است تعیین شده است. در واقع از آن‌جا که فیلم‌ها نسبت ابعاد متفاوتی دارند و بسته به مستطیل پرده نمایش متغیرند، در سینما وضوح عمودی تصویر در نظر گرفته نمی‌شود.
از سویی تلویزیون‌های Ultra HD هم از نظر فنی دقیقاً 4K نیستند. تفکیک‌پذیری آن‌ها ۲۱۶۰ × ۳۸۴۰ پیکسل است. هرچند علی‌رغم این موضوع، عبارت 4K خیلی بهتر از 2160p به زبان می‌چرخد و کمتر کسی است که استفاده از دومی را ترجیح بدهد. حتی شرکت بزرگی چون گوگل هم 4K را به کار می‌برد. آمازون هم از هردو استفاده می‌کند.
تفاوت فنی 4K حقیقی با 2160p به ۱۳ درصد می‌رسد؛ از آن‌جا که تفاوت‌های خیلی بیشتر هم قابل تشخیص نیست خیلی نباید به آن اهمیت داد. البته در این میان پروژکتور‌های 4K خانگی سونی دقیقاً 4K هستند.

[تصویر:  do.php?img=1088]

8K هم از همین منطق پیروی می‌کند. اگر مورد بحث شما تلویزیون‌ها باشد وضوح تصویر افقی و عمودی 4K دو برابر می‌شود: ۴۳۲۰ × ۷۶۸۰ پیکسل. در مورد سینما هنوز به جز در مواردی آزمایشی چنین وضوحی تعریف نشده است؛ هرچند تلویزیون‌های 8K هم به این زودی‌ها به‌طور گسترده وارد بازار نمی‌شوند.

2K
پیش ‌از معمول شدن 4K تقریباً هیچ‌وقت با 2K مواجه نشدید. علت این است که 2K وضوح تصویری برای سینما بود (و هست) که گاهی نیز از آن به عنوان Master Format یاد می‌شد. امروزه بسیاری از پروژکتورها در سینماهای دنیا وضوح 2K دارند که در عرض آن‌ها ۲۰۴۸ پیکسل قرار گرفته و باز به دلیلی که پیش‌تر ذکر شد به دقت عمودی تصویر اشاره‌ای نمی‌شود.
اما حالا که حضور 4K گسترده‌تر شده، عبارت 2K به عنوان معادل مختصرتر برای تلویزیون‌ها و بلوری‌های 1080p به کار می‌رود. البته این یکی هم از نظر فنی دقیق نیست ولی همان‌طور که 4K بر UHD ترجیح داده شد این‌جا هم 2K دارد محبوب‌تر می‌شود.

1080p یا Full HD
گفتیم که در سینمای دیجیتال وضوح تصویر را فقط بر مبنای پیکسل‌های افقی بیان می‌کنند. در تلویزیون‌ها درست برعکس، به‌طور سنتی تعداد پیکسل‌های عمودی معیار دسته‌بندی تفکیک‌پذیری (رزولوشن) است. علت این موضوع به خیلی قبل‌تر و به زمان تلویزیون‌های لامپی بر می‌گردد. پس 1080p وضوح عمودی یک تلویزیون است. تقریباً همه تلویزیون‌های HD نسبت تصویر 1.78:1 (همان ۱۶:۹ یا صفحه عریض) دارند. بنابراین دقت افقی آن‌ها ۱۹۲۰ پیکسل است (۱۰۸۰×۱۹۲۰).
خود این موضوع هم یکی از عوامل سردرگمی است؛ چرا که برای دهه‌ها وضوح عمودی تلویزیون‌ها معیار بود و به یک‌باره بعد از معرفی تلویزیون‌های 4k دقت افقی مشخص‌کننده‌ی تفکیک‌پذیری تصویر شد.
با این تفسیر 1080p معادل 1K نیست. 1080p مطابق 2K است (با اغماض) و 4k هم به جای UHD استفاده می‌شود. به همین خاطر ۱۰۸۰×۱۹۲۰ پیکسل به مشخصه‌ی 2K سینمایی که ۲۰۴۸ پیکسل افقی دارد نزدیک است. با این حال بیشتر کاربران 1080p را 2K نمی‌گویند و به آن 1080p یا Full HD می‌گویند.
در مورد 1080i هم باید بگوییم که تفکیک‌پذیری آن با 1080p یکسان است، فقط امروزه بیشتر به عنوان وضوح منابع ویدیویی مطرح می‌شود و در تلویزیون‌ها کاربردی ندارد. دیگر تلویزیون‌های 1080i تولید نمی‌شوند ولی بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی هم‌چنان 1080i پخش می‌شوند.

720p
در حدود نصف شمار پیکسل‌ها در 1080p. امروز تنها در ارزان‌ترین و کوچک‌ترین تلویزیون‌های بازار این رزولوشن را پیدا می‌کنید. اگرچه هنوز هم بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی به‌صورت 720p پخش می‌شوند.

تفکیک‌پذیری نمایشگرها
WUXGA ،WXGA ،WXXXGA ،WXCBGBSA ،WXLADYGAGA
در دنیای رایانه‌ها برخلاف تلویزیون‌ها اصطلاحات به‌شدت نامأنوس‌اند و از حروف متعدد برای توصیف تفکیک‌پذیری استفاده می‌شود. شاید این موضوع به مخاطبان این دو وسیله بر می‌گردد.
این سرنام‌ها احتمالاً برای راحت‌تر کردن کار استفاده شده‌اند ولی نتیجه‌ی آن چندان کاربرپسند از آب در نیامده است. در هر صورت، وضوحی که در اغلب نمایشگرها وجود دارد FHD (با رزولوشن ۱۰۸۰ × ۱۹۲۰ پیکسل) و WUXGA (با رزولوشن ۱۲۰۰ × ۱۹۲۰ پیکسل) است. برای دانستن مشخصات باقی هم می‌توانید به دانش‌نامه‌ی آزاد ویکی‌پدیا مراجعه کنید؛ هرچند خوشبختانه به جز در موارد معدود نیازی به دانستن بقیه نیست.
خلاصه‌ی آن‌چه تا این‌جا گفتیم: اگر تلویزیون‌تان را به‌تازگی نخریده باشید احتمالاً دستگاه شما HD یا Full HD است. تلویزیون‌های 1080p یا همان Full HD، در واقع 1K نیستند و طبق محاسباتی که انجام شد حدوداً برابر 2K سینمایی هستند. تلویزیون‌های 4K Ultra HD چهار برابر بیشتر از نمونه‌های 1080p پیکسل دارند (ضرب تعداد پیکسل‌های عمودی و افقی هر یک).

تفکیک‌پذیری (Resolution) چقدر در کیفیت تصویر اهمیت دارد؟
حتماً شنیده‌اید که تعداد بیشتر پیکسل‌ها لزوماً به معنای تصویر بهتر نخواهد بود. عوامل بسیار مهم دیگری در کیفیت تصویر تلویزیون مؤثرند. عواملی چون کنتراست و رنگ که در عمل اهمیتی به‌مراتب بیشتر از تفکیک‌پذیری دارند.
برای درک ملموس‌تر این موارد در ادامه به مقایسه‌ی دو تلویزیون، یکی با بالاترین رزولوشن موجود در بازار (4K) و دیگری پایین‌ترین (720p)، می‌پردازیم تا ببینیم هر یک از عوامل چه اهمیتی در نتیجه‌ی عملی و مورد نظر کاربر دارند. [این مقایسه به وسیله‌ی کارشناسان وب سایت CNET انجام شده است.]
تلویزیون ۵۰ اینچ SeiKi SE50UY04 با مشخصات Ultra HD 4K LED LCD با تعداد پیکسل ۲۱۶۰ × ۳۸۴۰ پیکسل در برابر تلویزیون ۵۰ اینچ Samsung PN51F4500 با مشخصات HD Plasma و با تعداد پیکسل ۷۶۰ × ۱۰۲۴. درباره‌ی قیمت دو تلویزیون هم عموماً LCDها گران‌تر از هم‌اندازه‌های پلاسمایی خود هستند؛ به‌علاوه ما یک تلویزیون 4K را بررسی می‌کنیم که قیمتی بسیار بالاتر از یک دستگاه 720p دارد.
این دو دستگاه را کنار هم قرار می‌دهیم و به هر دو ویدیوی مشابه می‌دهیم. هم‌چنین قبل از شروع دو تلویزیون را تا حد ممکن کالیبره می‌کنیم.

[تصویر:  do.php?img=1089]

کدام تصویر را ترجیح می‌دهید؟ در سمت چپ، تصویر تلویزیون 720p سامسونگ را می‌بینید و در سمت راست شاهد تصویر 4K تلویزیون SeiKi هستید. در فاصله‌ی حدود ۳ متر، سامسونگ به خاطر کنتراست و تصویر دل‌چسب‌تر برنده‌ی قطعی است.

قوت‌ها و ضعف‌ها

محتوای 1080i برای هردو در نظر گرفته شده و ما هم در فاصله‌ی ۹ پایی که قدری کمتر از ۳ متر می‌شود می‌نشینیم. در این مرحله از آزمایش، سامسونگ به خاطر کنتراست و تصویر دل‌چسب‌تر برنده‌ی قطعی بود. تصاویر در تلویزیون SeiKi خیلی مرده و یکنواخت به نظر می‌رسید، هم‌چنین سایه‌ها و اجسام سیاه، خاکستری نمایش داده می‌شدند درحالی‌که تصاویر روی سامسونگ حقیقی‌تر بودند. اما از نظر جز‌ئیات تصویر هم تفاوت واقعاً اندک بود. البته شاید اگر ویدیوی ما هم 4K بود تفاوت را بهتر تشخیص می‌دادیم ولی قصد ما آزمایش این دو دستگاه در شرایط معمولی بود؛ چرا که فعلاً ویدیو‌های 4K جریان غالب صنعت تلویزیون نیستند.
اما خوب در اختیار داشتن یک تلویزیون 4K واقعاً وسوسه‌کننده است؛ این شد که دو نسخه از فیلم Avatar را تهیه کردیم یکی 4K و دیگری 1080p. در همان فاصله ۹ پایی نشستیم و انتظار داشتیم که تفاوت پیکسل‌ها سامسونگ را بازنده کند ولی درست برعکس، تلویزیون سامسونگ نه‌تنها کماکان تصویر زنده‌تر و بهتری داشت بلکه از نظر جزئیات هم پایاپای یا حتی در مواردی تصاویر را با جزئیات بیشتر نمایش می‌داد.
عوامل کمی در این‌که توان تفکیک‌پذیری بالاتر SeiKi به وضوح بصری بالاتر منجر نشود مؤثرند. احتمالاً اولین و مهم‌ترین‌شان این است که فاصله‌ی ما تا دستگاه دور بوده است.
حتماً می‌دانید که تفکیک‌پذیری چشم ما محدود است. از یک فاصله‌ی به خصوص، چشم انسان قادر به تشخیص تمایز بین 1080p و Ultra HD نیست. با تلویزیون‌هایی در این ابعاد حتی تفاوت با 720p هم چندان محسوس نیست. به همین دلیل تفکیک‌پذیری (رزولوشن) بالاتر نمایشگر SeiKi بی‌استفاده می‌شود. اگر کنجکاوید بدانید چشمان‌تان از چه فاصله‌ای و با تلویزیون چه اندازه‌ای تفاوت را متوجه می‌شود می‌توانید از مرجع سینمای خانگی استفاده کنید.
اما ما چرا فاصله‌ی ۹ پایی (۲٫۷۴ متری) را انتخاب کردیم؟ دلیل این است که مطالعات نشان می‌دهند مردم اغلب در فاصله‌ی ۹ تا ۱۰ پایی، تلویزیون تماشا می‌کنند. اما برای این فاصله، تلویزیون ۵۰ اینچ برای تمییز بین 4K و 720p کوچک است؛ حتی تلویزیون ۶۰ اینچ هم در ۹ پایی همه‌ی تفاوت را نشان نمی‌دهد.
مسائل دیگری هم وجود دارند. مشکل تلویزیون‌های LCD LED این است که تصاویر پرحرکت را تار نشان می‌دهند. البته این موضوع برای همه قابل تشخیص نیست ولی اگر باشد آزار‌دهنده است. تلویزیون SeiKi در این زمینه هم عملکرد ضعیفی دارد.
چشم انسان به کنتراست، حساسیت بیشتری دارد. اصولاً جزئیات برای چشم ما چیست؟ آیا در مورد تلویزیون، چیزی جز کنتراست (تباین) بین دو پیکسل مجاور است. تلویزیون سامسونگ مورد بررسی، نرخ کنتراست بسیار بالاتری دارد؛ به همین خاطر حتی با محتوای یکسان گاهی سامسونگ واضح‌تر به نظر می‌رسد.

به تلویزیون نزدیک‌تر می‌شویم
با کم شدن فاصله‌، مشکلات SeiKi پابر‌جا می‌مانند ولی حالا مشکل نویز اندکِ تصویر در سامسونگ هویدا می‌شود که از فاصله‌ی دورتر قابل تشخیص نبود. به‌علاوه در تصاویر روشن‌تر، ساختمان پیکسل‌ها کم‌کم مشخص می‌شد. از ۷ پایی (کمی بیش از ۲ متر) این مسأله نمود پیدا کرد؛ وقتی از ۶٫۵ پایی (۲ متر) نزدیک‌تر شدیم تفاوت کاملاً معلوم شد.
وقتی در این فاصله به دو تلویزیون SeiKi و Samsung نگاه می‌کنید مسلماً جزئیات در SeiKi بیشتر است. موهای صورت، خطوط پیشانی و مواردی از این دست در دستگاه 4K مشخص‌ترند؛ اما حقیقت این است که تفاوت مانند اختلاف بین کیفیت SD با HD، از زمین تا آسمان نیست.
وقتی از ۵ پایی (یک و نیم متر) به دو تلویزیون نزدیک‌تر می‌شوید پیکسل‌های تلویزیون سامسونگ آشکار می‌شوند و تماشای تصاویر دیگر لذت‌بخش نیست.

[تصویر:  do.php?img=1090]

با نزدیک‌تر شدن به این تلویزیون‌ها، نویز اندکی در تلویزیون HD سامسونگ دیده شد. تلویزیون سامسونگ در سمت چپ و تلویزیون SeiKi در سمت راست
فارغ از قیاس این دو، آیا با در اختیار داشتن یک تلویزیون 4K بهتر نتیجه عوض می‌شد؟ قطعاً. اما مسأله این است که با صرف مبلغ مشابه، گزینه‌های دیگری هم هستند که بهتر عمل می‌کنند. مثلاً به اعتقاد کارشناسانی که دو تلویزیون سامسونگ UN55F9000 4K را با KN55S9C OLED FHD مقایسه کرده‌اند علی‌رغم تفکیک‌پذیری کمتر، همگی دستگاه دوم را برنده‌ی بهترین تصویر می‌دانند.

نتیجه‌ی کلی (نرخ کنتراست، عامل تعیین‌کننده)
مشخصاً نرخ کنتراست مهم‌ترین موردی است که باید موقع خرید تلویزیون مدنظر داشت. با سنجش کنتراست سامسونگ به نرخ ۸٬۳۸۲:۱ رسیدیم؛ سنجش مشابه برای seiKi در حدود ۳٬۰۰۰:۱ را نشان داد که حاکی از اختلاف زیاد بین آن‌ها است (البته دقت داشته باشید که اعدادی که در مشخصات دستگاه‌ها برای کنتراست اعلام می‌شوند عموماً جنبه‌ی تبلیغی دارند و مقادیر حقیقی نیستند).
دستگاه سنجش سطح سیاهی (عمق رنگ مشکی)، در این تلویزیونِ سامسونگ، حدود ۰٫۰۱۷ نیتس را نشان داد، درحالی‌که همین معیار برای SeiKi تقریبا ۰٫۰۸۵ نیتس بود. این موضوع یکی از دلایلی است که تلویزیون‌های LCD LED فروش بهتری در مقایسه با رقبای پلاسمایی دارند (روشناییِ بیشتر، بیشتر جلب نظر می‌کند)؛ اما روشن‌تر همیشه بهتر نیست.

[تصویر:  do.php?img=1091]

تلویزیونی با نرخ کنتراست بالاتر از نمایشگر دیگری که تنها رزولوشن بالاتری دارد بهتر به نظر می‌رسد. تلویزیون سامسونگ در سمت چپ و تلویزیون SeiKi در سمت راست
تصاویر این مطلب به‌خوبی گویای مطلب هستند. یک نمایشگر با نرخ کنتراست بالاتر از نمایشگر دیگری که تنها تفکیک‌پذیری (رزولوشن) بالاتری دارد بهتر به نظر می‌رسد؛ البته اگر خیلی نزدیک آن ننشسته باشید!

سخن آخر
با این آزمایش‌ها مشخص می‌شود که رزولوشن تصویر آن‌قدرها هم که به آن بها داده می‌شود مهم نیست. البته ذهن انسان مقایسه‌ی عددی را دوست دارد و ناخودآگاه به عدد بزرگ‌تر رغبت پیدا می‌کند. ولی باید مدنظر داشته باشیم که تفکیک‌پذیری دستگاه‌های HD واقعاً بالا است و تفاوت آن با 4K در بیشتر موارد چندان تأثیرگذار نیست.
نرخ کنتراست در کنار عواملی چون دقت رنگ، نویز کم، تصویر طبیعی و دست‌کاری نشده، بسیار مهم‌تر و تعیین‌کننده‌تر هستند. یک تصویر 4K که به‌درستی کد نشده باشد از یک تصویر 1080p بهتر نخواهد بود. تصاویر 4K که کنتراست پایین داشته باشند یکنواخت و خسته‌کننده می‌شوند. تصویری که تار شده و کنتراست پایینی دارد هرچقدر هم تفکیک‌پذیری بالایی داشته باشد به چشم نمی‌آید.
پس اگر دوست دارید یک تلویزیون غول‌پیکر بخرید و نزدیک آن بنشینید تلویزیون‌های 4K به کارتان می‌آیند؛ در غیر این صورت اگر می‌خواهید برای تلویزیون خود چنین هزینه‌ای بکنید تلویزیون OLED قطعاً گزینه‌ی هیجان‌انگیزتری هستند.

چاپ این مطلب

  توصیه هایی برای برقراری ارتباطی عمیق در ملاقات های رو در رو
ارسال کننده: saman - ۹۵/۲/۱۴، ۰۶:۲۷ عصر - انجمن: مدیریت و کسب و کار - بدون پاسخ

آیا ما انسان ها در حال از دست دادن توانایی ارتباط رو در رو با همنوعان خود هستیم؟ آیا حواس مان پرت چیزهای دیگری می شود و به هر چیز و هر کسی غیر از کسی که آن طرف میز روبروی مان نشسته است فکر می کنیم؟ پاسخ این سؤال می تواند یک بله ی محکم باشد.
به نظر می رسد توانایی برقرار کردن ارتباطی عمیق با دیگران، به یک هنر فراموش شده تبدیل شده است. با این حال هنوز جای خوشحالی است که همه ی ما می دانیم داشتن یک مکالمه ی گرم و عمیق با یک انسان دیگر چه لذتی دارد. مسأله این است که به نظر می رسد همیشه بیش از حد سرمان شلوغ است، بیش از حد به چیزهای دیگر وابستگی داریم و بیش از حد حواس مان پرت هر چیزی می شود و این یک فرصت از دست رفته است.
اگر به گونه ای با دیگران ارتباط برقرار کنید که گویی تنها انسان مهم روی زمین است، روابطی حقیقی خواهید ساخت؛ چه در سطح ملاقات های کاری و چه در سطح روابط شخصی. دو ملاحظه ی اساسی که باید برای نتیجه بخش بودن این نوع ارتباط مد نظر داشته باشیم نیاز به صداقت محض در تک تک تعاملات و علاقه ای حقیقی به فرد مورد نظر است.

اما چطور می توان در ملاقات های رو در روی خود چنین ارتباط عمیقی با افراد برقرار کرد؟ ۱۳ تکنیک زیر از جمله تکنیک هایی هستند که می توانید برای این کار مورد استفاده قرار دهید:

۱- ارتباط چشمی قدرتمندی برقرار کنید، اما از زیاده روی و زل زدن به فرد مقابل بپرهیزید. به یاد داشته باشید در مواقع مناسب پلک بزنید و یا نگاه تان را متوجه نقاط دیگری کنید.

۲- لبخند بزنید و نشان دهید به آنچه که می گویند گوش می دهید.

۳- گوش بسپارید. این یعنی تمام حواس تان کاملاً به فرد مقابل و گفته هایش باشد، نه بخشی از آن. ما انسان ها وقتی کسی حواسش به ما و گفته هایمان نباشد بلافاصله متوجه این موضوع می شویم. بنابراین فکر نکنید می توانید طوری وانمود کنید که انگار تمام حواس تان با اوست و به جای گوش کردن، با موبایل ایمیل تان را چک کنید.

۴- حالا که صحبت از موبایل شد، تمام عوامل حواس پرت کن را کنار بگذارید. به طرف مقابل خود نشان دهید به گوش کردن و توجه به او تعهد کامل دارید.

۵- سر خود را تکان دهید. این کار نشان می دهد آنها را به ادامه دادن حرف هایشان تشویق می کنید.

۶- حرف شان را قطع نکنید. اجازه دهید طرف مقابل تان به صحبت هایش ادامه دهد؛ حتی اگر واقعاً دوست دارید حرفش را قطع کنید. اگر زیاد به میان حرف های او بپرید، ممکن است ارتباطی که شکل گرفته را قطع کنند چون هر آن انتظار دارند شما صحبت هایشان را قطع کنید.

۷- اجازه دهید سرعت مکالمه را طرف مقابل تان تعیین کند، حتی اگر به نظر شما کند پیش برود و کمی خسته کننده باشد.

۸- اجازه دهید مکالمه در مورد آنها باشد، حتی اگر تلاش کنند در مورد شما باشد. این یعنی وقتی سعی دارند گوی مکالمه را به سمت شما بیاندازند، خیلی آرام و ملایم جهت گفتگو را به سمت خودشان بازگردانید.

۹- آه نکشید. حتی با وجود آنکه آه کشیدن واکنشی غیر ارادی در پی اکسیژن بیشتر از سوی بدن شماست، ممکن است این حس را به طرف مقابل تان منتقل کند که خسته شده اید. پس حواس تان به نفس کشیدن خود باشد.

۱۰- از ته دل و صادقانه به گفته های طرف مقابل علاقه نشان دهید.

۱۱- گفته هایشان را خلاصه کنید و به عنوان جمع بندی در تأیید حرف هایشان جملاتی از این دست به کار بگیرید: «تا جایی که من متوجه شدم فرمودید که…». این به آنها فرصت می دهد هر چیزی که ممکن است اشتباه متوجه شده باشید را تصحیح کنند. اما اگر منظورشان را درست متوجه شده باشید، نشان دهنده ی این است که خوب به حرف هایشان گوش کرده اید.

۱۲- فراموش نکنید از آنها به خاطر آنکه حرف هایشان را با شما در میان گذاشته اند تشکر کنید. تشکر به خاطر برقراری ارتباطی صادقانه، برای خیلی ها ارزش زیادی دارد.

۱۳- سعی کنید جزئیات را به خاطرتان بسپارید، تا وقتی دوباره با طرف مقابل تان ملاقات کردید، به او اثبات کنید شنونده ی خوبی بوده اید.

چاپ این مطلب

  شوخ طبعی می تواند برای موفقیت شغلی شما حیاتی باشد
ارسال کننده: saman - ۹۵/۲/۱۴، ۰۶:۲۲ عصر - انجمن: مدیریت و کسب و کار - بدون پاسخ

فرانسیس بیکن، شاعر و نمایشنامه نویس انگلیسی جایی گفته است: «تخیل را برای جبران آن چیزهایی به انسان بخشیده اند که در وجود خود ندارد، و شوخ طبعی را برای تحمل چیزهایی که در وجود خود دارد».
ژاکلین اسمیت یکی دو سال پیش در مطلبی در فوربز به یک نظرسنجی اشاره کرد که توسط رابرت هاف انجام شده بود. نظرسنجی مورد اشاره نشان می داد ۹۱ درصد مدیران، شوخ طبعی را برای پیشرفت شغلی ضروری می دانند، و ۸۴ درصد از آنها اعتقاد داشته اند انسان های شوخ طبع بهتر کار می کنند.
اینکه شوخ طبعی تا این حد می تواند ابزار کسب و کاری قدرتمندی باشد علل متعددی دارد که در ادامه برخی از مهم ترین نمونه های این علل را از نظر می گذرانید.

۱- شوخ طبعی باعث حضور در لحظه، تجسم و تعادل می شود
اگر شوخ طبعی و خندیدن بخشی از شخصیت شما و شرکت تان را تشکیل بدهد، اضطراب و ترس کمتری مزاحم کار کردن شما و همکاران تان خواهد شد، چرا که خندیدن به شما آرامش می دهد. به عنوان نمونه، دکتر جولیا ویلکینز از آزمایشی نام برده که برای سنجش آستانه ی تحمل درد در موقعیت های مختلف، در آن از قسمت هایی از سریال کمدی «ساینفیلد» استفاده شده است. نتایج این پژهش نشان داد آستانه ی تحمل درد بعد از دیدن قسمت هایی از این سریال به میزان قابل توجهی بالا می رود. محققان با انجام این آزمایش متوجه شدند فرایند خندیدن مثل ورزش ایروبیک باعث آزاد شدن سروتونین در بدن می شود. خندیدن همچنین باعث می شود نفس های عمیق تری بکشید و در نتیجه احساس بهتری داشته باشید.

۲- فرهنگ ساز است
خندیدن احساس وحدت و بهره مندی از یک فرهنگ مشترک میان کارکنان به وجود می آورد، صمیمیت و مودت را در جمع آنان افزایش می دهد و به عنوان همکار میان شان حس همدلی ایجاد می کند.

۳- بروز خلاقیت را تسهیل می کند
خندیدن شما را در برابر ایده های به ظاهر نامعقول و یا غیر ممکن پذیراتر می کند. خنده افراد را به بازی با ایده ها، پذیرش ریسک و در نظر گرفتن کارهایی تشویق می کند که در حالت عادی ممکن است به فکر انجام دادن شان نباشند.

۴- جنبه ی انسانی رهبران را تقویت می کند
شوخ طبعی این حس را در میان نیروهای یک شرکت به وجود می آورد که «همه ی ما (از جمله رهبر کسب و کار) در کنار یکدیگر هستیم». این می تواند یکی از اجزای اصلی «رهبری همدلانه» باشد.
البته همراه شدن با خنده ها و شوخ طبعی های محیط کار برای مالک یک کسب و کار، کار آسانی نیست و معنای آن لزوماً در میان گذاشتن افکار فیلتر نشده و نسنجیده با نیروی کار، مشتریان و یا مخاطبان به طور عام نخواهد بود. با این وجود، اکثر کارآفرینان موفق انسان های به مراتب شوخ طبعی هستند (می توانید این را در گردهمایی ها و رویدادهای مختلف کسب و کاری ببینید).
بهره مندی از این نعمت در دایره ی شرکت خوب و در عین حال نیازمند ملاحظاتی است، اما رهبران شرکت ها نیاز دارند خارج از محدوده ی تعریف شده ی شرکت شان نیز مأمنی برای خندیدن و شاد بودن داشته باشند. معاشرت های صمیمانه و قرار گرفتن در جمع های شادی متشکل از هم قطاران به طور قطع می تواند مفری در اختیار شما قرار دهد تا به واسطه ی آن خودتان باشید و استرس های تان را کاهش دهید.
نقش رهبری یک کسب و کار کوچک می تواند هر کسی را به انزوا بکشاند. هیچ کس نمی تواند ترس ها و هیجان های روزمره ی مالک یک کسب و کار را تمام و کمال درک کند مگر یک کارآفرین دیگر. این به هیچ وجه تجربه ی خسته کننده ای نیست. با این حال تجربه ای هم به شمار نمی رود که بتوانید لذت ها و ترس هایش را درست همان گونه که خودتان حس می کنید با کسی در میان بگذارید؛ حتی همسرتان. صحبت کردن از مشکلات و دشواری های روزمره ی کارآفرینی باری غیر ضروری بر دوش اطرافیان و عزیزان شما قرار خواهد داد که به واقع نتیجه ای هم در بر ندارد، چرا که این احساس برای هر کسی که آن را مستقیماً تجربه نمی کند ناشناخته است.

به همین دلیل داشتن محل امنی که در آن بتوانید آزادانه و بی پرده با همکاران و هم قطاران خود صحبت کنید امر فوق العاده ای است. خیلی از شما باید احساس آرامش بخشی که از ورود به یک جمع دوستانه متشکل از همکاران به انسان دست می دهد را تجربه کرده باشید. شوخ طبعی نیز یکی از روش های بسیار رایجی است که با استفاده از آن می توانید در جمع هایی نظیر این خود را به دیگران نزدیک کنید و از انزوای خود فاصله بگیرید.
به طور کلی قرار گرفتن در جمع قابل اعتمادی از هم قطاران خارج از کسب و کار، برای کسانی که خود را وقف کسب و کارشان می کنند مفید خواهد بود. آزاد کردن تنش ها، اضطراب ها و عدم قطعیت های کسب و کار از طریق شوخ طبعی و خنده، اغلب مواقع منجر به آزاد شدن روحیه ی نوآوری و خلاقیت در افراد می شود؛ اتفاقی که ایده های نابی از دل آن زاده خواهند شد.

چاپ این مطلب

  ۷ عادت مخرب که شما را از کسب درآمد بیشتر باز می دارند
ارسال کننده: saman - ۹۵/۲/۱۴، ۰۶:۱۴ عصر - انجمن: مدیریت و کسب و کار - بدون پاسخ

همه انسان ها مادی گرا نیستند، اما شاید بتوان با هر کسی به این تفاهم رسید که کسب درآمد بیشتر چیز بدی نیست. تعیین بودجه ای محدود، کاستن از هزینه ها، و پس انداز بیشتر می توانند در به حداکثر رساندن رشد شخصی شما از لحاظ مالی تأثیر زیادی داشته باشند، اما همه ی این استراتژی ها در برابر یک متغیر بزرگ زندگی رنگ می بازند؛ و آن چیزی نیست جز «میزان درآمد». در شرایط برابر، کسب درآمد بیشتر زندگی هر کسی را آسان تر خواهد کرد.
اغلب افراد این را می دانند، اما بسیاری چند اصل اساسی در این رابطه را نادیده می گیرند و در نتیجه پتانسیل سطح درآمد خود را محدود می کنند. به عنوان نمونه می توان از ۷ عادت زیر نام برد که می توانند میزان درآمد شما را با محدودیت هایی جدی روبرو کنند. توصیه می شود موارد زیر را مطالعه کنید و آنها را با هر کسی که می خواهد درآمد بیشتری داشته باشد به اشتراک بگذارید.

۱- عدم توانایی در مذاکره
بر سر هر چیزی می توان مذاکره کرد. این به آن معنا نیست که همیشه به خواسته های خود می رسید، اما قطعاً به خواسته ای که مطرح نکنید نمی رسید. به عنوان نمونه، مذاکره بر سر میزان حقوق را در نظر بگیرید. اولین حقوقی که اغلب کارفرما ها به شما پیشنهاد می دهند بیشترین میزانی نیست که حاضرند به شما بپردازند. اگر به مهارت ها و تجربه ی خود اعتماد دارید و با تحقیق از میزان ارزشی که کارتان دارد آگاه هستید، دلیلی ندارد درخواست حقوق بیشتر نکنید.
بدترین اتفاقی که ممکن است بیافتد این است که با درخواست شما مخالفت کنند، و پیشنهاد بینابینی دیگری به شما بدهند که این، باز هم از آنچه در غیر این صورت نصیب شما می شد بهتر است. کسانی که در کلاس های هنر مذاکره شرکت کرده باشند خوب می دانند که هیچ گاه نباید اولین پیشنهاد را قبول کرد.

۲- سرمایه گذاری نکردن روی خود
به قول سرمایه گذار شناخته شده، وارن بافت، «شما با اختلافی فاحش، بزرگ ترین دارایی خود هستید». افراد مختلف ممکن است در بورس و سهام، بازار مسکن و یا دارایی های مادی و فیزیکی دیگر سرمایه گذاری کنند، اما به یاد داشته باشید بهترین سرمایه گذاری که می توانید انجام دهید سرمایه گذاری روی خودتان است. شما همان نیرویی هستید که مسئولیت درآمد بیشتر بر عهده تان است؛ شمایید که باید تصمیم های بزرگ زندگی خود را بگیرید. تجهیز خود به دانش بیشتر، مهارت های بیشتر، سلامت بهتر، و تجربیات بیشتر به معنای آن است که برای کارفرماهای آینده، ارزش بیشتری خواهید داشت، تصمیمات ارزشمند تری خواهید گرفت، و در نهایت درآمد بیشتری کسب خواهید کرد.
این از جمله مواردی است که اغلب متقاضیان کار آن را نادیده می گیرند و بی دلیل انتظار درآمد بیشتر دارند.

۳- باریک بینی
بسیاری از کسانی که قصد سرمایه گذاری دارند ترجیح می دهند تمام و کمال روی یک چیز سرمایه گذاری کنند. این برای بخش بزرگی از مشاغل صدق می کند؛ اغلب کارمندان ساعت ها در دفاتر کار خود زحمت می کشند، به این امید که بتوانند پله های ترقی را طی کنند و ترفیع بگیرند. بسیاری از کارآفرینان نیز ممکن است تا ریال آخر پول خود را صرف استارتاپ تازه شان کنند. این قابل ستایش است، اما توجه بیش از حد به یک جنبه و دور نگه داشتن جنبه های دیگر از نظر، می تواند با توانایی بلند مدت شما در کسب درآمد بیشتر تداخل داشته باشد.
استراتژی منطقی تر این است که تعداد جریان های درآمدی خود را افزایش دهید، و هیچ گاه بیش از اندازه به یک منبع درآمد وابسته نباشید؛ هر کسب و کار یا موقعیت شغلی ممکن است با مشکلات غیر منتظره ای مواجه شود. اگر استراتژی های احتیاطی درستی مثل کسب درآمد از اجاره ی یک ملک، یا یک کسب و کار جانبی داشته باشید، چنین اتفاق هایی شما را به نابودی نمی کشاند.

۴- عادت به شرایط موجود
هر کسی با گذشت چند سال در یک مسیر شغلی ممکن است حس کند در آستانه ی از دست دادن اشتیاق یا انگیزه ی خود قرار دارد. در این صورت با خودتان، کار و جایگاه سازمانی تان احساس راحتی می کنید، به آن رضایت می دهید و بی خیالی در پیش می گیرید. این بی خیالی خود را در حوزه های مختلفی نشان می دهد. برای مثال، ممکن است زمان و انرژی کمتری برای کار خود بگذارید، که این به ارزش آفرینی کمتر برای شرکت تان منجر خواهد شد. یا اینکه ممکن است با همان درآمد بسازید و علی رغم افزایش تجربه و مهارت های خود، دیگر درخواست افزایش حقوق نکنید. بنابراین اگر فکر می کنید دچار فرسودگی شغلی هستید، حتماً به آن رسیدگی کنید.

۵- محدود شدن به واسطه ی هدف گذاری
داشتن هدف برای رسیدن به موفقیت حیاتی است، اما هدف گذاری ممکن است اثر محدود کننده ای نیز داشته باشد. برای نمونه، وقتی یک دونده ی ماراتن برای خود هدفی ۴۰ کیلومتری در نظر می گیرد، قطعاً از پس ۴۱ کیلومتر نیز بر می آید، اما اغلب دوندگان با رسیدن به نقطه ی هدفگذاری خود دست از تلاش می کشند؛ چون به هدف شان رسیده اند.
هدف گذاری در جنبه های مختلف زندگی اعم از تحصیلات، مهارت ها، موقعیت شغلی، یا میزان درآمد می تواند باعث شود به بخش کوچکی از پتانسیل خود رضایت دهید و خود را از تلاش بیشتر باز بدارید. پس همیشه برای کسب دستاوردهای بیشتر عطش داشته باشید.

۶- وفاداری افراطی
بسیاری از ما حداقل یک بار تجربه ی قرار گرفتن در موقعیت هایی را داریم که در آن حس می کنیم می خواهیم بنا بر وفاداری صرف و نه ارزشی عینی، همان جا باقی بمانیم. در این حالت فرد حتی وقتی شغلش جای پیشرفت ندارد و هیچگاه پتانسیلی که به دنبالش است را برآورده نمی کند، باز هم به خاطر وفاداری افراطی به کارفرما در آن موقعیت باقی می ماند. این تصمیم راحتی است و لزوماً تصمیم بدی هم نیست؛ زیرا وفاداری ویژگی قابل تحسینی محسوب می شود. با این وجود، فدا کردن اهداف به پای وفاداری، برای شما آسیب رسان خواهد بود.

۷- راکد نگه داشتن پول
این مورد نیز از منطقی مشابه رویکرد سوم بهره می گیرد. اگر پس انداز قابل اتکایی فراهم کردید، اجازه ندهید پول تان در بانک بماند؛ آن را به کار بیاندازید. در بازار بورس یا اوراق قرضه سرمایه گذاری کنید، یا کاری کنید این پول خودش درآمد ثابت و بی دردسری برایتان داشته باشد. می توانید این پول را برای سرمایه گذاری بیشتر روی خودتان نیز به کار بگیرید؛ مثلاً تحصیلات بیشتر یا هر فرصت دیگری. پول، می تواند پول بیاورد، بنابراین پول خود را راکد نگه ندارید.
شاید بدیهی به نظر برسد اما کسب درآمد بیشتر، اولین قدم برای کسب ثروت است. هر کسی برای پول درآوردن باید پول داشته باشد. هدف شما صاف کردن بدهی ها، استقلال مالی، پیشرفت شغلی، کسب موقعیت مالی بهتر یا هر چیز دیگری که باشد، اول باید خودتان را از شر این ۷ عادت خلاص کنید. انتخاب حوزه ای با پتانسیل درآمدی بالا و یا ورود به حوزه ای با این ویژگی می تواند جزو انتخاب های پیش روی شما باشد، اما بنیان آینده ی بلند مدت مالی شما را همین اصول اساسی رقم خواهند زد.

چاپ این مطلب

  چگونه شغل فعلی خود را به شغل رؤیایی مان تبدیل کنیم؟
ارسال کننده: saman - ۹۵/۲/۱۴، ۰۶:۰۹ عصر - انجمن: مدیریت و کسب و کار - بدون پاسخ

هر کسی ممکن است با حرکتی درست، شغل مناسبی برای خود پیدا کند اما همیشه تصویری از یک شغل رؤیایی در سر داشته باشد که همیشه چشمش به دنبال آن بوده است. شاید هنوز برای به دست آوردن آن آمادگی کامل نداشته اید. شاید هم هدف تان این بوده که این شغل را به دست بگیرید، تا سر فرصت شغلی که همیشه می خواسته اید را به دست آورید. اما پیش از آنکه به جستجوی خود ادامه دهید، از خودتان بپرسید آیا شغل فعلی تان قابلیت تغییر و تحول را دارد یا خیر. شاید بتوانید با اندکی تلاش، شغل فعلی تان را به شغل رؤیایی تان بدل کنید.
شارلیز هرست، استادیار رشته ی مدیریت کالج کسب و کار مندوزا، اعتقاد دارد مردم اغلب اوقات میزان کنترلی که روی شغل خود دارند را دست کم می گیرند. او در این باره می گوید: «پژوهش ها نشان داده اند نگاهی متفاوت به کار، بازتعریف وظایف شخص در قالبی تازه، و یا تغییر نحوه ی تعامل با دیگران، همه و همه کارهایی هستند که افراد از طریق آنها می توانند معنای تازه ای از دل شغل خود بیرون بکشند».
شغل رؤیایی شغلی است که شما را راضی کند و نقاط قوت تان را به نحو احسن به کار گیرد. اگر در حوزه ای فعال هستید که از آن لذت می برید، اما هنوز شغلی که می خواهید را در آن حوزه به دست نیاورده اید، انجام هفت کار زیر به شما کمک می کند شغل فعلی تان را به شغلی که همیشه می خواسته اید بدل کنید.

۱- ایده پرور باشید
پیشنهاد هرست این است که مسئولیت های خود را با ارائه ی پیشنهاد‌های خلاق و سازنده به بالادستی های خود دستخوش تغییر و تحول کنید. او در این باره می گوید: «اگر ایده های شما به کار گرفته شوند، شاید بتوانید در اجرای آنها نیز مشارکت داشته باشید».
دیوید نور، مدیرعامل شرکت مشاوره ی استراتژی نور گروپ توصیه می کند فراتر از نقش و حوزه ی مسئولیت های خود فکر کنید تا بتوانید از نیازهای بعدی تیم یا شرکت تان پیش بینی بهتری داشته باشید. او می گوید: «آیا مهارت ها، دانش، یا رفتار مورد نیاز را در خود دارید؟ اگر خیر، به این فکر کنید که چگونه می توانید به سرعت آنها را کسب کنید و به کار بگیرید».

۲- کارهایی خارج از بازه ی همیشگی خود انجام دهید
نور توصیه می کند کاری کنید مدیرتان در کنار نقش فعلی تان، شما را در نقشی که دوست دارید نیز ببیند. او می گوید «برای پروژه های بزرگ و طرح های مهم داوطلب شوید و به دنبال راه هایی بگردید که بتوانید فراتر از تعریف شغل تان تأثیرگذار باشید».

۳- روابط خود را توسعه دهید
نور توصیه می کند با برقراری روابط قدرتمند با تصمیم گیران، کاری کنید هر کسی برای امور مختلف به شما مراجعه کند. اطمینان حاصل کنید دیگران می توانند اولویت های مورد نظر شما برای مسئولیت های تازه را تشخیص دهند.
او ادامه می دهد: «دیگران همیشه می توانند کسانی را پیدا کنند که بتوانند از پس انجام جنبه های فنی کار شما برآیند. اما شما باید کاری کنید به خاطر برقراری و حفظ ارتباطات مهم در تیم و سازمان، به شما مراجعه کنند یا شما را پیشنهاد دهند».

۴- در موقعیت خود نوآور باشید
توصیه ی نور این است که سعی کنید مدام در حال رشد باشید و ریزه کاری های حوزه ی فعالیت خود را کشف کنید. در رویدادها و کنفرانس های آن حوزه شرکت کنید، در انجمن های آن فعال باشید و خود را در موقعیت هایی قرار دهید که بتوانید با افراد اثرگذار روبرو شوید. سپس بینش، ایده ها و روابط حاصله را به محل کار خود بیاورید.
او می گوید: «برای زندگی شخصی و شغلی خود نقشه ی راه درست کنید».

۵- وظایف مورد علاقه ی خود را فهرست کنید
میشل ماوی، مدیر جذب نیروی شرکت نیروی انسانی اتریوم توصیه می کند تمام کارهایی که در موقعیت شغلی فعلی تان دوست دارید انجام دهید را فهرست کنید و بیشتر به آنها بپردازید.
او می گوید: «پروژه های هوشمندی تعریف کنید که در آنها لازم باشد از این مهارت ها بیشتر استفاده کنید. به این ترتیب از انجام شغل خود رضایت بیشتری خواهید داشت».

۶- لحظات اوج خود را پیدا کنید
ماوی اعتقاد دارد مشاغل مختلف به خاطر پتانسیل هایی که دارند جذابیت پیدا می کنند؛ مثل اینکه می توانیم در آنها خیلی چیزها یاد بگیریم، دستاوردهایی داشته باشیم و از آنها درآمد کسب کنیم.
او ادامه می دهد: «در ادامه کشش پیدا می کنیم و تا حدی شناخته می شویم، تا اینکه در نهایت به اوج می رسیم. این لحظه حس فوق العاده ای دارد: لحظه ای که در رأس بازی خود قرار می گیرید و از انجام آن لذت می برید».
ماوی توصیه می کند به دنبال آن لحظه ی بعدی باشید. او می گوید «لحظه ای که به خاطر ترفیع، افزایش حقوق، و یا مدیریت یک تیم در پوست خود نمی گنجید. این لحظه هر چه که می خواهد باشد، اما به دنبالش باشید».

۷- نیاز های تان را از مدیر خود بخواهید
آنیشا وینجاموری، مدیرعامل شرکت مشاوره ی اینوویشنز آیکیو اعتقاد دارد هیچ کارفرمایی دوست ندارد کارمند ارزشمندی که به پیشرفت سازمانش کمک می کند را از دست بدهد.
او در این باره توضیح می دهد: «اگر از لحاظ فرهنگی و کاری عضو مؤثری باشید، مدیر شما از فراهم کردن شرایط کاری دلخواه تان، درک نقاط قوت تان و توانمندسازی شما در جهت رسیدن به اهداف حرفه ای شما و شرکت خود، بی نهایت خوشحال خواهد شد.

چاپ این مطلب

  این ۱۵ عادت را در فرستادن ایمیل‌ ترک کنید
ارسال کننده: saman - ۹۵/۲/۱۴، ۰۶:۰۴ عصر - انجمن: گفتگوی آزاد - بدون پاسخ

هر روز وقتی به اینترنت متصل می‌شویم، با هجوم ایمیل‌هایی روبه‌رو هستیم که طبعاً نویسندگان همه‌ی آن‌ها دقت کافی را در انتخاب محتوا و ارسال آن به اشخاص مناسب نداشته‌اند. چه کار باید کنیم که جزو این افراد بی‌دقت نباشیم و دوستان و همکاران‌مان را کلافه نکنیم؟ لازم نیست حتماً متن‌های زیبا یا تمیز و مرتب آماده کنیم. کنار گذاشتن بعضی عادت‌های مرسوم در نامه‌نگاری اینترنتی می‌تواند به‌اندازه‌ی کافی مفید باشد.
در ادامه این  ۱۵ مورد از این عادت‌ها را بشناسید.

«ضروری» نامیدن ایمیل‌های غیرضروری
با این کار نه‌تنها حوصله‌ی گیرنده را سر می‌برید، بلکه به عاقبت چوپان دروغگو هم دچار می‌شوید! دیگر در صورتی که واقعاً هم کار ضروری داشته باشید،‌ کسی به حرف‌های شما اولویت نمی‌دهد.

صمیمیت زیاد در متن ایمیل
جدای از این‌که لحن پیام باید متناسب با نوع رابطه‌ی شما با گیرنده باشد،‌ در هر شرایطی لحن غیررسمی می‌تواند نشان دهد که شما زیاد حرفه‌ای نیستید. اگر قصد تأکید روی موضوع خاصی را دارید، در انتخاب رنگ، نوع فونت و بقیه‌ی چیزهایی که تأکیدتان را نشان می‌دهند، دقت کنید. این را هم در نظر داشته باشید که کدگذاری‌های شما توسط آدم های مختلف به یک شکل واحد رمزگشایی نمی‌شوند.

به کار بردن زبان خشک و خیلی رسمی
دقیقاً برعکس مورد قبلی، سعی کنید شبیه روبات هم نباشید! داشتن کمی احساس در بیان حرف‌تان، شکل ایمیل شما را از ایمیل‌های یک‌خطی که توسط سرور یا برای پاسخ خودکار ارسال می‌شود، متمایز می‌کند.

ارسال پاسخ به همه‌ی افراد گروه
در مورد ایمیل‌هایی که به‌صورت گروهی ارسال می‌شوند، اگر می‌خواهید پاسخ یا بازخوردی ارسال کنید،‌ اول ببینید آیا لازم است همه‌ی افراد گروه پاسخ شما را دریافت کنند؟ اگر نه،‌ ایمیل خود را فقط به مخاطب پیام‌تان بفرستید تا برای دیگران مزاحمت ایجاد نشود.

Cc کردن افراد دیگر بدون اطلاع قبلی
برای Cc کردن یا به‌عبارتی ارسال رونوشت ایمیل به شخص دیگری به جز مخاطبان اصلی، فقط شما نیستید که تصمیم می‌گیرید. این تصور غلطی است که ارسال‌کننده‌ی ایمیل می‌تواند بدون اجازه، رونوشت ایمیل را به هر کسی (خواه منشی و خواه مدیرعامل) بفرستد.

Bcc کردن در موارد غیرضروری
آیا شما هم وقتی در یک ایمیل Bcc می‌شوید، به این فکر می‌کنید که چه کسانی ممکن است ایمیل‌های شما را بدون این‌که بدانید خوانده باشند؟ باید گفت این فکرها زیاد هم عجیب‌وغریب و غیرطبیعی نیستند. به نظر می‌آید ارسال یک رونوشت از ایمیل بی‌آن‌که حتی گیرنده‌ی آن باخبر شود چه کسی در خواندن آن سهیم بوده،‌ تنها در موارد معدودی کاربرد دارد. در این موارد هم پیشنهاد می‌کنیم متن ایمیل را کپی کنید و در ایمیل جداگانه‌ای برای این شخص سوم بفرستید.

نوشتن موضوع مبهم برای ایمیل
در قسمت موضوع ایمیل چیزهایی ننویسید که ارتباطی به محتوای ایمیل‌تان ندارد. عبارت‌هایی مثل «سلااام»، «منم» و… تنها گیرنده را گیج می‌کند که قرار است با چه پیامی روبه‌رو شود.

فرستادن تعداد زیادی ایمیل شخصی
جوک، داستان‌های عبرت‌آموز، جملات بزرگان و ایمیل‌هایی از این دست در مواردی می‌تواند باعث خوشحال شدن و شروع یک روز خوب برای دوستان یا همکاران‌تان باشد اما اگر این کار زیاد ادامه پیدا کند گیرنده‌های شما را خسته می‌کند.
این موضوع حتی ممکن است باعث شود همکاران‌تان پیام‌های شما را برای حذف اتوماتیک تنظیم کنند!

رعایت اختصار با حذف بعضی کلمات مؤدبانه
هرچه‌قدر هم با گیرنده‌ی ایمیل صمیمی باشید، به‌خصوص اگر محتوای ایمیل‌تان کاری است، از حذف کلماتی مثل «لطفاً» پرهیز کنید.

فرستادن ایمیل با آدرس عجیب و غریب
آدرس ایمیل تأثیر زیادی در شناساندن شما به دیگران و حتی میزان اهمیتی دارد که به ایمیل‌های شما می‌دهند. بنابراین یک ایمیل با آدرس رسمی‌تر بسازید تا به پیام‌های شما بیش‌تر توجه شود.

داشتن غلط املایی
اگر ایمیل شما به‌قدر کافی مهم است که می‌خواهید گیرنده آن را با دقت بخواند، خودتان هم قبل از ارسال آن را خوب بخوانید تا بدون غلط املایی و نگارشی باشد.

فرستادن ایمیل در ساعت ۳ صبح!
البته در بعضی موارد خاص این کار شاید زیاد عجیب نباشد اما در غیر این‌صورت از آن‌جا که افراد معمولاً طبق عادت به ساعت ارسال ایمیل نگاه می‌کنند، ممکن است حسابی تعجب کنند. در بهترین حالت ممکن است تصور کنند شما به شغل‌تان اعتیاد دارید و تمام روز فقط به آن می‌پردازید. اما نگاه بدبینانه‌تری هم ممکن است وجود داشته باشد و آن این‌که تصور شود شما با این کار قصد مردم‌آزاری داشته‌اید!

استفاده‌ی بیش‌از اندازه از علائم نگارشی
برای تأکید، رساندن منظور یا خوانش بهتر متن، استفاده از علائم نگارشی می‌تواند بسیار کاربردی باشد اما اگر زیاد از این علائم استفاده کنید، مثلاً چندین علامت سؤال یا تعجب در انتهای جمله‌تان بگذارید، بیش‌تر از رساندن منظور،‌ شکل ایمیل‌ و البته ذهن گیرنده را نامنظم می‌کنید.

استفاده از فونت‌های نامأنوس
بعضی فونت‌ها ظاهر خاص و سرگرم‌کننده‌ای دارند. این فونت‌ها که معمولاً فانتزی هستند همراه با ایموجی‌ها ممکن است برای فرستادن یک ایمیل دوستانه مثلاً دعوت به مهمانی جالب باشند. اما به خاطر داشته باشید همیشه و برای هر کاربردی نمی‌توانید از این فونت‌ها استفاده کنید. اصل اول را فراموش نکنید: ایمیل شما قبل از هرچیز باید راحت خوانده شود.

فرستادن متن‌های طولانی
افراد معمولاً برای چک کردن و خواندن ایمیل وقت زیادی در نظر نمی‌گیرند. بعضی‌ها فقط نگاه گذرایی به متن می‌کنند و می‌خواهند در چند ثانیه منظور شما را بفهمند. پس اگر حرف‌های زیادی برای گفتن دارید،‌ اولاً سعی کنید آن‌ها را خلاصه کنید و سپس با بخش‌بندی محتویات پیام‌تان، کاری کنید که مفهوم آن در یک نگاه قابل‌دریافت باشد. استفاده از اینتر و یا شماره‌گذاری عنوان‌های مهم می‌تواند در این کار به کمک‌تان بیاید.

چاپ این مطلب

  ۵ توصیه ساده برای جلب مشتری
ارسال کننده: saman - ۹۵/۲/۱۴، ۰۵:۵۶ عصر - انجمن: مدیریت و کسب و کار - بدون پاسخ

وقتی پای جلب مشتری به میان می آید، روابط عمومی می تواند بهترین دوست و یا بدترین دشمن یک شرکت باشد. فراهم سازی یک بستر مناسب برای ایجاد رابطه ای مستحکم میان مشتریان و کسب و کار، در اعتماد و احترام دوجانبه ریشه دارد. مشتری عامل حیات شرکت است و به این ترتیب، از کسب و کار شما انتظار دارد از اصول خاصی پیروی کنید.
در ادامه می توانید ۵ مورد از این اصول را از نظر بگذرانید و با هدف جلب مشتریان بیشتر و تبدیل کردن آنها به حامیان برند خود از آنها بهره بگیرید.

۱- در انتشار اطلاعات ثبات قدم داشته باشید
ثبات در ارائه ی اطلاعات چیزی است که تعداد زیادی از مشتریان از یک شرکت انتظار دارند. اگر تیم روابط عمومی شما بتواند در انتشار اطلاعات مرتبط با شرکت ثبات قدم داشته باشد، در جلب توجه افکار عمومی و جلب نظر مشتریان تازه برای خرید محصول یا خدمات عرضه شده اثربخشی بیشتری خواهید داشت.

۲- محصول یا خدمات متفاوتی به مشتری عرضه کنید
به این فکر کنید که چگونه می توانید به مشتریان خود محصول یا خدماتی منحصر به فرد ارائه دهید. از خودتان بپرسید این محصول یا خدمات چه هدفی را باید تحقق ببخشد؟ شرکت ما چه چیزی برای ارائه دارد که آن را از رقبایش متمایز می کند؟
در نظر گرفتن این عوامل کمک می کند برای مشتری خود تجربه ی بهتری فراهم کنید. مشتریان به دنبال شرکت هایی هستند که خدماتی منحصر به فرد ارائه می دهند. به کپی کردن آنچه برندهای دیگر انجام می دهند دلخوش نباشید و سعی کنید چیز تازه ای ابداع کنید.

۳- از رضایت مشتریان برای تقویت وجهه ی خود بهره بگیرید
بهترین ابزار روابط عمومی که هر شرکتی می تواند از آن بهره بگیرد بازاریابی شفاهی یا دهان به دهان است. شبکه های اجتماعی برای بازار آنلاین مناسب هستند اما حرفه ای های روابط عمومی به سازمان ها کمک می کنند به بازار های «زنده» دسترسی داشته باشند.
قدردانی های ابراز شده از سوی مشتریان راه خوبی برای دسترسی پیدا کردن به این بازار است. به سراغ مشتریان راضی خود بروید؛ ممکن است تمایل داشته باشند در قالب یک تشکر کتبی از محصول شرکت تعریف کنند و یا حتی در یکی از رویداد های شرکت حضور پیدا کنند. حضور آنها در چنین محافلی با کمترین هزینه وجهه ی برند شما را به اثربخش ترین شکل ممکن تقویت خواهد کرد.

۴- مخاطب خود را بشناسید
وقتی صحبت از برقراری رابطه ای مستحکم با مشتری به میان می آید، بهره مندی از تجربه ی کافی با مخاطبان گوناگون بازار مورد نظر، نقطه ی مثبت بزرگی تلقی می شود.
متناسب سازی تلاش های بازاریابی شما برای دسترسی پیدا کردن به گروه های مختلف مشتریان به شکلی که برایشان آشناست، باعث می شود روابط شما با مشتریان تان شخصی تر به نظر بیاید. این می تواند به شکل گیری اعتماد میان شرکت و مشتریان آن بیانجامد. آشنایی، اغلب درک متقابل به همراه می آورد.

۵- محصول یا خدمات خود را قابل جستجو کنید
مقوله ی دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
و کلمات کلیدی حوزه ای است که می تواند تا حدی سرگرمتان کند.
برای اینکه کاری کنید شرکت تان را راحت تر بتوان از طریق گوگل پیدا کرد، از کلمات و عباراتی استفاده کنید که وقتی مردم به دنبال محصول تازه ای می گردند، احتمال وارد کردن شان در موتورهای جستجو زیاد است. می توانید از هشتگ های داغ شبکه های اجتماعی نیز بهره بگیرید. این کار کمک می کند برند شما در حوزه های مختلف آنلاین در معرض دید قرار بگیرد.

چاپ این مطلب