شما عضو این انجمن نبوده یا وارد نشده اید. لطفا برای مشاهده کامل انجمن و استفاده از آن وارد شوید یا ثبت نام کنید .

مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 3,596
» آخرین عضو: behzad
» موضوعات انجمن: 10,417
» ارسال‌های انجمن: 14,647

آمار کامل

کاربران آنلاین
در حال حاضر 680 کاربر آنلاین وجود دارد.
» 0 عضو | 680 مهمان
، ، ، Applebot،

آخرین موضوع‌ها
پرسودترین کالا برای صادرا...
انجمن: گفتگوی آزاد
آخرین ارسال توسط: fariba555
امروز، ۰۵:۱۳ عصر
» پاسخ: 0
» بازدید: 25
رزرو اقامتگاه: برنامه‌ریز...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۶/۲۱، ۱۲:۰۴ عصر
» پاسخ: 1
» بازدید: 752
سفر به پرطرفدارترین جزیره...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۶/۲۱، ۱۲:۰۱ عصر
» پاسخ: 1
» بازدید: 606
بهترین انتخاب برای اقامت ...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۶/۲۱، ۱۱:۵۸ صبح
» پاسخ: 1
» بازدید: 676
Yulgang W Beginner Tips: ...
انجمن: کامپیوتر و اینترنت
آخرین ارسال توسط: Kaevorlly
۰۵/۶/۱۴، ۰۶:۲۲ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 21
COD MW4 Matchmaking Guide...
انجمن: اسکریپت ها و سیستم های مدیریت محتوا
آخرین ارسال توسط: Andrew736
۰۵/۵/۲۹، ۱۲:۲۰ عصر
» پاسخ: 0
» بازدید: 8
MLB The Show 26 Conquest ...
انجمن: شبکه و سرور
آخرین ارسال توسط: Andrew736
۰۵/۵/۲۹، ۱۲:۰۰ عصر
» پاسخ: 0
» بازدید: 6
Master Monopoly Go Tourna...
انجمن: شبکه و سرور
آخرین ارسال توسط: Andrew736
۰۵/۵/۲۹، ۱۱:۴۲ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 5
U4GM Guide: How to Optimi...
انجمن: اسکریپت ها و سیستم های مدیریت محتوا
آخرین ارسال توسط: jhb66
۰۵/۵/۲۹، ۰۸:۱۵ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 10
U4GM PoE 2 Runic Ward Def...
انجمن: کد نویسی
آخرین ارسال توسط: jhb66
۰۵/۵/۲۸، ۰۸:۰۲ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 12
MLB The Show 26 Tips from...
انجمن: اسکریپت ها و سیستم های مدیریت محتوا
آخرین ارسال توسط: jhb66
۰۵/۵/۲۸، ۰۷:۴۸ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 4
U4GM Guide to Smart Monop...
انجمن: شبکه و سرور
آخرین ارسال توسط: jhb66
۰۵/۵/۲۸، ۰۷:۱۰ صبح
» پاسخ: 0
» بازدید: 5
چرا اجاره ویلا بهترین گزی...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۵/۲۷، ۱۰:۳۰ صبح
» پاسخ: 1
» بازدید: 658
اجاره ویلا در شمال؛ ترکیب...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۵/۲۷، ۱۰:۲۷ صبح
» پاسخ: 1
» بازدید: 659
اقامتی جمع‌وجور، راحت و ا...
انجمن: سفرهای داخلی
آخرین ارسال توسط: mahwamah
۰۵/۵/۲۶، ۱۲:۳۰ عصر
» پاسخ: 1
» بازدید: 561

 
  فیلم « خورشید نیمه شب » در کالیفرنیا اکران خواهد شد
ارسال کننده: fatima - ۹۷/۲/۲۰، ۰۵:۰۳ صبح - انجمن: فیلم، سریال و تئاتر - بدون پاسخ

فیلم خورشید نیمه شب به کارگردانی شبیر شیرازی و تهیه کنندگی شهاب حسینی در چهار شهر ایالت کالیفرنیا اکران خواهد شد.

[تصویر:  do.php?img=4942]


فیلم «خورشید نیمه شب» به کارگردانی و نویسندگی شبیر جوانبخش شیرازی و تهیه کنندگی شهاب حسینی ساخته شده است. این فیلم یکی از فیلم‌های مستقل سینمای ایران محسوب می‌شود. فیلم «خورشید نیمه شب» با حضور شهاب حسینی در روزهای ۱۲ می ۲۰۱۸ (۲۲ اردیبهشت) در شهر سن فرانسیسکو، ۱۴ می (۲۴ اردیبهشت) در لس آنجلس، ۱۶ می (۲۶ اردیبهشت) در سن خوزه و ۱۸ می (۲۸ اردیبهشت) در سکرمنتو اکران خواهد شد. این فیلم اقتباسی از نمایش خرس‌های واندا اثر ماتئی ویسنیک است.

فیلم «خورشید نیمه شب» نه روز از زندگی خواننده جوانی را به تصویر می‌کشد که متفاوت‌ترین روزهای عمر او به حساب می‌آیند. این فیلم با بازی آرمان درویش، سنبل اعظمی، آزاده مهدی زاده، سیدعلی سجادی، سمانه اسماعیلی، شهاب حسینی و رضا یزدانی ساخته شده است.

چاپ این مطلب

  عذرخواهی ابراهیم حاتمی‌ کیا برای تبلیغات فیلم به وقت شام
ارسال کننده: fatima - ۹۷/۲/۲۰، ۰۴:۵۷ صبح - انجمن: فیلم، سریال و تئاتر - پاسخ (2)

ابراهیم حاتمی‌ کیا، فیلم ساز ایرانی برای تبلیغات عجیب فیلم «به وقت شام» در پردیس سینمایی کوروش، از مردم عذرخواهی کرد.

[تصویر:  do.php?img=4941]

روز دوشنبه 17اردیبهشت ماه اتفاق عجیبی در پردیس سینمایی کوروش در راستای تبلیغات فیلم به وقت شام رخ داد. تبلیغات تازه‌ترین فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا با حضور بازیگر نقش داعشی به همراه یک اسب و چند شخص مسلح انجام شد. اتفاقی که موجب ترس بسیاری از حاضران شد و بازخوردها گسترده‌ای هم به دنبال خود داشت. حال ابراهیم حاتمی‌کیا در مقام کارگردان فیلم، با انتشار متنی از مردم عذرخواهی کرد. او در این متن نوشت:

بچه‌های گروه تبلیغاتی فیلم «به وقت شام»، من شاهد زحمات مومنانه و شبانه‌روزی شما در این چند ماه بودم؛ ولی این نمایش کورش در شان «به وقت شام» نبود. خستگی دو ماه سفر به شهرهای ایران بر تنم ماند. من تصورم آن بود که قرار است کسی به شکل ریش قرمز در فضای بیرونی کورش بایستد و مردم با او عکس بیاندازند. نه اسبی و نه جمعی و نه فریادی، آن هم داخل مجتمع در مخیله‌ام نبود و من بی‌خبر بودم. عزیزانِ آزرده‌خاطر در مجتمع کوروش، اعم از مردم و کسبه‌ی محترم، اگر دلی لرزید، اگر وحشتی ایجاد شد، بر ما ببخشید و حلال‌مان کنید.

چاپ این مطلب

  مصاحبه اصغر فرهادی با نشریه لوموند درباره اکران فیلم همه می دانند
ارسال کننده: fatima - ۹۷/۲/۲۰، ۰۴:۳۷ صبح - انجمن: فیلم، سریال و تئاتر - بدون پاسخ

فیلم همه می دانند (Everybody knows) جدیدترین فیلم اصغر فرهادی (Asghar Farhadi) است که به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره کن نیز انتخاب شده است. پس از انتشار تصاویر و تریلر این فیلم اسپانیایی زبان با بازی پنه لوپه کروز و خاویر باردم، یکی از سوالاتی که برای مردم مطرح شد، اکران این فیلم در ایران بود.

[تصویر:  do.php?img=4940]

به گفته فرهادی فیلم ساختن در ایران برای من در اولویت است و من دوست دارم بیشتر فیلم‌هایم را در ایران بسازم و سعی می‌کنم فیلم‌هایم را در ایران به نمایش بگذارم. سعی می‌کنم همه می‌دانند هم همین پروسه را طی کند؛ نمی‌دانم می‌توان فیلم را بدون تغییر نمایش داد یا خیر. من تلاش خودم را خواهم کرد.

فیلم همه می‌دانند به زودی در فرانسه اکران خواهد شد. این فیلم در اکران تک سکانس در ۳۷۰ سالن به فروش دویست و پنجاه هزار دلاری رسیده است.

اصغر فرهادی، کارگردان نام‌آشنای ایرانی در حاشیه برگزاری هفتاد و یکمین دوره از جشنواره فیلم کن، با نشریه فرانسوی لوموند به گفت‌وگو پرداخت.

اصغر فرهادی به واسطه‌ی سینمای منحصربه‌فرد و حضور فیلم‌هایش در جشنواره‌های بین المللی یکی از برجسته‌ترین فیلم‌سازهای ایران است. کارگردان فیلم‌های «درباره الی»، «جدایی نادر از سیمین»، «گذشته» و «فروشنده» اینبار با ساخت فیلم اسپانیایی زبان «همه می دانند» دست به همکاری با پنه لوپه کروز، خاویر باردم و ریکاردو دارین زده است. ‌اصغر فرهادی به تازگی در مصاحبه‌ای با نشریه فرانسوی لوموند درباره فیلم جدیدش و برخی موضوعات دیگر مانند دیدار با عباس کیارستمی به صحبت نشسته است.

متن مصاحبه اصغر فرهادی با خبرنگار نشریه لوموند

  • چرا دست به ساخت یک فیلم اسپانیایی زدید؟
ایده ساخت این فیلم به سیزده سال پیش و سفرم به جنوب اسپانیا برمی‌گردد. روی یکی از دیوارهای شهر تصویر یک بچه را که ناپدید شده بود دیدم. این موضوع باعث نگرانی زیاد دخترم سارینا که در آن زمان سن کمی هم داشت شد. آنجا بود که ایده ساخت این فیلم در ذهنم شکل گرفت.

  • آدم ربایی پدیده‌ای است که می‌تواند در هر کجای جهان رخ دهد، اما شما اسپانیا را انتخاب کردید و در ابتدا قصد همکاری با پدرو آلمودوار را داشتید.
می‌توانستم داستان را به جای دیگری ببرم، اما دلیلی برای این کار نداشتم؛ چرا که ایده ساخت فیلم از همان اول در اسپانیا شکل گرفت و من همانجا نگهش داشتم.

  • می‌توان گفت برای ساخت «همه می‌دانند» به عباس کیارستمی که «کپی برابر اصل» را در ایتالیا و «مثل یک عاشق» را در ژاپن ساخت فکر کردید؟
این اتفاق تصادفی بود و پیش‌بینی نشده بود. البته با عباس در یک مهمانی همدیگر را دیدیم؛ زمانی که فیلمبرداری فیلمش را در ژاپن به پایان رسانده بود و من سه سال برای ساخت «گذشته» در فرانسه بودم. عباس پیشنهاد کرد فیلمی با یک شرایط خاص بسازیم. پیشنهادش این بود که هر کدام‌مان دو فیلم جدا بسازیم؛ من روی زمین فیلمم را بسازم و او روی دریا و در این میان هیچ خبری از پیشرفت کارمان به هم ندهیم تا ببینیم چه نتیجه‌ای به دست می‌آید. این پیشنهاد کیارستمی در آن شب بود و هر دوی ما اشتیاق زیادی برای ساختن این فیلم در وطنمان، ایران داشتیم.

  • سال ۲۰۱۱ گفتید آرزویتان ساخت فیلمی است که مردم پیش از دیدنش هیچ اطلاعاتی راجع به آن نداشته باشند؛ حتی از ملیت شخصیت‌ها هم بی‌خبر باشند.
دوست دارم پیش از پایان یک پروژه هیچ اطلاعاتی درباره آن وجود نداشته باشد.

  • کار شما به عنوان یک کارگردان این است که تا جایی که ممکن است فیلمی نزدیک به واقعیت بسازید و بیننده نباید قضاوت کند.
همیشه دوست دارم به موقعیتی برسم که امکانات زیادی در آن وجود داشته باشد و این موقعیت و امکانات به مخاطب اجازه بدهند تا یکی از آن‌ها را برای خودش انتخاب کند و در عین حال با شخصیت‌ها هم احساس همدلی بکند.

  • محدودیتی که هیچ وقت جانب کسی را نمی‌گیرد.
محدود بودن اندیشه القایی باعث می‌شود مخاطب به یکی از شاهدان ماجرا تبدیل شود و نسبت به شخصیت‌ها مزیتی نداشته باشد. من با این مسئله بازی می‌کنم؛ این مسئله که تماشاگر بدون درنظر گرفتن ذهنیات و خلقیات شخصی‌اش خودش را در جایگاه شخصیت بگذارد.

  • در فیلم‌های شما مردان بیشتر درک می‌شوند و البته گاهی هم نادیده گرفته می‌شوند، اما این زنان هستند که همیشه در یک سمت ماجرا قرار می‌گیرند. این موضوع چه معنایی دارد؟
فکر می‌کنم زنان مرموزتر هستند، از نظر شخصیتی غنی‌ترند و ظرفیت دراماتیک خوبی هم دارند. من حتی نمی‌توانم تصورش را هم بکنم که به جای شخصیت «الی» یک شخصیت مرد با نام «الو» ناپدید شده و ما در فیلم دنبال یک مرد می‌گردیم (اشاره به فیلم درباره الی). شاید دلیلش این باشد که خودم مرد هستم.

  • اینکه دیگران را به سمت قضاوت بکشانید، یک ایده دراماتیک و نمایشی است یا سیاسی؟
فکر می‌کنم اگر یک فیلمساز سوییسی بودم باز هم به همین سبک کار می‌کردم. من از فرهنگی می‌آیم که همه زبانش را از شاعری به نام فردوسی وام گرفته است. در یکی از داستان‌های حماسی او در قرن دهم میلادی دو قهرمان با هم مبارزه می‌کنند. وقتی فردوسی آن‌ها را توصیف می‌کند، هیچکدام را بیش از دیگری تحسین نمی‌کند. هردوی آن‌ها با تمام پیچیدگی‌هایشان تصویر می‌شوند. شاید نگاه من در چنین چیزهایی ریشه داشته باشد.
  • برای متقاعد کردن ریکاردو دارین که خود تجربه بازی در فیلم «صحنه‌هایی از یک ازدواج» برگمان را داشت، به او گفتید که فیلم «صحنه‌هایی از یک ازدواج» طعم سینما را به شما چشاند؟
در هر سنی یک فیلم روی شما تاثیر می‌گذارد. من وقتی خیلی کم سن بودم از چارلی چاپلین تاثیر زیادی گرفتم. در چهارده‌سالگی دسیکا را کشف کردم. برای درک روابط انسانی پیچیده فیلم‌های برگمان به زمان بیشتری نیاز داشتم، اما «داستان توکیو» ساخته‌ی اوزو و «ساعت ساز سن پل» ساخته‌ی تاورنیه و «ترز» ساخته آلن کاوالیه هم بودند.
  • شما به عنوان یک کارگردان که شخصیت پیچیده‌ای هم دارید، ریشه در این فیلم‌ها دارید؟
من بیشتر در درون خود سیر می‌کنم تا اینکه به بیرونم فکر کنم. فکر می‌کنم این موضوع را باید دوستانم درک کنند.
  • همه می‌دانند در ایران چگونه درک می‌شود؟
اینکه فیلم برای جشنواره کن انتخاب شده، توجه عموم مردم را جلب کرده و اگر اقلیتی باشند که از نظر آنها باید با افرادی مانند من مبارزه کرد، پس اهمیتی ندارد که فیلم در ایران یا اسپانیا فیلم‌برداری شده باشد. البته حالا همه منتظر دیدن فیلم هستند.

  • آیا به عنوان یک ایرانی که در کن انتخاب شده مسئولیتی احساس می‌کنید؟
مسئولیت من این است که کار خودم را که فیلم‌سازی است به بهترین روش ممکن انجام دهم.

  • پاسخ دیپلماتیکی بود.
نه، خیلی ساده است. این طرز فکر وجود دارد که چون مردم زیادی فیلم‌های مرا می‌بینند، مسئولیت من سنگین و سنگین‌تر است؛ اما من به این موضوع به عنوان یک مسئله غنی‌تر از این‌ها نگاه می‌کنم؛ اینکه هر فیلمی که بسازم منجر به توجه و اشتیاق مردم می‌شود و حتی مردمی که فیلم را دوست ندارند هم با این مسئله درگیر می‌شوند و این برای من موفقیت است.

چاپ این مطلب

  نقد فیلم هنرمند فاجعه - The Disaster Artist
ارسال کننده: fatima - ۹۷/۲/۲۰، ۰۴:۰۹ صبح - انجمن: فیلم، سریال و تئاتر - بدون پاسخ

هنرمند فاجعه ساخته جیمز فرانکو، با بازی خود او و برادرش دِیو، بیوگرافی عذاب‌آور و نه چندان خنده‌داری از دیوانگی‌های تامی وایزوی مشهور دنیای هالیوود است. هنرمند فاجعه با عنوان اصلی The Disaster Artists ساخته سال ۲۰۱۷ و به کارگردانی جیمز فرانکو، داستانی واقعی از زندگی تامی وایزو، چهره غریب و منفور هالیوودی است که بسیاری او را با فیلم فاجعه بارش یعنی اتاق (The Room 2003) می‌شناسد. 

[تصویر:  do.php?img=4937]

فیلم‌نامه بر اساس کتابی با همین نام، نوشته یارِ غار تامی وایزوی واقعی یعنی گرگ سسترو و تام بیسل است و ماجرای واقعی ساخت فیلم اتاق را روایت می‌کند که بعدها بدترین فیلم تاریخ سینما لقب گرفت. جیمز فرانکو هم در این فیلم به برهه خاصی از زندگی تامی می‌پردازد: نحوه آشنایی تامی با گرگ (با بازی دیو فرانکو)، نقل مکان آن‌ها به لس‌آنجلس و فراز و نشیب ساخت فیلم اتاق. جیمز علاوه بر کارگردانی فیلم، نقش تامی را نیز به عهده دارد و برای نقش مکمل، برادرش را در کنار خود نشانده است. علاوه بر این‌ها از بسیاری چهره‌های آشنا و هم‌بازی‌های دیگرش مانند سث روگن نیز بهره گرفته است. همه چیز نویدبخش یک کمدی-درام با پتانسیل خنده‌های انفجاری است. اما آیا این اتفاق در هنرمند فاجعه رخ می‌دهد؟

فیلم «هنرمند فاجعه» در حقیقت مموآری از به حقیقت پیوستن یک رویای دونفره است. تامی وایزو (جیمز فرانکو)، یک آس و پاس پولدار که معلوم نیست دارایی‌اش را از کجا آورده، چند ساله است یا اهل کجا است، به طور اتفاقی در کلاس بازیگری با گرگ سسترو (دیو فرانکو) آشنا می‌شود. گرگ که آدمی خجالتی و بی‌دست‌وپا است، مجذوب حرکات دیوانه‌وار تامی و انرژی او می‌شود و دوستی عمیقی بین‌شان شکل می‌گیرد. این دو به دعوت تامی، برای به حقیقت پیوستن رویای‌شان، دست خالی، عازم لس آنجلس می‌شوند تا بخت خود را در سینما امتحان کنند، اما پس از ماندن پشت درهای بسته، تصمیم می‌گیرند فیلم خودشان را بسازند. به این ترتیب، بدترین فیلم تاریخ سینمای هالیوود، شکل می‌گیرد.

[تصویر:  do.php?img=4938]

فیلم در ۱۰۴ دقیقه خود، در تلاش است که به هسته ماجرا، چه از لحاظ داستانی و بطنی، چه از لحاظ بصری و شباهت اعضای فیلم به افراد واقعی، نزدیک بماند و انصافا هم در این کار بسیار موفق عمل می‌کند و دلیل عدم دلپذیری آن نیز همین است. به عبارتی می‌توان گفت که فرانکو و گروهش آن‌قدر سعی کرده‌اند که به تامی وایزو و دنیایش نزدیک شوند، که در نهایت تلاششان جواب داده و حسابی قالب ماجرای اصلی درآمده‌اند. آیا این موضوع ارزشمند و لایق تقدیر است؟ صدالبته! اما آیا لزوماً تجربه‌ای دوست‌داشتنی نیز خواهد بود؟ متأسفانه خیر! فیلم «هنرمند فاجعه» از تمام قوایش استفاده می‌کند تا مانند فیلم اصلی تامی وایزو یعنی اتاق، خلاف تصور و معجونی غیرقابل‌تحمل باشد. تمام مدتی که در حال تماشای فیلم بودم، منتظر بودم وجه خنده‌دار فیلم رو شود و من حسابی به شخصیت غریب و دست‌نیافتنی تامی وایزو بخندم که متأسفانه این اتفاق نیفتاد. تمام مدت فیلم، حس شرمندگی رفتارهای تامی با من همراه بود؛ چه زمانی که وسط رستوران بلند دیالوگ خوانی می‌کرد، چه زمانی که متن‌های فاقد ارزش ادبی برای فیلمش می‌نوشت و چه زمانی که گیج و منگ دور خودش می‌چرخید. تمام مدت آمیزه‌ای از خشم و حیرت بودم، خشم از تحمل هم‌چین کاراکتری که سر سوزنی نمی‌توانستم به حالش دلسوزی کنم و حیرت از بازی فرانکو که تا این حد زیر پوست نقشش خزیده بود که با اینکه فیلم اتاق را ندیده بودم، مطمئن بودم با حداقل تمایز از تامی وایزوی واقعی در حال نقش‌آفرینی است.

فرانکو هوش بسیاری در ساخت فیلمش به خرج داده است. بسیار شبیه به همان حربه‌هایی که شخص تامی وایزو برای فیلم اتاق استفاده کرده است. در دنیای واقعی، تامی وایزو با خرج بسیار، فیلم اتاق را چندین هفته متوالی روی پرده‌ها نگه داشت تا بتواند راه فیلمش را به اسکار باز کند و مخاطبان بیشتری جذب کند. در فیلم «هنرمند فاجعه» اما فرانکو با استفاده از لیست بلند بالایی از بازیگرانی که ید طولایی در مقوله طنز دارند، این توهم را برای مخاطب به وجود آورد که با بیوگرافی کمدی محصول مشترک فرانکو-روگن سر و کار دارد. فیلم مصاحبه را به یاد دارید؟ با وجود موضوع و پرداخت سخیفش، هیچ‌وقت نتوانستم منکر صحنه‌های بینهایت خنده‌دارش شوم و دقایقی را به یاد می‌آورم که فیلم را متوقف کرده بودم تا خنده‌ام بند بیاید. اما هیچ چیز این فیلم، به خنده‌داری فیلم مصاحبه نیست. حتی به دیگر فیلم‌های طنزی که این دو نفر با هم کار کرده‌اند نیز نزدیک نمی‌شود (Sausage Party یا This is the End) و دلیل آن هم پیش از همه چیز واقعی بودن فیلم است. فیلم «هنرمند فاجعه» بر اساس زندگی یک انسان واقعی ساخته‌شده است و اگر سازنده بخواهد به واقعیت وفادار بماند دست و پایش تا حدی بسته خواهد شد. فرانکو، زندگی تامی وایزو را با حداقل تغییر بازسازی کرده است و همین دامنه طنز و خلاقیت و حتی بازی او را محدود می‌کند. پس ناگریز خواهد بود که به جای شیرجه زدن در دل یک کمدی اشک‌آور، به ورق زدن زندگی آدمی عجیب نشسته باشیم که درنهایت هم نخواهیم فهمید دلیل همه رفتارهای او چه خواهد بود. به همین دلیل است که با وجود نام بازیگرانی چون سث روگن، زک افرون و حتی برایان کرنستون، فیلم «هنرمند فاجعه» در نهایت چنگی به دل نخواهد زد.

جیمز فرانکو در نقش تامی وایزو بی‌نظیر عمل می‌کند. بی‌نظیر و عذاب‌آور. آن‌قدر که تحمل ۲۰ دقیقه انتهایی که قرار بود شاهد آبروبری حسابی باشم، به کندی برایم می‌گذشت. بله فرانکو فوق‌العاده بازی می‌کند و نمایش یک سری از صحنه‌های واقعی و در کنار آن‌ها صحنه‌های بازسازی‌شده، شاهد این مدعا است. همین نقش نامزدی‌های بسیار و جایزه گلدن گلوب برای بهترین نقش کمدی را برای او به ارمغان آورد. فرانکو به جز در یک سری جزئیات ظاهری، با تامی وایزو مو نمی‌زند. با تعهد به تامی وایزوی واقعی، سرتا پا مشکی می‌پوشد، یک عالم زنجیر به کمرش وصل می‌کند و موهایش را مثل خواننده‌های بلک متال، سیاه و بلند نگه داشته تا آن کاریزمای نه چندان دل‌چسب وایزو را به خوبی از آب دربیاورد. حرکاتش، آن منگی تمام نشدنیش، لهجه و گرامر نامعینش، همه و همه قالب تامی وایزو است. اما سؤال اینجا است که آیا این بازسازی تمام و کمال و بدون ذره‌ای دخالت لازم است؟ نمی‌توان با قاطعیت گفت نه. به هر حال اتاق تبدیل به فیلمی کالت شده و از جنبه‌هایی بسیار مشهور است. حتی داستان نحوه شکل‌گیری آن هم تا حدی منحصربه‌فرد است، اما آن‌قدر قصه مایه‌داری برای نمایش بر روی پرده نقره‌ای نیست. فیلم‌نامه تنش و پیچش‌های بیشتری احتیاج دارد، اما از آن‌ها خالی است. فرانکو می‌توانست تا حد قابل قبولی به داستان وفادار بماند، اما فیلم را از جایی به بعد با هوش طنز خود، چند پله ارتقا ببخشد. فیلم‌هایی مثل شبکه اجتماعی، استیو جابز و من تانیا هستم نیز همه براساس واقعیت شکل‌گرفته‌اند اما همه آن‌ها از ذره‌ای تخیل لازم بهره برده‌اند تا بیشتر به مخاطب خود نزدیک شوند. در این فیلم نیز آنچه صحنه‌ها (و نه شخصیت‌ها) لازم داشته‌اند، طنز است. آنچه ما در سکانس‌های آخر، هنگام نمایش اتاق برای اولین بار می‌بینیم، اما هنگام ساخت آن، آن را مشاهده نکرده‌ایم. اینجا است که مخاطب فیلم «هنرمند فاجعه»، از مخاطبان اتاق ساخته وایزو عقب می‌ماند. شادی و خنده‌ای که از دیدن اتاق نصیب تماشاگر شده، پس از مشاهده فیلم «هنرمند فاجعه» نصیبش نمی‌شود.

[تصویر:  do.php?img=4939]

در کنار همه این ضعف‌ها، برای کسانی که به هر دلیلی پای فیلم «هنرمند فاجعه» نشسته‌اند یا در آینده می‌نشینند، نقطه درخشانی وجود دارد. گذشته از صحنه‌های شرم‌آور و رفتارهای غریب تامی به خصوص در مکان‌های عمومی، دیو فرانکو همچون فانوسی است که یک نفره، بخشی از این دریای متلاطم را روشن نگه می‌دارد. فرانکوی کوچک بی‌نظیر عمل می‌کند و در برخی صحنه‌ها من را مجبور کرد که عنوان کنم حتی گرگ سستروی واقعی هم نمی‌توانست به این خوبی حق مطلب را ادا کند. او در بین خنده‌های عصبی‌اش که نشان آشفتگی و شرمندگی است، رو چرخاندن‌هایش وقتی در موقعیت‌های ناجور گیر می‌افتد، جویده‌جویده حرف زدن‌هایش، در همه این جزییات درخشان و ظریف ظاهر می‌شود و خود را از بازیگری دسته چندم که معمولاً در فیلم‌های سرگرم‌کننده و تجاری ظاهر می‌شود، تا حد یک ستاره بالا می‌کشد. دیدن فیلم «هنرمند فاجعه» برای من هرچه که نداشت، دیدن بازی سرحال و غیر کلیشه‌ای دیو فرانکو را به همراه داشت و روی هرگونه پیش‌داوری مبنی بر انتخاب او بر اساس روابط خانوادگی توسط برادرش جیمز را خط کشید.

گریم، طراحی صحنه و لباس و بازسازی مکان‌ها نیز به طرز وسواس گونه و تحسین‌برانگیزی انجام‌شده‌اند. حس تعهد اعضای فیلم به حفظ وقایع از لابه‌لای جملات بازیگران، رفتارهای اغراق‌شده تامی و حال و هوای زمانی به خوبی منتقل می‌شود. فرانکو ریسک نکرده و برای آن عده‌ای که شکاک عمل می‌کنند، در انتهای فیلمش صحنه‌هایی را برای نمونه جدا کرده است. رنگ لباس‌ها، چیدمان دکورها و حتی آهنگ بیان دیالوگ‌ها، به خصوص توسط تامی وایزو نشان می‌دهد که تا چه حد فیلم «هنرمند فاجعه» دقیق و موشکافانه ساخته‌شده و از این نظر باید به فرانکو و تیمش آفرین گفت. انتخاب موسیقی نیز به جا و بر پایه نوستالژی اواخر دهه ۹۰ و اوایل قرن ۲۱ است: موسیقی الکترونیک و دیسکو که بسیار محبوب و عام‌پسند بود. ای‌کاش همه این دقت و ظریف نگری، با فیلم‌نامه‌ای خلاقانه‌تر همراه می‌شد تا با کدری و نچسب بودنش، بر زحمات بسیار و بازی‌های درخشانش سایه نمی‌انداخت.
فیلم «هنرمند فاجعه» دقیقاً از همان نقطه‌ای ضربه می‌خورد که فیلم اتاق وایزو پیش از آن صدمه دیده است. صحنه‌ای در فیلم داریم که در آن تامی وایزو می‌خواهد ابزار فیلم‌برداری را تهیه کند. فروشنده می‌پرسد: ۳۵ میلی‌متر یا اچ دی؟ و وایزو به دلیل هیجان آفرینش اثر جواب می‌دهد: هر دو! وایزو همه چیز را با هم می‌خواهد. همزمان کارگردان، نقش اول، نویسنده فیلم‌نامه و تهیه‌کننده است. بهترین تیم را کرایه می‌کند و مشغول ساخت فیلم می‌شود. اما آنچه می‌خواهد از آب درنمی‌آید. فرانکو هم کارگردان و نقش اول است، هم طنز را می‌خواهد، هم اصرار به وفاداری به واقعیت دارد، تیمی قوی هم جمع‌آوری کرده، اما فیلم «هنرمند فاجعه» آن‌طور که باید از آب درنمی‌آید. بیشتر شبیه یک پشت صحنه از فیلم اتاق است که در بهترین حالت برای علاقه‌مندان پیگیر یا اهالی سینما ساخته شده است و آن‌طور که باید جای خود را در بین بیوگرافی‌های قوی و به‌یادماندنی باز نمی‌کند.

فیلم «هنرمند فاجعه» تلاشی برای نشان دادن تعهد اعضای آن در طرح واقعیت است؛ واقعیتی از نحوه شکل‌گیری یکی از مشهورترین و بدترین فیلم‌های تاریخ سینما. فرانکو و تیمش با وجود ریزبینی و تحقیق بسیار و واضح در ساخت فیلم، از به تصویرکشیدن استثنایی بودن آدم‌های قصه ناتوان مانده‌اند. هرچه تلاش و کشمکش برای شناسایی تامی وایزو بیشتر می‌شود، مخاطب بیشتر از او دورتر و شخصیت او غیرقابل درک‌تر می‌شود و در نهایت همچنان آن موجود غریب و دوست‌نداشتنی هالیوودی، در حد همان شایعات زرد، باقی می‌ماند. با وجود بازی درخشان و ظریف جیمز فرانکو، همراهی و همدلی صادقانه و دوست‌داشتنی دیو فرانکو به عنوان دوست صمیمی وایزو، لیست بلندبالای بازیگران و تعریف و تمجیدهای تامی وایزوی واقعی از انتخاب‌ها و پرداخت، فیلم «هنرمند فاجعه» به همان مشکل فیلم اتاق دچار می‌شود: غریب و نامانوس از آب درآمدن داستان و شخصیت اصلی آن، حتی با در اختیار داشتن بهترین تیم ممکن در هالیوود.

چاپ این مطلب

  نقد فیلم متخاصمان - The Hostiles
ارسال کننده: fatima - ۹۷/۲/۲۰، ۰۳:۵۱ صبح - انجمن: فیلم، سریال و تئاتر - بدون پاسخ

فیلم «متخاصمان»  The Hostiles ، ساخته‌ی اسکات کوپر با بازی کریستین بیل، نگاهی خوشبینانه در باب نژاد پرستی است. 

[تصویر:  do.php?img=4934]

سال‌های زیادی است که از درگیری آمریکایی‌ها با سرخ پوستان می‌گذرد. اختلاف فرهنگ زیاد و اصرار بر حفظ این سنت و رسومات از سوی سرخ‌پوستان و تملک بخشی از خطه‌ی آمریکا همواره بهانه‌‌های جنگ و خونریزی را به دست این دو طیف داده است. در مدیوم سینما سعی شده بود که به بهانه‌های مختلف، این نزاع تاریخی هر چند سال یک بارتوسط فیلمی روایت شود. شاید دردناک‌ترین حادثه‌ی تاریخی به سال ۱۸۹۰ برمی‌گردد که به قتل عام «زانوی زخمی» یا «وانددنی» مشهور است. در طی این قتل عام ۲۰۰ تن از قبیله‌ی ۳۵۰ نفری لاکوتا در کمتر از یک ساعت کشته شدند. 

فیلمی با عنوان Bury My Heart at Wounded Knee «قلبم را در وانددنی دفن کن» شاخص‌ترین فیلمی است که به روایت این فاجعه‌ی هولناک می‌پردازد. نمونه‌ی مهم دیگر ارجاع، فیلم The Shining «شاینینگ» ساخته‌ی استنلی کوبریک است که هتل واقع در فیلم بر قبرستان سرخ پوستان ساخته شده است. در فیلم The Revenant ساخته‌ی ایناریتو هم شاهد به تصویر کشیدن جنگ‌هایی علیه سرخ پوستان بودیم. تصمیم‌هایی که مبنی بر متمدن کردن بومیان آمریکا گرفته شد درگیری‌ها را رفته رفته شدیدتر کرد تا اینکه نهایتا در سال ۱۹۲۴ دولت آمریکا حق شهروندی سرخ پوستان را پذیرفت.

اسکات کوپر در فیلم ‌The Hostiles «متخاصمان» به روایت قصه‌ای در سال ۱۹۸۲ می‌پردازد و سعی دارد با نگاهی بی‌طرفانه و خیرخواهانه به پرداخت مسئله‌ی نژاد پرستی و خشونت حاصل از آن در بستر ژانر وسترن بپردازد. در خلاصه‌ی فیلم آمده است که کاپیتان جوزف بلاکر (کریستین بیل) مامور شده است تا رئیس قبیله‌ی شاهین زرد به نام یلو هاوک (وس استودی) را به همراه خانواده‌اش تا خانه‌شان یعنی در مانتانا، اسکورت کند. فیلم در دل این سفر به جریان می‌افتد تا نگاه خوشبینانه‌ی خود را رفته رفته کامل کند.

[تصویر:  do.php?img=4935]

فیلم با یک سکانس خشن و زننده که یادآور خشونت صریح و بی‌پرده‌ی فیلم‌های قدیمی وسترن است آغاز می‌شود. کوپر سعی می‌کند در همان ابتدا میزان خصمانه بودن سرخ پوستان را آشکارا به نمایش بگذارد. تقطیع پی‌درپی پلان‌ها، نمایش چند باره‌ی پلان اره کردن چوب و حرکت در عمق صحنه‌ی ابتدایی فیلم، همه از پیشایند خطری برای این خانه (که در دکوپاژ و طراحی صحنه‌اش به یاد خانه‌ی فیلم جویندگان اثر جان فورد هم افتادم) خبر می‌دهد. روزالی کواید (رزمند پایک) در فصل ابتدایی سه فرزند و شوهرش را از دست می‌دهد تا عنوان بندی فیلم نقش ببندد. به راستی متخاصمان چه کسانی هستند؟ آیا کوپر فیلمی یک جانبه ساخته تا در آن به سرخ پوستان حمله کند؟

بلافاصله پس از عنوان بندی، فیلمساز محاسبات ما را به هم ‌می‌ریزد و با نمایش شکنجه‌ی عده‌ای سرخ پوست لبه‌ی دیگر فیلم را هم رو می‌کند. در واقع فیلمساز از همان ابتدا نسبتش را با فیلم تعیین می‌کند و خشونت هر دو طرف را نشان می‌دهد ( هرچند که در نمایش خشونت سرخ پوستان بی پرده‌تر عمل می‌کند!). همانطور که در پوستر فیلم هم عنوان شده است که ما همگی متخاصمیم.
کریستین بیل به خوبی نقش یک کاپیتان افسرده را به گونه‌ای به نمایش می‌گذارد که در عین قاتل بودنش لحظاتی با او همذات پنداری می‌کنیم. گویی بار دیگر شاهد آن هستیم که کوپر همچون فیلم قبلی‌اش یعنی Crazy Heart که در آن به خوبی شخصیت جف بریجز را پرداخته بود تا او بتواند بازی خوبی را از خودش به نمایش بگذارد، این بار نیز چنین بستری را برای کریستین بیل فراهم کرده است. کاپیتانی که از زبان دیگران، جنگجویی گذشته‌اش و آمار سرخ پوستانی را که تا به حال کشته است می‌شنویم. کشتن کار او است و به عنوان یک ارتشی خود را مقید می‌داند تا انتقام بسیاری از خانواده‌های آمریکایی را از سرخ پوستان بگیرد. حال پس از سال‌ها قتل و درگیری گویی بُعد عاطفی و احساسی او بسیار کم مایه‌ شده است. کوپر ما را با شخصیتی پیچیده همراه می‌کند که از طرفی به خاطر حرف‌های دیگران ممکن است او را قضاوت کنیم و از طرف دیگر ممکن است چاره‌ای جز انجام وظیفه‌اش برای او نداشته باشیم.
کاپیتانی که به محض شنیدن این خبر از مافوقش که باید یلو هاوک و خانواده‌اش را تا مانتانا اسکورت کند به جوش می‌آید. اما از سوی مقابل خطر لغو دستور و محاکمه‌اش باز هم گریزی مقابلش نمی‌گذارد. فیلمساز به خوبی پلان‌هایی بی‌صدا از ناله کردن بلاکر به ما نشان می‌دهد تا هم غرورش حفظ شود و هم ناگزیر بودنش به اجرای دستور و عدم استعفا را ببینیم. آن وقت معنای این دیالوگ را درک می‌کنیم که وقتی شغل این کاپیتان کشتن است به چه معنا است. از زمانی که این سفر آغاز می‌شود نخستین جرقه‌های تنش میان بلاکر و هاوک نوید بخش میانه‌ای جذاب و پر التهاب بود اما صد افسوس که فیلمساز این سرنخ را دنبال نمی‌کند.

در واقع مهمترین ایراد فیلم در فیلمنامه‌اش عدم پرداخت شخصیت‌های سرخ پوست است. گویی حضور آنها بیشتر در خدمت محتوای فیلم است نه فرم آن. شاید حذف هرکدام از آنها لطمه‌ای به ساختار فیلم نزند. در طول مسیر وقتی بلاکر بقایای خانه‌ی سوخته‌ی ابتدای فیلم را می‌بیند حس مسئولیت پذیری‌اش به خوبی نمایان می‌شود. اضافه شدن شخصیت روزالی به عنوان شخصیتی تغییر دهنده ایده‌ی خوبی به حساب می‌آید اما در همین حدِ ترحم برانگیز باقی می‌ماند. آن چیزی که به شخصیت بها می‌دهد اقدام‌هایی است که انجام می‌دهد و در مورد این زن این نکته کمتر به چشم می‌خورد. هرچند وجود او از عناصر مهم تغییر شخصیت بلاکر است چرا که دقیقا المانی است که در زندگی بلاکر وجود ندارد: وجود یک زن و بار عاطفی آن. شاید بیراه نباشد که بگوییم تکرار مداوم پلان‌های شبانه از استقرار این گروه چیزی را به فیلم اضافه نمی‌کند و فیلم از ریتم می‌افتد. جز یک درگیری با قبیله‌ی آپاچی‌ها در طول مسیر، اتفاق ویژه‌ای در یک ساعت اول فیلم نمی‌بینیم. البته این نکته را هم متوجه هستیم که کوپر سعی دارد در عین نمایش یک وسترن حادثه‌ خیز، فیلمش را درونی جلوه دهد. بدین معنا که سعی می‌کند به درون شخصیت اصلی‌اش نفوذ کند و مخاطب را هرچه بیشتر از درونیات آدم‌های فیلم مطلع سازد. گرد هم آمدن سه نژاد سفید، سیاه و سرخ دور آتش و کمک کردن به هم برای مقابله با آپاچی‌ها نیت اصلی فیلم را روشن می‌کند. اما شاید بیراه نباشد که بگوییم صریح بودن این قضیه در فیلم ممکن است توی ذوق مخاطب بزند و حس شعارزدگی به او دست بدهد.

[تصویر:  do.php?img=4936]

اتفاق دیگری که میانه‌ی فیلم را پر می‌کند هنگامی است که بلاکر و گروهش در یک پاسگاه مرزی توقف می‌کنند. بلاکر می‌پذیرد تا یک سرباز مجرم به نام فیلیپ ویلز (بن فوستر) را با خود منتقل کند. ویلز قبلا در جنگ‌های زیادی به سرپرستی بلاکر علیه سرخ پوستان جنگیده است و این بهانه‌ای است تا وجه درونی بلاکر در تقابل با او باز هم به چالش کشیده شود. ویلز مدام از افتخارات گذشته و همچنین از جنایات سرخ پوستان سخن می‌گوید اما از اینکه می‌بیند بلاکر چنین ماموریتی را پذیرفته متحیر است. گذشته، از دیگر مولفه‌های محتوای فیلم است. تاکید بر آن مدام در دل دیالوگ‌ها دیده می‌شود. گذشته بلاکر و هاوک خاکستری است. بدین معنا که فیلمساز سعی می‌کند به هر دو طرف حق بدهد. اما نگاه فیلم جلوتر است و عبور از گذشته را به عنوان راه‌حل پیش می‌کشد. ویلز هم به نوعی حضورش در فیلم برای همین تقابل است اما بلاکر دایره‌ی تغییراتش وسیع‌تر شده و دیگر حاضر نیست تحت تاثیر حرف‌های او قرار گیرد. شخصیت ویلز به اندازه‌ای که در فیلم کارکرد داشته باشد استفاده شده و خیلی زود هم حذف می‌شود تا به فصل نهایی برسیم.
جایی که گروه در عین تلفات زیادش به خانه‌ی هاوکی‌ای می‌رسند که مرگ به سراغش آمده است. در فصل پایانی اقدام‌هایی که بلاکر می‌کند از جنس دیگر است. نیت او دیگر فراتر از یک خصومت است. او این‌بار برای یک نگاه و تفکر خون می‌ریزد. پذیرش نژاد‌های دیگر در عین فراموشی اتفاقات گذشته. هاوکی که استعاره از خشونت از بین رفته بلاکر است در زمین دفن می‌شود تا فصل تازه‌ای پیش روی بلاکر قرار گیرد. در کارگردانیِ این سکانس هم کوپر در صحنه‌ای که بلاکر چاقو را در گردن یکی از سفید پوستان فرو می‌کند دوربینش را در پشت شخصیت قرار داده تا دیگر خبری از خشونت عریان ابتدای فیلم نباشد و ذهن مخاطب درگیر چیز دیگری شود.

کوپر سعی دارد در عین نمایش یک وسترن حادثه‌ خیز، فیلمش را درونی جلوه دهد

در مسیر نور‌پردازی‌های فیلم هم شاهد این نکات هستیم. بلاکر و افرادش مدام در تاریکی قرار دارند و گویی گذشته‌ای تلخ و پر از خونریزی بر چهره‌ی آنها سایه انداخته است. اما در فصل پایانی استفاده از نور خورشید و روشنایی جلوه دهنده‌ی آن بیانگر نگاهی رو به جلو و تغییر یافته برای بلاکر است. همچنین این سبک نورپردازی به فضای تلخ و افسرده‌ی فیلم هم کمک شایانی کرده است که کوپر سعی داشته در سراسر فیلمش این فضا سازی را حفظ کند.
حال در پایان وقتی با کاپیتانی تغییر یافته روبرو هستیم، قطار نمادی می‌شود تا سفری تازه را پیش پایش بگذارد. قطاری که روزالی و یک دختر سرخ پوست را به همراه دارد و تنها جای خالی بلاکر احساس می‌شود. فیلم برای نمایش این لحظه به مخاطبش رو دست می‌زند تا بر اثرگذاری همراهی بلاکر با آن قطار بیفزاید.

در پایان مطلبم را با این جمله‌ی ابتدای فیلم به پایان می‌رسانم. روح یک انسان آمریکایی به طور ذاتی سرسخت، منزوی، بردبار و قاتل است. تا به حال ذوب نشده است. وقتی این جمله را در ابتدای فیلم می‌بینیم خود به خود این انتظار به وجود می‌آید که تک تک صفات استفاده شده را در دل این جنگجویان ببینیم. اگر ابعاد شخصیتی جوزف بلاکر را دقیق بررسی کنیم در می‌یابیم که او واقعا هم سرسخت است هم منزوی، هم بردبار و هم یک قاتل. امیدواریم از تماشای فیلم لذت ببرید.
 

چاپ این مطلب

  بیوگرافی ناصر چشم آذر
ارسال کننده: fatima - ۹۷/۲/۲۰، ۰۳:۲۲ صبح - انجمن: بازیگران، خوانندگان و شخصیت ها - بدون پاسخ

ناصر چشم آذر در دهمین روز دی‌ماه ۱۳۲۹ در اردبیل متولد شد. پدر او اسماعیل چشم آذر، موسیقیدان و نوازنده تار ایرانی بود. بنابر گفته‌های خود مرحوم چشم آذر در برنامه خندوانه، برای اولین بار در سن ۱۳ سالگی پس از فوت عمویش، به‌خاطر حس و حالی خاص، به سمت موسیقی جذب شد. او در سایه‌ی آموزش‌های پدرش مراحل ابتدایی موسیقی را فرا گرفت و در همان دوران ساز آکاردئون را انتخاب کرد. 

[تصویر:  do.php?img=4932]

او در ۱۳ سالگی اولین جایزه‌اش را برای نواختن آکاردئون در مقطع دبیرستان کسب کرد. در ۱۷ سالگی هم مسئولیت رهبری کنسرتی در سفارت ایران در کشور عراق را برعهده گرفت. او همچنین در سن ۲۰ سالگی برای فراگرفتن موسیقی «جاز» به آمریکا سفر کرد و در سال ۱۳۵۷ هم به مدت پنج‌سال برای شرکت در دوره‌های موسیقی جاز و موسیقی فیلم به کشور آمریکا سفر دیگری داشت. مرحوم ناصر چشم آذر یکی پیشگامان سازهای الکترونیکی در ایران محسوب می‌شود. یکی از معروف‌ترین کارهای آن مرحوم، آلبوم «باران عشق» محسوب می‌شود.

او پس از شرکت در دوره‌های تکمیلی موسیقی به ایران بازگشت و از سال ۱۳۶۳ به صورت رسمی کار خود را در موسیقی فیلم، با فیلم «تاراج» آغاز کرد. اما شاید معروف‌ترین و شاخص‌ترین کار او در زمینه موسیقی فیلم، ساخت موسیقی فیلم «هامون» با کارگردانی داریوش مهرجویی و بازی خسرو شکیبایی باشد. او آنقدر در این پروژه سهیم بود که حتی خودش خسرو شکیبایی را برای ایفای نقش حمید هامون به داریوش مهرجویی معرفی کرد. داریوش مهرجویی در رابطه با تاثیر فیلم «هامون» بر مرحوم چشم آذر و شخص خود او چنین می‌گوید:
آقای چشم‌آذر موسیقی‌دان برجسته‌ای بود. به نظر من در زمینه موسیقی پاپ و فیلم خیلی موفق بود. کارهایی که با من انجام داد، عالی بود؛ مثل «هامون»، «اجاره نشین‌ها»، «بانو»، «میکس» و «دختردایی گمشده». در این فیلم‌ها او با من همکاری داشت و خیلی هم کارش خوب بود.
آنچه مسلم است این است که فیلم «هامون» خیلی روی چشم آذر تاثیر گذاشت و حتی باعث شد از همسرش جدا شود. نمی‌دانم چطور رویش تاثیر گذاشت؛ به هرحال فیلم درباره جدایی زن و شوهری است و من فکر می‌کنم چشم‌آذر با کاراکتر شوهر یعنی هامون (با بازی خسرو شکیبایی) همذات‌پنداری کرد و یک‌جوری خواست این رابطه را داغان کند. زده بود به سرش، رفته بود به عوالم دیگری. خواب حضرت علی را دیده بود و اصلا همان چیزهایی که در فیلم میکس می‌گوید خودش بود. بنابراین زندگی خانواده‌اش هم لطمه دید.
چشم‌آذر در فیلم میکس خودش بود. برای اینکه کاراکتر جالبی داشت و وقتی روی یک موضوع متمرکز می‌شد، دیگر خیلی متعصب و دگماتیسم می‌شد ولی این کاراکترش بود، کاری‌اش نمی‌شد کرد.
مهرجویی در ادامه می‌گوید: وقتی به ناصر چشم آذر گفتم بیاید در فیلم میکس بازی کند، خیلی دوست داشت و قبول کرد و آمد جلوی دوربین اما کار سخت بود؛ چون مدام می‌رفت و می‌آمد یعنی با توجه به روحیه‌اش کار کردن با او کمی سخت بود. چشم آذر در زمینه بازیگری حرفه‌ای نبود اما چه بازی قشنگی در این فیلم ارائه داد. وقتی آهنگ می‌زد، می‌خواند و می‌رفت پشت شمع‌ها!

ناصر چشم‌آذر از اولین پیشگامان موسیقی الکترونیک در ایران بود

ناصر چشم‌آذر برای ساخت موسیقی متن فیلم هامون برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن در هشتمین دوره از جشنواره فیلم فجر شد. چشم‌آذر پس از هامون، برای پروژه قصه‌های مجید با داریوش مهرجویی همکاری کرد. پس از آن هم برای اولین بار با تهمینه میلانی برای فیلم «دیگه چه خبر؟!» همکاری کرد. پس از تهمینه میلانی نوبت به دومین همکاری با ایرج قادری و این‌بار در فیلم «می‌خواهم زنده بمانم» رسید. او در سال ۱۳۷۴ در همکاری دوباره با کیومرث پوراحمد و خسرو شکیبایی موسیقی متن فیلم «خواهران غریب» را خلق کرد. موسیقی متن فیلم «خواهران غریب» برنده‌ی سیمرغ بلورین در چهاردمین دوره از جشنواره فجر شد و موسیقی متن این فیلم در جشنواره فیلم مالزی هم به عنوان بهترین موسیقی متن انتخاب شد. چشم آذر پس از همکاری با کارگردان‌های مختلف، در سال ۱۳۸۱ وظیفه آهنگسازی سریال «خواب و بیدار» به کارگردانی مهدی فخیمی زاده را برعهده گرفت.
او آموختن را زیباترین مرحله زندگی بشر می‌دانست

چشم آذر در سال ۱۳۸۲ اولین همکاری‌اش را با پوران درخشنده در پروژه «شمعی در باد» تجربه کرد و پس از آن در سال ۱۳۸۴ نوبت به همکاری دوباره با تهمینه میلانی رسیده بود؛ جایی که او این‌بار وظیفه آهنگ‌سازی فیلم «آتش بس» را برعهده گرفت. برخی از سینماگران بودند که هر چند سال حداقل یک پروژه را با همکاری مرحوم چشم‌آذر تولید می‌کردند. کارگردان‌هایی مانند سیروس الوند، داریوش مهرجویی و تهمینه میلانی همکاری‌های قابل توجه‌ای با او داشته‌اند. چشم‌آذر در کارنامه‌اش سابقه همکاری با عباس کیارستمی را هم دارد. طبق اعلام خودش، او و کیارستمی برای چند فیلم کوتاه دو دقیقه‌ای با هم همکاری کرده‌اند. چشم آذر در برنامه خندوانه، در رابطه با عباس کیارستمی جملات جالبی به زبان می‌آورد که در زیر می‌توانید برخی از آن‌ها را بخوانید: 
  • زندگی و دیگر هیچ. 
  • ما که هیچ تو را باور کردیم. 
  • ما که گیج عشق‌بازی با خانه دوست شدیم.
  • ما که بهداشت را در کودکی از تو یاد گرفتیم.
مرحوم حسن جوهرچی هم از جمله افرادی است که صحبت‌های جالبی در رابطه با ناصر چشم‌آذر کرده است. او با اشاره به شخصیت آرام ناصر چشم آذر چنین می‌گوید: اگر با موسیقی زندگی نکند، صمیمی نباشد و موسیقی برایش لذت‌بخش نباشد، نمی‌تواند باران عشق بسازد.

ناصر چشم آذر صبح روز جمعه، ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ بر اثر عارضه قلبی درگذشت. 

در زیر می‌توانید فهرست برخی از فعالیت‌های او در زمینه آهنگ‌سازی سینمایی را مطالعه کنید:

[تصویر:  do.php?img=4933]

چاپ این مطلب

  ساعت‌ تبلیغاتی مچی و رومیزی
ارسال کننده: mahya68 - ۹۷/۲/۱۹، ۰۴:۰۳ عصر - انجمن: معرفی سایت، وبلاگ و خدمات - بدون پاسخ

خیلی غیرمعمول نیست که مردم هدایای تبلیغاتی که دریافت می‌کنند را جایی دور از چشم بگذارند، چون اکثر این کالاها اصلا قابل استفاده نیستند. مردم اکثرا یا این کالاها را دور می‌اندازند، یا آنها را در کشوها و کمدهای خود می‌گذارند که هیچکس نمی‌تواند آنها را ببیند و یا فقط چند بار از آن استفاده می‌کنند و خیلی زود به کل فراموش‌شان می‌کنند.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
،  ساعت مچی و رومیزی، کالاهایی بسیار مفید و کاربردی هستند. شما باید این موضوع را درک کنید که هنگام انتخاب یک کالای تبلیغاتی، باید مطمئن شوید که این کالا برای افرادی که آن را دریافت می‌کنند مفید و کاربردی باشد. به همین دلیل است که شرکت‌های بزرگ ساعت‌ را برای تبلیغات انتخاب می‌کنند.

[تصویر:  2018_1_21_c5_4e901aae-2eb6-4daa-8a9f-b28d75caeda8.jpg]

اما چرا ساعت تبلیغاتی؟
ساعت‌های تبلیغاتی هدایای فوق‌العاده‌ای برای کارکنان هستند
در صورتی که بخواهید به کارمنان خود برای دستاوردها و خدماتی که در طول سال‌ها برای سازمان شما انجام داده‌اند پاداش بدهید و آنها را تشویق کنید، ساعت‌های شرکتی می‌توانند هدیه‌های جالب‌توجهی باشند. با اینکار به آنها نشان می‌دهید که حضورشان برای شما و سازمان اهمیت دارد.

ساعت‌ها هدایای «تشکر» فوق‌العاده‌ای برای مشتری‌ها هستند
آیا در حال حاضر مشتری یا مشتری‌هایی دارید که در طول سالها به شما وفادار مانده‌اند و رقبایتان در تلاش برای «دزدیدن» آنها باشند؟ آیا این مشتری‌ها یکی از بزرگترین مشتری‌های شرکت شما هستند؟ می‌توانید با هدیه دادن ساعت‌هایی با برند شرکت خودتان، از آنها برای حمایت و وفاداری‌شان تشکر کنید.

تنوع ساعت‌ها بسیار زیاد است
ممکن است ایده هدیه دادن ساعت یکسان باشد، اما وقتی در بازار ساعت‌های تبلیغاتی باشید، متوجه می‌شوید که ساعت‌ها انواع مختلف دارند: نقره، پلاتین، طلا، مردانه، زنانه و غیره. در واقع، این لیست عملا پایانی ندارد.

ساعت‌های مارکدار، هدایای ارزشمندی هستند
حقیقت این است که بسیاری از هدایای تبلیغاتی ارزان، در عموم وجهه خوبی ندارند (البته این به این معنا نیست که مردم از این هدایای تبلیغاتی استفاده نمی‌کنند)، اما ساعت‌، کالایی است که همه افراد به خوبی به ازش آن واقفند.

با هدیه دادن یک ساعت دیواری تبلیغاتی، به گیرنده نشان می‌دهید که می‌خواهید او به کار با کسب‌وکار شما افتخار کند. در حقیقت به او نشان می‌دهید که برایش ارزش قائل هستید و به همین دلیل است که یک کالای ارزشمند و کاربردی به او هدیه می‌دهید.

ساعت‌ها همیشه مورد استفاده قرار می‌گیرند
اکثر مردم از ساعت استفاده می‌کنند، بنابراین اگر به افراد ساعت تبلیغاتی هدیه دهید، می‌توانید اطمینان حاصل کنید که از آنها استفاده می‌شود. اگر به مشتری‌های خود ساعت دیواری تبلیغاتی بدهید، قطعا آنها را بر روی دیوار خانه یا دفتر خود آویزان می‌کنند و هر موقع برای چک کردن زمان به ساعت شما نگاه کنند، شرکت شما و خدمات‌تان را به یاد می‌آورند.

اگر به کارمندهایتان ساعت هدیه بدهید، همیشه آنها را به یاد موفقیت‌هایشان خواهید انداخت.
هنگامی که نوبت به انتخاب بهترین هدیه تبلیغاتی می‌رسد، بدون شک ساعت در صدر فهرست قرار دارند. هنگام هدیه دادن ساعت‌های تبلیغاتی، از این سه مورد مطمئن شوید:

· اینکه آنها حتما از آن استفاده می‌کنند یا خیر.

· اینکه لوگو یا برند شرکت‌تان بر روی ساعت مشخص است و آنها را به یاد شرکت شما خواهد انداخت.

· اینکه آنها باور دارند که واقعا برای شرکت شما ارزشمند هستند.

ساعت‌های مچی، رومیزی و دیواری تبلیغاتی، شیوه‌ای ماهرانه هستند برای اینکه به مشتری‌ها و کارمندان‌تان نشان دهید که دارایی ارزشمندی برای کسب‌وکارتان هستند و به این ترتیب می خواهید از آنها تشکر کنید؛ این واقعیتی است که مردم دوست دارند از آنها قدردانی شود و شما با هدیه دادن یک ساعت دیواری تبلیغاتی، مچی یا رومیزی به آنها، از آنها قدردانی خواهید کرد.

همچنین بد نیست بدانید که ساعت‌های دیواری تبلیغاتی روشی قطعی برای در معرض دید قرار دادن برندتان است. قطعا می‌دانید که زندگی روزانه ما تا چه حد به زمان وابسته است. هر بار که یکی از مشتری‌های احتمالی‌تان زمان را با نگاه کردن به ساعت تبلیغاتی شما چک کند، شما هم یک قدم به تبدیل او به یک مشتری دائمی نزدیک‌تر می‌شوید.

مطالعات انجام شده در مورد بازاریابی و بازاریابی برند نشان می‌دهد که یک مشتری احتمالی، قبل از تصمیم‌گیری برای خرید محصول، باید آگهی آن را حداقل 6 بار ببیند. یک ساعت دیواری تبلیغاتی، گزینه‌ای خوبی خواهد بود، چراکه حتی بیشتر از شش بار در روز در معرض دید مشتری‌های احتمالی شما خواهد بود.

یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های ساعت‌های تبلیغاتی این است که آنها را می‌توان تقریبا در هرجایی استفاده کرد، همه ما، هرجایی که باشیم، دائما زمان را چک می‌کنیم.

از آنجایی که دامنه انتخاب محصولات تبلیغاتی بسیار گسترده است، ما در اسکار، ساعت‌های تبلیغاتی با کیفیت بالا و ساخته شده توسط بهترین تولیدکنندگان موجود در این صنعت را برای شما فراهم کرده‌ایم. ویژگی اصلی ساعت‌های تبلیغاتی ما، دوام و عمر طولانی آنهاست، چراکه نمی‌خواهیم ساعت‌های تبلیغاتی که می خواهید به کارکنان و مشتری‌های خود هدیه دهید، پس از چند روز یا چند ماه از کار بیفتند.

سرمایه‌گذاری در یک کالای تبلیغاتی گران‌قیمت، باید تصویر خوبی از شرکت شما ارائه ‌دهد و این همان چیزی که در کسب‌وکار به آن نیاز دارید.
هدف ما در اسکار با سال ها سابقه در این امر، ارائه بهترین خدمات به مشتریان است.

چاپ این مطلب

  20 مزیت مهم آموزش موسیقی
ارسال کننده: mahya68 - ۹۷/۲/۱۹، ۰۳:۳۲ عصر - انجمن: معرفی سایت، وبلاگ و خدمات - بدون پاسخ

تقریبا همه از موسیقی لذت می برند، چه از طریق گوش دادن به آن، آواز خواندن، و یا نواختن یک آلت موسیقی. اما با وجود این علاقه تقریبا همه جانبه، بسیاری به کنار گذاشتن برنامه های آموزش موسیقی از برنامه های آموزشی خود هستند. این یک اشتباه است؛ با این کار نه تنها یک موضوع لذت بخش را از دست می دهند، بلکه موضوعی که می تواند زندگی و آموزش دانشجویان را غنی کند را مورد اغماض قرار داده اند.

با خواندن ادامه مطلب متوجه شوید که چرا آموزش موسیقی بسیار مهم است و چگونه می تواند مزایایی حتی فراتر از خود ارائه دهد.


1. آموزش موسیقی وتوسعه توانایی زبان و استدلال شما
دانش آموزانی که از سنین پایین به یادگیری موسیقی در دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 می پردازند، بخش هایی از مغز آنها که مربوط به زبان و استدلال است توسعه بیشتری پیدا می کند. نیمکره چپ مغز آنها با یادگیری موسیقی پیشرفته بهتری خواهد داشت و آهنگ ها می توانند به ثبت اطلاعات در ذهن جوانان کمک کنند.

[تصویر:  20%20Important%20Music%20Learning%20Aids-2.jpg]


2. تسلط بر حفظ مطالب
حتی هنگام نواختن موسیقی از روی نوشته های ملودی، نوازندگان به طور مداوم از حافظه خود برای انجام کار خود استفاده می کنند. مهارت حفظ کردن مطالب می تواند به دانش آموزان در آموزش و پرورش و فراتر از آن، کمک کند.


3. دانش آموزان می آموزند که کار خود را بهبود ببخشند
یادگیری موسیقی باعث ارتقاء مهارت ها می شود و دانش آموزان می خواهند که به جای کار متوسط، کار بهتری انجام دهند. این تمایل می تواند در همه ابعاد تحصیلی اعمال شود.


4. افزایش هماهنگی
دانش آموزانی که با آلات موسیقی کار می کنند می توانند هماهنگی دست و چشم خود را بهبود بخشند. درست مثل ورزش کردن، کودکان هنگام نواختن موسیقی می توانند مهارت های حرکتی خود را توسعه دهند.


5. حس موفقیت
یادگیری نواختن قطعات موسیقی با یک ابزار جدید می تواند یک هدف چالش برانگیز اما قابل دستیابی باشد. دانش آموزانی که حتی به کوچکترین هدف در موسیقی دست می یابند قادر به افتخار کردن به دستاوردهای خود خواهند بود.


6. بچه ها در مدرسه مشغول به تحصیل می شوند
یک موضوع لذت بخش مانند موسیقی کودک می تواند بچه ها را سرگرم کند و آنها را به حضور در مدرسه ترغیب کند. به نظر می رسد که نوازندگان هنرجو در مدرسه به تحصیل در موضوعات دیگر نیز ادامه خواهند داد.


7. موفقیت در جامعه
موسیقی پوششی از جامعه ما است و موسیقی می تواند توانایی ها و شخصیت افراد را شکل دهد. دانش آموزان حاضر در یک گروه موسیقی و یا ارکستر احتمالا در طول عمر خود کمتر از مواد سوء استفاده می کنند.

آموزش موسیقی کودک می تواند تا حد زیادی به توسعه فکری کودکان کمک کند.


8. رشد عاطفی
دانش آموزان در آموزشگاه موسیقی می توانند بیشتر از لحاظ احساسی توسعه یافته و به همدلی نسبت به سایر فرهنگ ها تمایل داشته باشند و عزت نفس بالاتری داشته و در مقابله با اضطراب بهتر عمل کنند.


9. دانش آموزان الگوهای یادگیری را فرا می گیرند
کودکان با کمک آموزش موسیقی کودک می توانند مهارت های ریاضی و شناخت الگویی خود را توسعه دهند. نواختن موسیقی فرمت سرگرم کننده ای از تکرار و تمرین می باشد.


10. نمرات بهتر
دانش آموزانی که دارای تجربه یادگیری موسیقی هستند قادر به دریافت نمرات بالاتر خواهند بود. نتایج یک گزارش، 63 امتیاز بالاتر در مهارت کلامی و 44 امتیاز بیشتر در ریاضی را برای دانش آموزانی که دوره های موسیقی را گذرانده اند، اعلام کرده است.

[تصویر:  20%20Important%20Music%20Learning%20Aids.jpg]


11. مهارت های شنیداری دقیق
موسیقیدانان می توانند عناصر معنی دار، اطلاعاتی در صداها، مانند معنای عاطفی در گریه نوزاد را تشخیص دهند. دانش آموزانی که موسیقی را تمرین می کنند توجه بیشتری به حس شنوایی خواهند داشت و الگوهای قابل پیش بینی از سر و صدای اطراف را انتخاب می کنند.


12. موسیقی تخیل و کنجکاوی فکری را ایجاد می کند
معرفی موسیقی در سال های اولیه کودکی می تواند به ایجاد نگرش مثبت به یادگیری و کنجکاوی کمک کند. آموزش هنری تمام مغز را توسعه داده و تخیل کودک را رشد می دهد.


13. موسیقی می تواند آرامش بخش باشد
دانش آموزان می توانند با یادگیری نواختن موسیقی با استرس مبارزه کنند. موسیقی آرامش بخش به خصوص برای کودکان لذت بخش است.


14. آلات موسیقی می توانند نظم را آموزش دهند
کودکانی که یاد می گیرند یک ابزار موسیقی را بنوازند، می توانند یک درس ارزشمندی در زمینه نظم بیاموزند. آنها مجبور خواهند بود زمان را صرف تمرین کنند و با چالش یادگیری نظم و انضباط برای کسب مهارت در نواختن ابزار خود روبرو شوند.

[تصویر:  20%20Important%20Music%20Learning%20Aids-1.jpg]


15. آمادگی برای اقتصاد خلاق
سرمایه گذاری در آموزش خلاق می تواند دانش آموزان را برای تبدیل شدن به یک نیروی کار خلاق آماده کند. اقتصاد جدید حرفه های هنری بیشتری را ایجاد کرده است و این شغل ها ممکن است در آینده سریعتر از دیگران رشد کنند.


16. توسعه تفکر خلاق
کودکان و نوجوانانی که هنر را فرا می گیرند می توانند خلاقانه فکر کنند. این نوع آموزش و پرورش می تواند به حل مسائل با تفکر خارج از جعبه کمک کند و درک کنند که ممکن است بیش از یک پاسخ درست وجود داشته باشد.


17. موسیقی می تواند اطلاعات فضایی را توسعه دهد
دانش آموزانی که موسیقی را یاد می گیرند، می توانند هوش فضایی خود را بهبود ببخشند، که به آنها اجازه می دهد تا دقت جهان را درک کنند و تصاویر ذهنی خود را شکل دهند. هوش فضایی برای درک ریاضیات پیشرفته مفیدتر است.


18. بچه ها می توانند کار گروهی را بیاموزند
بسیاری از برنامه های آموزشگاه موسیقی پارسه ، کار گروهی برای نواختن یک آلت موسیقی را در قالب بخشی از یک گروه یا ارکستر ارائه می کنند. در این گروه ها دانش آموزان یاد خواهند گرفت چگونه با هم کار کنند و همکاری داشته باشند.


19. مسئولیت و ریسک پذیری
اجرای یک قطعه موسیقی می تواند ترس و اضطراب را به همراه داشته باشد. انجام این کار به بچه ها آموزش می دهد که چگونه ریسک کنند و با ترس روبرو شوند، که به آنها کمک می کند موفق شوند و از پتانسیل خود استفاده کنند.


20. اعتماد به نفس بیشتر
با تشویق معلمان و والدین، دانش آموزان با نواختن یک ابزار موسیقی می توانند به غرور و اعتماد به نفس برسند.
آموزش موسیقی نیز احتمالا ارتباطات بهتر را برای دانش آموزان فراهم می کند.

چاپ این مطلب

  پنج مورد که پرستار کودک از مادر مخفی می کند
ارسال کننده: mahya68 - ۹۷/۲/۱۹، ۰۳:۰۶ عصر - انجمن: گفتگوی آزاد - بدون پاسخ

پرستار نمی گوید که بچه ها را به موقع به رختخواب نبرده است.
اگر صبح احساس کنید کودک شما کسل است و کم خوابیده است از پرستار سوال کنید که چرا کودک خواب کافی نداشته است نمی گوید که خودش او را دیر به رختخواب برده است. معمولا می گوید کودک بازیگوشی کرده و یا غذایش را دیر خورده است.
در صورتی که یک پرستار بچه می بایست جوری برنامه ریزی کند که کودک غذایش را به موقع بخورد و او را حمام کند، برایش کتاب بخواند و او را به موقع بخواباند.
اگر دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 شما به صورت شبانه روزی در منزل نمی ماند از او بخواهید عصرها کمی زودتر بیاید تا بتواند به همه ی کارهای قبل از خواب کودک رسیدگی کند. همچنین ممکن است زمانی نیاز باشد تا کودک بتواند با پرستار ارتباط برقرار کند و به حرف های او گوش کند.

[تصویر:  nanny-babysitter-san-francisco-marin1.jpg]

پرستار در مورد راحت بودن کارهای مربوط به منزل و نگهداری از کودک صحبت نمی کند.
اگر در ابتدا به پرستار بچه خود بگویید که باید زمان زیادی را صرف جمع کردن اسباب بازی های کودکتان بکند و یا اینکه انرژی و زمان زیادی باید برای غذا دادن به کودک بگذارد، و در طول کار متوجه شود که کودک خودش در جمع کردن اسباب بازی ها کمک میکند و یا اینکه ارتباط خوبی بین مراقب و کودک برقرار شده که باعث می شود در زمان وعده های غذایی به راحتی بتواند غذای کودک را بدهد.
پرستار هیچ گاه به شما نمی گوید که حجم کار کمتر از آن چیزی ست که در ابتدا به او توضیح داده اند. معمولا این اتفاق به این دلیل می افتد که پرستار احساس می کند با گفتن این حرف ارزش کار او کم می شود. یا ممکن است روی حقوق و مزایای او تاثیر بگذارد.

پرستار در مورد دعوا و بحث کودکانتان واقعیت را نمی گویند.
ممکن است کودکان شما چند بار در طول روز با هم دعوا کنند. معمولا بین خواهر برادرها این اتفاق طبیعی است. از دوران کودکی تا نوجوانی شما شاهد اختلاف ها و دعوای بین فرزانتان هستید.
در مورد جزییات این مسئله از پرستار سوال نکنید. سعی کنید با خود کودک صحبت کنید و اگر نتوانستید بین خودشان قضیه را حل و فصل کنید و نیاز شد با پرستار هم صحبت کنید، این گفتگو را در حضور فرزندان انجام ندهید.
پرستار بچه ممکن است قضاوت درستی از دلیل درگیری نداشته باشد و یا شاهد همه ی ماجرا نباشد و جوری داستان را برای شما تعریف کند که خلاف واقع باشد.

پرستار شما نمیگوید بعد از رفتن شما چقدر کودکتان گریه کرده است.
هنگامی که از منزل خارج می شوید کودک شما شروع به بی قراری و گریه میکند و ممکن است مدت زیادی گریه او ادامه داشته باشد. نباید خیلی به این مورد اهمیت دهید تا فرزندتان عادت کند. این وظیفه دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 است که با خواندن کتاب و پخش موسیقی و سرگرم کردن او گریه را خاتمه دهد.
ولی در پایان روز به شما نمی گوید که چقدر طول کشید تا کودکتان آرام شود. خیالتان راحت باشد که هر روز کمتر از روز قبل گریه خواهد کرد تا کم کم این عادت از سر او بیفتد. بنابراین از پرستار در مورد جزییات زمان گریه سوال نکنید و به او راهکار های لازم را آموزش دهید و بگویید که برای روزهای اول طبیعی است که کودک به نبود مادر عادت نداشته باشد.

پرستار هیچ گاه به شما نمی گوید که آنها یک قانون منزل را شکسته اند.
شما در ابتدا قوانین منزل را برای پرستار بچه شرح می دهید به او می گویید که ناهار باید ساعت 12 ظهر صرف شود. کودک نباید بیشتر از یک ساعت تلویزیون ببیند. یا حق ندارد بازی کامپیوتری انجام دهد. پرستار هم حق ندارد کودک را با اسباب بازیهایش در اتاق تنها بگذارد و سریال ببیند و یا با گوشی هوشمند خود مشغول شود.
اینها قوانینی است که در ابتدای قرارداد مطرح میکنید ولی نباید توقع داشته باشید تمامی آنها با دقت پیاده شوند. ممکن است روزی کودک پرستارش را راضی کند که بیشتر به تماشای تلویزیون بنشید و یا از خوراکی هایی که منع شده است بخورد.
پرستار بچه هم گاهی خسته می شود و ترجیح می دهد فرزند را با وسیله ای مشغول کند تا استراحت کند و به امور شخصی خود بپردازد. بنابراین تا حدی انتظار داشته باشید که در منزل قوانین اجرا نشده باشد.

چاپ این مطلب

  استفاده از Cloud و امنیت Password
ارسال کننده: arenanoc - ۹۷/۲/۱۹، ۰۲:۲۷ عصر - انجمن: کامپیوتر و اینترنت - بدون پاسخ

آیا با استفاده از کلود پسورد حذف خواهد شد؟
آیا پسورد ها در حال جایگزینی می باشند و تکنولوژی کلود زوال پسورد ها را تسریع می کند؟
هک ها و حملات صورت گرفته اخیر تصاویر در Cloud-store، باعث افزایش این ابهام در مورد آسیب پذیر بودن پسورد در ذهن مردم می شود.

Cloud-store ها در حال تبدیل به منبعی برای ذخیره سازی اطلاعات شخصی دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
از زندگی روزانه ی افراد می باشند. ترس از سواستفاده آنها باعث شده سیستم هایی
 که از کلمه ی عبور جهت تایید هویت کاربران استفاده می کنند، نظیر iCloud، مورد سرقت اطلاعات واقع شده اند را به فکر جایگزین کردن این روش با روش هایی کاراتر بیاندازد.

سرویس های اپل iCloud، بعد از فاش شدن سرقت عکس های شخصی هنرمند مشهور آمریکایی توسط افراد سودجو، کمتر مورد استقبال عموم مردم واقع شدند.
 اگرچه این سرقت اطلاعات شخصی، مطابق با اعلام محققان امنیتی به علت استفاده از رمز کاربری نه چندان قوی مورد استفاده بوده است.

سرویس های Cloud این روزه بیشترین هدف افراد نفوذگر و سود جو هستند. با توجه به این مهم که امروزه اکثر مردم رو به استفاده از Cloud جهت ذخیره سازی اطلاعات شخصی
 خود در این دریای بی پایان امکانات آورده ند، بهترین هدف برای افراد نفوذگر دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
می باشد و رایج ترین راه برای نفوذ، شکستن Account با استفاده از Front Door، یا نفوذ مستقیم
 با بهره گیری از پسورد های ضعیف می باشد.

تکنولوژی Cloud، هنوز یک تکنولوژی نوپا محسوب می شود و برخی از شرکت ها در زمینه ی امنیتی بسیار ضعیف عمل می کنند. آنها قادر به برقراری سهولت دسترسی توأم 
با تضمین امنیت اطلاعات نیستند و عموما تضمین امنیت را قربانی سهولت دسترسی می کنند.

شرکت اپل با پیشگام شدن در این زمینه برای جایگزین کردن استفاده از اثر انگشت به جای استفاده از کلمه عبور، اولین گام برای این تغییر را برداشته. همچنین این شرکت
 برای پرداخت های آنلاین از OPT استفاده می کند. که برای بحث پرداخت جایگزین مناسبی برای کلمه ی عبور دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
به حساب می آید. همین طور دولت امریکا استراتژی جایگزین
 کردن استفاده از پسورد با روش های ایمن تر را تا سال 2020 در دستور کار خود قرار داده  است.
این روز ها شرکت های نظیر گوگل و اپل به مردم توصیه می کنند تا از روش های تایید 2 مرحله ای جهت ورود به سیستم های خود بهره مند شوند. ایراد این مسئله عموما 
در اعتماد کردن کاربران به شرکت ها می باشد. چراکه این روش در حال حاضر عموما با استفاده از یک پسورد روی وسیله ی کاربری و یک شناسایی و تایید هویت در سمت سرویس Cloud، امکان پذیر است.

حال این سوال مطرح می شود که ایا روش هایی مانند استفاده از Multi Factor Authentication، جایگزین مناسب و مقرون به صرفه ای برای کلمه های عبور فعلی خواهند بود؟
آیا راه کار جدیدی در حال شکل گیری است؟

باید منتظر اخباری جذاب پیرامون این مسائل باشیم. این روز ها استفاده از سرویس های Cloud رو به افزایش است. تراکنش های تحت بستر اینترنت رو به افزایش است 
و ذخیره سازی اطلاعات بیشتر روی فضا های Cloud انجام می شود. کلمات عبور دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
به تنهایی نمی توانند ضامن امنیت اطلاعات و فعالیت های شما باشند. افراد نفوذگر و
 سود جو به هر حال می تونند با استفاده از روش های مختلف راهی برای دور زدن کلمه ی عبورتان پیدا کنند. بنابراین بهترین راه استفاده از روش هایی مطمئن تر و ایمن تر
 برای ورود به اکانت Cloud می باشد. در حال حاضر تنها راه کار های موجود استفاده از کلمات عبور قوی و ایمن و یا اعتماد به شرکت های ارائه کننده ی تایید هویت دو مرحله ای
 و استفاده از سرویس های ارائه شده ی انها می باشد.

چاپ این مطلب